متن روضه حضرت ام کلثوم، از آن دسته از روضه هایی است که بسیار پرطرفدار است را برای شما همراهان عزیز گهر تهیه کرده ایم.امیدواریم که لذت ببرید و با ما همراه باشید.
![متن روضه حضرت ام کلثوم [5 متن از مداحان معروف]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2025/12/28823-bigImage-hazratomeKulthum.webp)
متن روضه حضرت ام کلثوم
چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی
تمام عمر زیرِ سایۀ تاج سرت باشی
صدف باشی و بیاندازه فکر گوهرت باشی
خودت میخواستی تحتالشعاع خواهرت باشی
نوشتی در کتابِ فاطمیون خط به خط زینب
قدم برداشتی گفتی فقط زینب فقط زینب
مدینه از حسن هم یک نفر مظلومتر دارد
همان خواهر که از حالِ دل خواهر خبر دارد
فدایِ اُم کلثومی که فرمان از پدر دارد
که جای خویش زینب را همیشه در نظر دارد
برای یاری زهرا، دو دم را مرتضی آورد
علی میخواست تا زینب دوتا باشد، تو را آورد
قسم بر غربت تاریخ؛ این ترفند ممکن نیست
دروغ محضشان کافیست؛ این پیوند ممکن نیست
علی باشد به این وصلت رضایتمند؟ ممکن نیست
به تیغ خشمگین مرتضی سوگند؛ ممکن نیست
فلانی را بگو شهر نبی دروازهای دارد
نمیداند مگر که هر کسی اندازهای دارد
در این مکتب که حفظ شأن کعبه میشود لازم
تویی کعبه، که گرد تو جوانان بنیهاشم
برادرزادههایت از ادب پیش تو چون خادم
حجابت قامت اکبر، رکابت زانوی قاسم
چنان عباس، جانت از وفاداری لبالب بود
که بعد از کربلا کارت علمداری زینب بود
*همه جا پا به پای بی بی زینب بود .. (سال ها پای روضه گریه کردی ..) کمک حالِ زینب بود .. گاهی وقتا این بچه ها رو ام کلثوم می گرفت آرام میکرد.. یه جا اونجا بود که عمۀ سادات رسید بالای گودال .. یه جا اونجا بود که نامرد چوب خیزران رو برداشت .. دیدن خانم بلند شد .. ان شالله سرداب خانم تو قبرستان باب الصَغیر دمشق برا خانم گریه کنیم .. اجازه بدید چند بیت روضه بخوانم .. خطاب به خانم ام کلثوم بگم بی بی جان :*
شنیدم ساربان نامهربانی کرده با سرها
سوار ناقه خواهرها، سوار نی برادرها
چهل منزل شدی سنگ صبور داغ مادرها
چهل منزل کشیدی خار از پای کبوترها
گمانم خوب فهمیدی پریشانی زینب را
که بستی با سکینه زخم پیشانی زینب را
بمیرم، در شلوغیهای شام آنچه نباید، شد
خودت دیدی که راه کاروان یک مرتبه سد شد
همینجا بود که حال عروس مادرت بد شد
نه… از دروازۀ ساعات باید زودتر رد شد
رباب آنجا که دائم آه حسرت میکشد اینجاست
و جایی که ابوفاضل خجالت میکشد اینجاست
زینبُ دستای بسته
زینبُ سرِ شکسته
زینبُ یه مشت حرامی
زینبُ مردای شامی ..
حسین .. وای ..
خنده بر پارهگریبانیمان میکردند
خنده بر بیسر و سامانیمان میکردند
پشت دروازۀ ساعات معطل بودیم
خوب آمادۀ مهمانیمان میکردند
از سر کوچۀ بیعاطفه تا ویرانه
سنگ را راهی پیشانیمان میکردند
هرچه ما آیه و قرآن و دعا میخواندیم
بیشتر شک به مسلمانیمان میکردند
شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را
وارد بزم طربخوانیمان میکردند
*همیشه خاطرۀ بد تو ذهن آدم میمونه ..*
بدترین خاطره آن بود که در آن مدت
مردم روم نگهبانیمان میکردند
*در آستانۀ ماهِ رجبیم .. چیزی تا ماهِ نمانده میگن به ماه رجب پناه ببرید .. هر سال نزدیک ماه رجب خیلی ها داشتن برنامه میریختن برا نجفشون .. خیلیا برا اعیاد شعبانیه میگفتن کربلان .. امسال چی کار کنیم .. داداش :*
هیچ جا امنتر از نیزۀ عباس نبود
تا نظر بر دلِ حیرانیمان میکردند
نَحنُ النّائِحات عَلى اَخینا
نَحنُ الباکیات عَلى اَبینا
نَحنُ السّائرات عَلَى المَطایا
نحنُ الصّابرات عَلَى البلایا*
آروم آروم، خانوم، امکلثوم
روضهخونه واسه شاه مظلوم۲
تُو غربت مدینه، ذکر لبش همینه
ای بیکفن حسینم، دور از وطن حسینم
گریه میکنه چه گریههایی
میسوزه از این غم جدایی
برپا میکنه چه کربلایی
ناله میزنه: حسین کجایی
تا جون داره، چشماش خون میباره
واسه عباس، اکبر یا شیرخواره۲
بانوی قدخمیده، با قلب داغدیده
میگه غریب حسینم، شیبالخضیب حسینم
دیده کوچهی پُر ازدحامو
دیده روضهی سهتا امامو
دیده کربلا، کو
السّلام علیکِ یا
بنت الزّهرا امّ کُلثوم
ای که قَدر و مَنزلتت
در اندیشه ها نامفهوم
زینبِ دومِ حیدری
آیه ی چارُمِ کوثری
کربلاکردی باخطبه هات
محشری؛محشری؛محشری
یا ام کلثوم دریای معرفت
یا ام کلثوم ژَرفای مَنقَبت
تیغ بیانت روح سوره ی رَعد
یا ام کلثوم تفسیر زُلزِلَت
همسر عُون بن جعفر
همسنگر مُخَدّرات
ازدواجِ نور و ظلمت؟؟؟!!!
هَیهاتَ هَیهاتَ هَیهات!
استوار در رکابِ امام
تکیه گاهِ زنان خیام
عابِده عالِمه عارِفه
اَلسّلام؛ السلام؛ السلام
یا ام کلثوم ای غمخوار حسین
یا ام کلثوم روضه دار حسین
بعد اباالفضل وَ بعد زینبی
یا ام کلثوم پرچمدار حسین
(همه جا غرق ماتم همه در غصه و غم )
همه جا غرق ماتم همه در غصه و غم
شیعه از داغ کلثوم ریزد اشک دمادم
آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
دختر پاک زهرا گشته راحت ز غمها
دخت حیدربرفته از جهان سوی عقبا
آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
دیده او کربلا را رنج و درد و محنها
بر زمین دیده کلثوم پیکر اربااربا
آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
روی دست برادر دیده ششماهه اصغر گشته قنداقه خونین گشته ببریده حنجر آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
کربلا همچوزینب غربتش گشته احساس لحظه ای که زکینه شدجدا دست عباس آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
دیده باخنجرش شمر روی سینه نشسته زین
(امّ کلثومم و ،جان شده بر لبم)
امّ کلثومم و ،جان شده بر لبم
هر زمان هر کجا،یاورِ زینبم
میدهم جان و دلم،غصه دارِ کربلاست
اشک من نوحه گرِ،ماهِ روی نیزه هاست
آه و واویلا حسین…
بستر احتضار،بزم سوگ و عزاست
قاتل جان من،روضهٔ کربلاست
پیش چشمانم شده،محشر کبریٰ به پا
تا ثریّا میرود،نالهٔ واغربتا
آه و واویلا حسین…
میرَوَد تا ابد،اشک غم از دو عین
کِی زِ یادم رود،تشنگیِ حسین
عصر عاشورای خون،در هجوم فتنه ها
زنده بود و قاتِلَش،سر زِ او کرده جدا
آه و واویلا حسین…

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر