شعر شهادت امام هادی [اشعار کوتاه مداحان معروف درباره شهادت امام هادی]

با فرارسیدن سومین روز از ماه مبارک رجب و شهادت حضرت هادی، مجموعه ای از زیباترین اشعار شهادت امام هادی را برای شما همراهان عزیز و همیشگی گهر تهیه کرده ایم، امیدواریم لذت ببرید.باما همراه باشید.

شعر شهادت امام هادی [اشعار کوتاه مداحان معروف درباره شهادت امام هادی]

اشعار شهادت امام هادی

در مجلس مظلومیت مرد غریب
بنگر که دلم میان غمخانه گم است
این ناله ز ماتم امام هادی ست
معصوم دوازدهم امام دهم است

تبعید سهم خوبترین مرد عالم است
باز این چه شورش است که در عرش ماتم است‌
می‌پیچد از عطش به خودش قامتش خم است
اوضاع جسم بی رمقش سخت درهم است
وقتی به جان نشست تنت لاله وار شد
زهری که از مصیبت آن دیده تار شد
خوردی زمین و صورت تو پُر غبار شد
حتی نفس کشیدن تو گه گدار شد

ما سامرا نرفته گدای تو می‌شویم‌
ای مهربان امام فدای تو می‌شویم
هادیِ خلق، کوری چشمان گمرهان
پروانگان شمع عزای تو می‌شویم

موی از غم سامرایی‌ام گشته سپید
در چهره چروک بی‌کسی گشته پدید
دانی که چرا به سینه و سر بزنیم؟
چون بوالحسن ثالث ما گشته شهید

نامتان حسن مطلع شعراست یادمان ابالحسن باشد
هرکسی شاعر شما باشد هرکه باشد شکر شکن باشد
ای شکوه دهم نواده ی عشق ای امام تمام خوبی ها
باتو موجود می شود بی شک هرکسی در پی شدن باشد
باغ احساس من غزلخیز است ابرهای دلم پر ازباران
در هوای تو میکنم پرواز مرغ وابسته ی چمن باشد
ارزومند سامرا هستیم چونکه عطر تو را گرفته به خود
دیدن گنبد تو شادی ماست داغت اما کمر شکن باشد

این دغل دشمنان که می بینید هیجان های کفر وتوهین اند
ورنه دیدارتان چنان روییا در سر هرچه مرد وزن باشد
غارغار کلاغ بی ادبی است در مقام گلی شبیه شما
بشکند بالهای شاهینی که پر ازناله ی زغن باشد
آی خفاشهای دلمرده ای پسامانده های جهل مدرن
سنگ برنورمی زنید ولی کی به خورشید سوءظن باشد
السلام علیک یا هادی کی بگو میرسد نواده ی تان!؟
چشم در راه یوسف ام اقا در سرم بوی پیرهن باشد

یا حضرت هادی
جانم به فدایت
دل دارم و اکنون
پر زد به هو
یا حضرت هادی
جانم به فدایت

شعر شهادت امام هادی از سازگار 

حضرت هادی
ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی
وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی
ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی
ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی
آیینه اجلال نبی کیست تویی تو
چارم علی از آل نبی کیست تویی تو
تو اختر برج نبوی شمس هدایی
ماه علوی آینه ی حسن خدایی
فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی
آری تو علیّ ابن جواد ابن رضایی
خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند
ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند
تو جانی و در کالبد کلّ وجودی
تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی
تو نیّت و تکبیر و قیامیّ و قعودی
تو رابطه ی خلق و خداوند و دودی
از فیض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند
ای گوهر توحید به درج دهن تو
روییده به هر سو

زیباترین شعرهای شهادت امام هادی

آمد ماه رجب و شهادت امام هادی
او که هست فریادرس هر فریادی
در راهش هر چه خرج کردی بدان
که هر چه به او دادی به خود دادی
سامرا محل زندگی و قبر ایشان است
در عراق کشوری که با ایمان است
او که با فرزندش هم حرمی شده و
عسکریین نام حرمین اینان است
ماه رجب عجب ماهی شده بر ما
اگه روزه بگیری و افطار کنی اینجا
بهشت واجب میشود بر تو و دنیا
میگذرد بر تو و تو میرسی به دریا
آن امامان که توسل ما باشد بر آنها
در امروز امام هادی مقدم باشد ها

چشمهایت فرات دلتنگی
اشکهایت تلاطم غمهاست
حال و روز دل شکسته تو
از نگاه غریب تو پیداست‌
ای غریب مدینه دوم
مرد خلوت نشین سامرا
التماس همیشه باران
حضرت عشق التماس دعا
کوچه خاکی محله غم
در غرور از حضور ساده توست
ولی افسوس شرمگین تو و
پای پر پینه و پیاده توست
آه آقا تو خوب می‌دانی
که دل بیقرار یعنی چه
پشت دروازه‌های شهر ستم
آن همه انتظار یعنی چه
چه به روز دل تو آوردند
رمق ناله در صدایت نیست

بگو‌ ای نسل کوثر و زمزم
بزم شوم شراب جایت نیست
بی گمان بین آن همه غربت
دل تنگ تو نینوائی شد
روضه‌های کبود طشت طلا
در نگاه ترت تداعی شد
آری آن لحظه ماتم قلبت
بی کسی‌های عمه زینب بود
قاتلت زهر کینه‌ها، نه نه!
روضه خیزرانی لب بود
در عزای تو حضرت باران
که گریبان آسمان چاک است
نه فقط چشم‌های ابری ما
روضه خوانت تمام افلاک است

سوختم سوختم آبی که نفس می‌سوزد
حجره‌ام از جگر سوخته‌ام کرببلاست
مادرم آمده بالین منِ چشم به راه
تا بگویم غم خود را که دلم پُر غوغاست
دست من بست و مرا نیمه شب از خانه کشید
بی حیایی که نمی‌گفت غریب و تنهاست
گاه می‌رفتم و گاهی به زمین می‌خوردم
مثل آن طفل که مبهوت دو چشم باباست
مثل آن دخترکی که نفسش بند آمد
راه می‌آمد و می‌دید سری بر نی‌هاست
سنگ بود و سری که ز لبش خون می‌ریخت
خیزران بود و یتیمی که شبیه زهراست

تنها امام سامره تنها چه می‌کنی؟
در کاروان سرای گدا‌ها چه می‌کنی؟
دارم برای رنگ تنت گریه می‌کنم
پایِ نفس نفس زدنت گریه می‌کنم
باور کنیم حرمت تو مستدام بود؟
یا بردن تو بردن با احترام بود؟
باور کنیم شأن تو را رد نکرده است؟
این بد دهان شهر به تو بد نکرده است؟
گرد و غبار، روی تو‌ ای یار ریختند
روی سرِ تو از در و دیوار ریختند
مرد خدا کجا و این همه تحقیر وای من
بزم شراب و آیه‌ی تطهیر وایِ من

هرچند بین ره بدنت را کشید و برد
دست کسی به روی زن و بچه ات نخورد
باران نیزه، نیزه نصیب تنت نشد
دست کسی مزاحم پیراهنت نشد
این سینه ات مکان نشست کسی نشد
دیگر سر تو دست به دست کسی نشد

روضه‌ات را چه بخوانیم چه نه غم داریم
پشت هر واژه و هر قافیه ماتم داریم
شاعر سوگ علی بن محمد چه کم است
مثل مداح که در مجلس تو کم داریم
همه‌ی شهر به داغ تو علم بر دوش است
شکر لله که هنوز این همه پرچم داریم
زخم شمشیر عمیق است نه آنقدر که ما
این همه زخم عمیق از ستم سم داریم
آه شش گوشه نشین! مثل حسینی چقدر
بی جهت نیست که احساس محرم داریم
به اَبی اَنت و اُمی .. بخدا کافی نیست
به موالاتکم‌ای عشق! که جان هم داریم
نفس جامعه ات بود که در مجلس اشک
دم به ما داد غمت را و دمادم داریم
وسط هروله آهنگ سفر می‌گیریم
سامرا منتظر ماست که پر می‌گیریم

بی هوا درب خانه‌ات وا شد
عده‌ای نانجیب آمده‌اند
بین سجده، بدون عمامه
پی تو‌ ای غریب آمده‌اند
می‌کشد با دو دست بسته تو را
دل به تقدیر داده بودی تو
دشمنانت سوار بر مرکب
پشت مرکب پیاده بودی تو
جان فدایت که روضه خوان بودی
یاد نور دو عین افتادی
عقب قافله زمین خوردی
یاد بنتُ الحسین افتادی
تا رسیدی به کاخ آن ملعون
پر و بالت تمام خاکی شد
ذره‌ای از بها نمی‌افتد
گیرم اصلا امام خاکی شد
متوکل شراب آورد و…
بعد از آن هم کمی به تو خندید
طعنه زد لااقل بخوان شعری
شعر خواندی… وجود او لرزید
دل زهراییت شکست آن جا
یادت افتاده بود بزم شراب
یاد دندان و خیزران بودی
یادت افتاده بود اشک رباب

یادت آمد شراب را می‌ریخت
به روی زخم دیده‌ی جدت
چشم عباس خیره شد ناگه
سوی رأس بریده‌ی جدت
می‌چکید اشکش از نوک نیزه
همه‌ی های و هویم این جا بود
دختری زیر لب فقط می‌گفت:
کاش الآن عمویم این جا بود

همراه با زیارت زیبای جامعه
در هر فراز نام تو را ذکر می‌کنم
با «إهدنا الصراط”» نماز مُقرّبین
در هر نماز نام تو را ذکر می‌کنم
پیچیده سوز ناله‌ی تو بین قرن‌ها
آهت اثر نمود و جهان پر شراره شد
با پاره پاره‌ی جگرت این غزل گریست
با خون دل نوشته شد و چار پاره شد

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *