درس بلدرچین و برزگر کلاس سوم که درس پنجم فارسی این پایه می باشد، یکی از درس های مورد علاقه برای دانش آموزان کلاس سومی است.این درس با داستان و متن زیبا و دلنشینش باعث می شود که درس و نکته مهمی به دانش آموزان بیاموزد.این درس به دانش آموزان یادآوری می کند که برای موفقیت و رسیدن به خواسته های خود باید بر تلاش های خود متکی باشند نه اینکه به امید دیگران بنشینند.
![متن درس بلدرچین و برزگر کلاس سوم [کامل + صوت]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2025/11/%D8%AA%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-5.webp)
متن درس بلدرچین و برزگر
دو بلدرچین با جوجههای خود در کشتزاری زندگی میکردند. روزها به دنبال غذا به صحرا می رفتند و شبها به لانهی خود برمیگشتند.
شبی جوجهها به پدر و مادر خود گفتند: «امروز صاحب کشتزار، پسرش را نزد همسایهها فرستاد تا از آنها بخواهد که فردا برای درو، بهکمک آنها بیایند.»
یکی از جوجهها با نگرانی گفت: «اگر فردا این کشتزار را درو کنند، چه کنیم؟»
مادر جوجهها گفت: «نترس! فردا کسی برای درو نخواهد آمد و لانهی ما خراب نخواهد شد.»
شب دوم، جوجهها گفتند: «امروز هر چه برزگر و پسرش به انتظار نشستند، کسی نیامد. برزگر، پسر را نزد خویشان خود فرستاد که خواهش کند که فردا بهکمک آنها بیایند و با هم، کشتزار را درو کنند.»
پدر جوجهها گفت: «نترسید! فردا هم کسی نخواهد آمد و آشیانهی ما، بر جا خواهد ماند.»
شب سوم، جوجهها گفتند: «خویشان برزگر هم برای کمک به او نیامدند. امروز شنیدیم که برزگر به پسرش میگفت که دیگر نباید به انتظار این و آن بمانیم؛ باید داسها را تیز کنیم و فردا خودمان کشتزار را درو کنیم.»
پدر و مادر جوجهها به هم نگاه کردند و گفتند: «دیگر، جای ماندن نیست. فردا لانهی ما خراب میشود. باید هر چه زودتر به فکر آشیانهی دیگری باشیم.»
جوجهها تعجّب کردند و از آنها، دلیلش را پرسیدند.
مادر گفت: «تا وقتی که دهقان به امید دیگران نشسته بود، برای ما خطری نبود و ما هم نگران نبودیم؛ امّا وقتی شنیدیم او تصمیم گرفته است خودش کار را انجام دهد؛ فهمیدیم که اینجا دیگر جای ماندنِ ما نیست.»

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر