معنی شعر بوی گل و ریحان ها فارسی دهم + صوت و آرایه ها

شعر بوی گل و ریحان ها فارسی دهم یکی از زیباترین شعرهای ادبیات فارسی این پایه می باشد.در این بخش از گهر برای شما دانش آموزان عزیز پایه دهم معنی، آرایه ها و صوت این شعر زیبا را تهیه کردیم.با ما همراه باشید.

شعر بوی گل و ریحان ها

معنی شعر بوی گل و ریحان ها فارسی دهم

صوت شعر بوی گل و ریحان ها

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌ها              بی خویشتنم کردی، بوی گل و ریحان‌ها

معنی: هنگامی که دل عاشق من به بستان‌ها می‌رفت، بوی گل و گیاهان من را شیفته و سرگشته کرد.
پیام: زیبایی طبیعت

قلمرو زبانی

سودایی: عاشق، شیفته، شیدا / بستان: باغ، گلستان / بی خویشتن: سرگشته / بو: رایحه، آرزو / ریحان: هر گیاه سبز و خوشبو، نازبو / بیت: دو جمله/ «ـَ م» در بی‌خویشتنم: مفعول

قلمرو ادبی

دل: مجاز از سخنور / ایهام: بو ← ۱- آرزو ۲- رایحه / سودایی بودن و به گلستان رفتن برای دل: تشخیص و استعاره / بستان و گل و ریحان: تناسب / بی‌خویشتن: کنایه از بی‌اختیار و سرمست

گه نعره زدی بلبل، گه جامعه دریدی گل             با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها

معنی: گاهی بلبل آواز می خواند و از آواز آن گل می شکفت. در این هنگام به یاد تو افتادم و همه آن زیبایی ها را فراموش کردم.
پیام: بی ارزشی خوشی جهان در برابر ارزش دلبر

قلمرو زبانی

گه: گاه / نعره: فریاد / جامه: تن پوش / دریدن: پاره کردن (بن ماضی: درید، بن مضارع: در) / با: به / مرجع «آنها»: بلبل و گل / با یاد تو: به یاد تو / بیت: چهار جمله / نعره و جامه: نقش مفعول.

قلمرو ادبی

نعره‌زدن: کنایه از با هیجان نغمه خواندن / جامه دریدن گل: جانبخشی، کنایه از شکفتن / وا‌ج‌آرایی «د» / نعره‌زدن بلبل و جامه‌دریدن گل: تشخیص و استعاره / جامه: استعاره از گلبرگ / / جامه‌دریدن: کنایه از شکوفایی و هیجان / بلبل و گل: مراعات نظیر (تناسب).

تا عهد تو در بَستم عهد همه بشکستم             بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

معنی: تا با تو عهد و پیمان عشق و دوستی بستم با دیگران عهد و پیمانم را شکستم. با وجود عهد و پیمان با تو شایسته است عهد و پیمان های دیگر شکسته شود.
پیام: استواری پیمان با دلبر و گسستن از دیگران

قلمرو زبانی

عهد: پیمان / روا: جایز / نقض: شکستن و باطل کردن (هم آوا؛ نغز: عالی) / بیت: سه جمله / عهد: نقش مفعول / روا: نقش مسند.

قلمرو ادبی

دربستم، بشکستم: تضاد / واژه آرایی: عهد، تو، همه / عهد و پیمان: تناسب / شکستن عهد: کنایه از بد عهدی و عمل نکردن به پیمان / عهد و تو و همه: آرایه تکرار

تا خار غم عشقت آویخته در دامن           کوته نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها

معنی: تا زمانی که غم عشق تو همانند خاری همراه من است، نادانی است اگر در فکرِ رفتنِ به گلستان ­ها باشم.
پیام: بی تو هیچ چیز این جهان برایم خوشی ندارد

قلمرو زبانی

کوته نظری: اندک بینی، عاقبت اندیش نبودن / آویختن: آویزان شدن، چنگ زدن (بن ماضی: آویخت، بن مضارع: آویز) / خار: تیغ گیاه / آویخته: فرورفته، آویزان شده / بیت: دو جمله / کوته‌نظری: نقش مسند.

قلمرو ادبی

خار غم: اضافه تشبیهی / در دامن آویختن: کنایه از همراه بودن / کوته‌نظری: کنایه از ناقص‌بودن فکر / خار و دامن و گلستان: تناسب.

گر در طلبت رنجی ما را برسد            شاید چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها

معنی: اگر در طلب عشق تو، رنج و زحمتی به ما برسد شایسه است. کسی که عشق به کعبه در دل او باشد، تحمل مشکلات و سختی‌های راه و بیابان برای او آسان است.
پیام: پذیرش رنج برای رسیدن به دلبر

قلمرو زبانی

گر: اگر / را: به معنای «به» / شاید: شایسته است (فعل)/ حرم: گرداگرد جای مقدس / سهل: آسان / طلب: خواستن، جستجو / شاید: فعل به معنای شایسته و سزاوار است / بیت: چهار جمله / «ـَ ت» نقش مضافٌ‌الیه

قلمرو ادبی

مجاز از کعبه / اسلوب معادله (برای فارسی دوازدهم) / عشق مانند حرم: تشبیه / سهل: ایهام تناسب: ۱- آسان ۲- زمین نرم و هموار که با بیابان تناسب دارد / بیابان: نماد سختی و مشکلات

گویند مگو سعدی، چندین سخن از عشقش            می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها

معنی: به من می‌گویند که ای سعدی این همه از عشق به معشوق نگو. من نیز در پاسخ آنها می‌گویم كه نه تنها من از عشق سخن خواهم گفت، بلكه بعد از من نیز در آینده دیگران نیز از عشق سخن خواهند گفت.
پیام: ارزش دلبر

قلمرو زبانی

دوران‌ها: روزگاران / بیت: پنج جمله / سعدی: مناد / «ـَ ش» در عشقش: نقش مضافٌ‌الیه / سخن: نقش مفعول.

قلمرو ادبی

گویند، می‌گویم: اشتقاق (رشته انسانی) / وا‌ج‌آرایی «گ» / واژه آرایی: گویند / گویند: آرایۀ تکرار / گویند و مگو: تضاد
 
اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *