برای آن دسته از عزاداران امام حسین که نوجوان هستند در این بخش از گهر متن نوحه برای نوجوانان را تهیه کرده ایم.از این نوحه ها می توانید در مراسم عزاداری آقا امام حسین (ع) استفاده کنید.
![متن نوحه برای نوجوانان [10 نوحه زیبا برای بچه ها]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2025/07/unnamed.webp)
متن نوحه برای نوجوانان
محرم شد محرم شد
دل گل ها پر از غم شد
نگاه کوچه ی مـا باز
پر از پرواز پرچم شد
سرودم یا علی اصغر
درود ای غنچه ی پرپر
قلم لرزید و شد دفتر
ز ابر دیدگانم تر
سرودم یا علی اکبر
تـو بودی مثل پیغمبر
نگاهم شد پر از خنجر
ندیدم مـن تـو را دیگر
آری حسینم
یک قهرمان بود
او یک فرشته
از آسمان بود
هم مهربان بود
هم با خدا بود
شیری دلاور
در کربلا بود
در راه اسلام
با ستم جنگید
از خون پاکش
صد لاله روئید
او رفت و غصه
بر خانه در زد
از چهرهی شهر
لبخند پر زد
پیچیده توی کوچه
بوی گلاب و اسفند
خشکیده بر لب مـا
گلهای سرخ لبخند
ماه محرم آمد
دلها چـه سوگوار است
خورشید هم از این داغ
غمگین و داغدار است
دویدم و دویدم بـه کربلا رسیدم
حالا بشید مهیا میخوایم بریم کربلا
شهر امام حسینه امام سوم مـا
کربلا شهر ماتم شهر مصیبت و غم
دوستان مـن گوش کنید تا ماجراشو بگم
حدود سال شصتم از شهر کوفه مردم
نامه زیاد نوشتن گفتن امام سوم
مـا مرد کارزاریم اما امام نداریم
اگر بیای بـه کوفه اطاعت از تـو داریم
وقتی امام قبول کرد رو سوی کوفه آورد
تنها گذاشتن اونو دروغگوهای نامرد
دخترکربلا
یک لحظه ببند چشم خودرا
تا قصهای آشنا ببینی
پایان قشنگ کربلا را
از دختر کربلا ببینی
پس خوب ببین کـه دختر آن جاست
بالای سر پدر نشسته
از لرزش شانههاش پیداست
بغضی کـه بـه حنجرش شکسته
گقتی کـه چقدر کوچک اسـت او
افتاده بـه خاک از غم و درد
ای کاش کسی میآمد وی را
از روی زمین بلند می کرد
حالا تـو ببین ادامهاش را
پایان قشنگ قصه اینجاست
او نیز ادامه حسین اسـت
دیدی کـه خودش چگونه برخاست
برخاست بـه جنگ دشمنان رفت
اینبار خودش بدون بابا
برخاست بـه دیگران بگوید
فریاد بلند کربلا را
برای علی اصغر حسین «ع»
کودکی کـه پر کشید و رفت
خالی اسـت جای کوچکش
خاک کربلا همیشه ماند
تشنهی صدای کوچکش
داشت غربتی همیشگی
چشم آشنای کوچکش
توی ذهن کربلا هنوز
مانده ردّپای کوچکش
حرفهای او بزرگ بود
مثل دستهای کوچکش
ناخدای قلبهای ماست
قلب با خدای کوچکش
امام سوم مـا کـه مشهوره تـو دنیا
با ظالمان میجنگید با مظلومان می خندید
قرآن زیاد میخونده تـو سختیها نمونده
گشته توی کربلا شهید راه خدا
توصیه کرده بـه مـا آقای خوب دنیا
امر بـه مشهور کنید کمک بـه ستمدیده کنید
وقتی کـه آب میخوریم درود میدیم بـه آقا
بچههای حسینی آب می خورید؟
چشم کبوتر
خیس اسـت از غم
زیرا رسیده ماه محرم
او نیز، چون مـن
اندوه دارد
بر شانه از درد
یک کوه دارد
پر می زند باز
تا کربلایت
پیغامی از مـن
دارد برایت
یک قلب کوچک
در سینه دارد
قلبی شبیه
آیینه دارد
در قلب او هست
یک نام زیبا
آن نام زیبا
مولاست، مولا
بازهم ماه محرم
آمده در کوچه مـا
خانهامان امروز روضه اسـت
میدهم مـن چای و خرما
از رقیه از سکینه
روزه میخواند و مـن هم
اشکهایم دانه دانه
میچکد آهسته کم کم
شور شد با اشکهایم
مزه حلوای شیرین
شور و شیرین قاطی هم
از گلویم رفته پایین
ای حسین ای کشته دین و نماز
بنده پاک خدای بی نیاز
ای حسین ای سرو آزاد جهان
دشمن ستم همه ی غارتگران
ای حسین ای بنده پاک خدا
بهر قرآن کرده ای جان را فدا
تـو حسینی، جدّ تـو پیغمبر اسـت
بر قلوب مؤمنان او رهبر اسـت
خواستی تا دین حق یاری کنی
بهر حفظ دین حق کاری کنی
ظالمان گفتند با مـا یارشو
با یزید و کافران همکارشو
دست رد بر سینه آنان زدی
دوربودی از گناهان و بدی
در نبردی نابرابر با سپاه کافران
جان خود کردی فدا ای جانِ جان
تـو شهیدی زنده ای پاینده ای
تا ابد در خاطر ما زنده ای

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر