برای دانش آموزان عزیز پایه دوازدهم معنی شعر شکوه چشمان تو فارسی دوازدهم را همراه با آرایه های آن را تهیه کرده ایم.با تسلط به معنای شعر و آرایه های آن می توانید در امتحانات پایانی خود به سوالات مربوط به این شعر را پاسخ کامل دهید.
![معنی شعر شکوه چشمان تو فارسی دوازدهم [کامل با آرایه ها]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2026/07/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85.webp)
معنی شعر شکوه چشمان تو فارسی دوازدهم
آه، این، سرِ بریدهٔ ماه است در پگاه؟ / یا نه! سرِ بریدهٔ خورشیدِ شامگاه؟
آیا این شهید سربریده همچون ماهی است که در پگاه طلوع کرده است؟ (شاعر تصویر هلال ماه را به سربریدگی آن تعبیر می کند.) خورشید سربریده است به هنگام غروب؟
- پگاه: صبح زود
- آه: شبه جمله، صوت
- لحن: پرسشی
- شامگاه: هنگام شب
- بیت: چهار جمله
- سر: نقش مسند
- پگاه: نقش متمّم
- تشبیه در هر دو مصراع: این سر بریده شهید مانند سر بریده خورشید و ماه است
- پگاه، شامگاه: تضاد
- بیت تجاهل العارف دارد.
- سر ماه و سِر خورشید: اضافهٔ استعاری، تشخیص
- تناسب: ماه، خورشید
- واژه آرایی: سر، بریده
- مجاز: سر مجاز از گردن است.
- آه و ماه: جناس ناقص اختلافی
- سر بریده: آرایه تکرار
- واج آرایی «ر»
- خورشید و پگاه و شامگاه: مراعات نظیر (تناسب)
خورشید، بی حفاظ نشسته به روی خاک؟ / یا ماه بی ملاحظه افتاده بین راه؟
آیا سر بریده، خورشید است که بدون هیچ پوششی خود را از آسمان به روی خاک انداخته؟ یا ماه است که بدون ملاحظه زیبایی هایش، خود را روی زمین و بین راه انداخته است؟
- بی حفاظ: بدون حصار و نرده، آنچه اطراف آن را حصار نگرفته باشند.
- لحن: پرسشی، توصیفی و روایی
- بیت: دو جمله به شیوه بلاغی
- خورشید و ماه: نقش نهاد
- خورشید، ماه: استعاره از سر شهید
- خاک: مجاز از زمین
- نشستن خورشید روی خاک: تشخیص و استعاره
- ماه و راه: جناس ناقص اختلافی
- خورشید و ماه: تناسب
- بی ملاحظه ماه زیباست و بی ملاحظگی در مورد زیبارو یعنی زیبایی خود را آشکارا در معرض دید قرار دادن.
ارزشمندی پیکر شهید
ماه آمده به دیدن خورشید، صبح زود / خورشید رفته است سر شب سراغ ماه
گویا که ماه، صبح زود به دیدن رزمنده شهید آمده است و یا خورشید، شب آمده تا با شهید ملاقات کند.
- صبح زود، احتمالا اشاره به زمان شهادت شهید دارد که صبح بوده است.
- لحن: پرسشی، توصیفی و روایی
- بیت: دو جمله به شیوه بلاغی
- نقش ماه به ترتیب: نهاد – مضافٌالیه
- نقش خورشید به ترتیب: مضافٌ الیه – نهاد
- جانبخشی
- واژه آرایی: ماه، خورشید
- تضاد: صبح، شب؛ آمده، رفته
- خورشید نخست: استعاره از سر شهید
- ماه دوم: استعاره از سر شهید
- ماه و خورشید: استعاره از شهید حججی
- ماه و خورشید: مراعات نظیر
- خورشید و ماه: آرایه تکرار
- آمدن ماه به دیدن خورشید و رفتن خورشید سراغ ماه: تشخیص و استعاره
- آمده و رفته – خورشید و ماه – صبح و شب: تضاد
- واج آرایی «د».
- تجاهل العارف
ارزشمندی پیکر شهید
حُسنِ شهادت از همه حُسنی فراتر است / ای محسنِ شهید من، ای حُسنِ بی گناه
زیبایی و نیکویی شهادت، از هر زیبایی ای برتر است. ای محسن حججی شهید، ای زیبای بی گناه.
- حسن: زیبایی
- فراتر: برتر
- لحن: تعلیمی و منادایی
- بیت: سه جمله
- فراتر: نقش مسند
- نقش حُسن به ترتیب: نهاد – منادا
- واژه آرایی: حسن، ای
- حسن، محسن: اشتقاق (همریشگی)؛ جناسواره
- واج آرایی: «ن»
- کلّ بیت تلمیح به آیه قرآن
- حُسن: آرایه تکرار
- حُسن در مصراع دوم: استعاره از شهید
ارزش شهادت
ترسم تو را ببیند و شرمندگی کِشد / یوسف، بگو که هیچ نیاید برون ز چاه
ای شهید! تو از حضرت یوسف هم زیباتری و من میترسم که او با دیدن تو اندوهگین و شرمنده شود.
- لحن: تغزلی و عاشقانه
- بیت: پنج جمله
- یوسف: نقش نهاد برای جمله دوّم
- هیچ و برون: نقش قید
- تو و شرمندگی: نقش مفعول
- چاه: نقش متمّم
- تلمیح به داستان حضرت یوسف
- میترسم: ایهام (۱- یقین دارم. ۲- واهمه دارم)
- هیچ نیاید برون ز چاه: کنایه از اینکه خود را آشکار نکند.
- یوسف: نماد زیبایی
- دلیل بیرون نیامدن یوسف از چاه برای شرمندگی: حُسن تعلیل
- یوسف و چاه: مراعات نظیر
- اغراق
شاهد نیاز نیست که در محضر آورند / در دادگاه عشق رگ گردنت گواه
نیازی به حضور شاهد و گواه نیست؛ زیرا در دادگاه عشق، رگِ گردنِ تو، خود گواهی خواهد داد که در راه عشق شهید شده ای.
- شاهد: گواه
- محضر: محل حضور، دفترخانه، اینجا به معنای دادگاه
- لحن: تغزلی و عاشقانه
- بیت: سه جمله
- «است» در جمله پایانی به قرینه معنایی حذف شده است
- نیاز و گواه: نقش مسند
- دادگاه عشق: اضافهٔ تشبیهی؟
- رگ گردن مانند گواه: تشبیه
- واج آرایی «گ» و «د»
- رگ گردنت گواه: کنایه از جان باختن و شهادت
- گواهی دادن رگ گردن: تشخیص و استعاره
شاعر به ویژگیهای عاشق شهادت بودن، اسارت و شرافت شهید اشاره دارد.
دارد اسارت تو به زینب اشارتی / از اشتیاق کیست که چشمت کشیده راه؟
اسارت تو مانند اسارت حضرت زینب است. به شوق دیدن چه کسی چشم به راه و منتظر هستی؟
- اسارت: اسیر شدن
- لحن: تغزّلی و عاشقانه
- بیت: سه جمله
- اسارت و چشم: نقش نهاد
- اشارت: نقش مفعول
- اسارت، اشارت: جناس ناهمسان اختلافی
- چشمت کشیده راه: ترکیب کنایی است؛ یعنی به راه چشم دوخته شده است؛ به راه مینگری و منتظر هستی.
- بیت، تلمیح دارد به واقعهٔ عاشورا و اسارت حضرت زینب
- واج آرایی: «ش»
شهید، راه حضرت زینب را میرود، انتظار برای آمدن نجات دهنده
از دوردست میرسد آیا کدام پیک؟ / ای مسلم شرف، به کجا میکنی نگاه؟
آیا از دوردست ها برای تو قرار است پیکی برسد که اینچنین نگاه زیباست به آنجا خیره شده؟ ای مسلمان شریف و بزرگوار به کجا می نگری؟
- لحن: تغزلی و عاشقانه
- آیا کدام: لغزش نگارشی
- مسلم: مسلمان، پیرو دین اسلام، منظور مسلم بن عقیل است
- پیک: نامه بر، فرستاده
- شرف: بزرگواری، حرمت و اعتباری که از رعایت کردن ارزش های اخلاقی به وجود میآید.
- بیت: سه جمله
- پیک: نقش نهاد
- نگاه: نقش مفعول
- به قرینهٔ پیک و مسلم بیت تلمیح دارد، به ماجرای مسلم بن عقیل پیک امام حسین به سوی کوفیان
- مسلم: ایهام (مسلمان، مسلم بن عقیل)
- استعاره: شهید با نام مسلم بن عقیل مورد خطاب واقع شده است.
- پیک و مسلم: مراعات نظیر
- مسلم شرف: استعاره از شهید حججی
انتظار برای آمدن نجات دهنده
لبریز زندگی است نفسهای آخرت / آورده مرگ گرم به آغوش تو پناه
نفسهای آخر تو، نشانه مرگ تو و پایان کار تو نیست؛ بلکه امید زندگی است، برای همین است که مرگ به تو پناه آورده است تا پایان کارش نباشد و از شهادت تو، زندگی بیابد.
- لحن: تغزلی و عاشقانه
- گرم: با شور و نشاط
- بیت: دو جمله به شیوه بلاغی
- نفس ها و مرگ: نقش نهاد
- لبریز: نقش مسند
- گرم: نقش قید
- آغوش: نقش متمّم
- پناه: نقش مفعول
- لبریز زندگی است نفسهای آخرت: متناقض نما (پارادوکس)
- مصراع دوّم: تشخیص و استعاره
- تضاد: مرگ، زندگی
- مرگ گرم …: حسآمیزی، متناقض نما
- گرم بودن مرگ: حس آمیزی و تناقض (پارادوکس)
شهادت مرگ نیست.
یک کربلا شکوه به چشمت نهفته است / ای روضهٔ مجسّمِ گودال قتلگاه
ای شهید، در چشمان تو شکوه و عظمت کربلا دیده میشود. شهادت تو، گودال قتلگاه امام حسین را ذهنهای ما مجسم میکند.
- لحن: تغزلی و عاشقانه
- کربلا: وابسته وابسته از نوع ممیّز
- روضه: باغ، سوگواری برای امام حسین، ذکر مصیبت و نوحه سرایی ( شبه همآوا: روزه)
- مجسّم: تجسم یافته
- روضه: ذکر مصیبت و نوحه سرایی، آنچه در مراسم سوگواری اهل بیت پیغمبر و به ویژه در مراسم سوگواری امام حسین خوانده میشود.
- نهفته: پنهان شده
- شکوه: شوکت، هیبت، مهابت
- بیت: دو جمله
- بیت تلمیح دارد به واقعهٔ عاشورا و گودال قتلگاه که پیکر مطهّر امام حسین در آن افتاد و در آنجا به شهادت رسید. نیز با توجه به قرینهٔ روضه اشاره ای دارد به روضه خوانی در سوگ حضرت.
- یک کربلا: کنایه از بسیار
- چشم شهید مانند کربلا: تشبیه
- روضه … : استعاره از شهید
- تناسب: کربلا، گودال، قتلگاه
- روضه: ایهام ۱ .بهشت ۲.ذکر مصیبت
شکوه شهید

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر