روضه حضرت معصومه از مداحان معروف را همراه با لینک دانلود و صوت آنها را برای شما همراهان و دوستداران همیشگی گهر تهیه کرده ایم امیدواریم لذت ببرید.

متن روضه حضرت معصومه از مداحان معروف
یک صبح مى شود که برایم دعا کنى
یا نیمه شب به شوق نمازم صدا کنى
مرغ دل از قفس تن به درکشى
در آسمان صحن و سرایت رها کنى
بی وفا نباش، زود به زود برو قم، دست ادب رو سینه بذار، بگو:یا فاطمه… یه جوری گفتم یا فاطمه! یاد این شعر افتادم:
یا فاطمه من عقدهی دل وا نکردم
گشتم، ولی قبر تو را پیدا نکردم
مدینه روضه میخوندیم با صدای آهسته؛ آخه اونجا اگه بلند بلند گریه کنی بی احترامی میکنند، قانون مدینه همیشه همین بوده، وسط روضه یه پیرمرد آمد دست گذاشت رو شونم گفت:روضه خوان یه سوال دارم؛ چند روزه دارم میگردم قبر مادرم رو پیدا نمیکنم، اگه بلدی به من بگو … جدی میگفت … خیلی جدی …
ما را به پادشاهى عالم در آورى
یعنى که در حریم بلندت گدا کنى
امروزه کاینچنین به کرامت زبانزدى
تا رستخیز بهرِ شفاعت چها کنى
تو زائر مدینه اى و طوس مى روى
ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى
قربون کبوترای حرمت امام رضا، دلم تنگ شده برات، دلت مشهد نمیخواد دلت هوای پنجره فولادش رو نکرده! حضرت معصومه رو التماس کن
تو زائر مدینه اى و طوس مى روى
ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى
این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست
به نیت دیدن برادر از مدینه حرکت کرد، یادش میاد اون روزی که برادر میخواد از مدینه حرکت کنه، بی بی ها، دخترا، همه رو گفت بیاید برا من گریه کنید، آقا گریه پشت سر مسافر خوب نیست، فرمود:گریه کنید! اون مسافری که به وطن برمیگرده پست سرش نباید گریه کرد… حضرت معصومه حرکت کرد با برادرا، خاندان، اهلبیت…
شهر ساوه دشمنای اهلبیت اومدن، برادراشو کشتن، خاندانش رو کشتن… مریض شد این صحنهها رو دید، قربونت برم… فرمود:من رو قم ببرید، خدا روشکر یه جای نزدیک بود بهش پناه ببرید… آخه فرمود: از پدرم شنیدم که موسی بن جعفر فرمود:قم محل سکونت شیعیان ماست… راهی هم از ساوه تا قم نبود… فدای عمه جانت بشم… عصر روز یازدهم جایی رو نداشت بره… همه رو سوار کرد؛ کجا میخوان ببرنت زینب
بی بی حضرت معصومه وارد قم شد؛ مریضه؛ مردم قم همه جمع شدن، همه احترام کردن؛ همه دست ادب به سینه گذاشتن؛ بزرگ خاندان اشعری آمد، خودش افسار مرکب بی بی رو گرفت؛ پیرمرد پیاده میرفت بی بی سواره بود…
آی بی بی! میدونی شهر شام چه خبر بودهمه جمع شدن، اما کسی دست ادب به سینه نذاشت؛ مردای شام دستاشونو مشت کرده بودن، سنگ آماده کرده بودند؛ کسی دختر ناقهی دختر علی رو هدایت نکرد؛ بی بی همه تازیانهها آماده بود…
خودم دیدم که عمه…
ای بی بیای کاش من شهر شام بودم وقتی اون دستای نامرد بلند میشد یه دستو نیگه میداشتم میگفتم این دخترا تازیانه کم نخوردن… سیلی کم نخوردن…ای حسین.
این جا که آمدى سخن از تازیانه نیست
حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست
در دستهاى مردم شهر تو سنگ نیست
یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست
سیلى نزد کسى به رُخ داغدار تو
اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست…
ای سوره چشمی بر من ِ آیه بیانداز
به امام رضا میگه حضرت معصومه: ای سوره چشمی بر من ِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یک بار ِ دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
چیزی به غیر از چشمتر دارم، ندارم
از گوشهی زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمیدانم پدر دارم-ندارم
دیدم کمالاتِ پدر را در برادر
*علی بن موسی*
از جانب زُلفت صبایی میفرستی؟
با التماس من دعایی میفرستی؟
دارالشِفای من دوایی میفرستی؟
افتاده ام در گوشهی بستر، برادر!
این جا مسیرِ کوچهها خوب است خوب است
اینجا نگاهِ مردها خوب است خوب است
حالا که احوالِ رضا خوب است خوب است
از بس فنا گردیده ام من در برادر
در کوچهها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را که سرم دارم نبردند
این جا چه شأنی دارد این معجر، برادر!
بزرگان و علماشون جمع شدند از حضرت پذیرایی کردند
ای کاش مرغی را کسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را کسی بی سر نبیند
هر کس ببیند کاش که خواهر نبیند
افتاده روی تلِّ خاکستر برادر
حسین….
نه تو جسارت دیدهای نه من جسارت
نه تو اسارت دیدهای نه من اسارت
نه تو به غارت رفتهای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزهای تا شاه را از حال بردند
یک یک تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را که بود در گودال بردند
تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر، برادر!
السلام علیک یا بنت رسول الله
ای به قم آفتاب قلب جهان
دخت موسی سلالهی قرآن
عمه و دخت و خواهر سه امام
مادر کل عالم امکان
تو به چشم ائمه زهرایی
بعد زهرا به قدر و عزت و شان
زینب دوم بنی الزهرا
عمهی چار حجت یزدان
هم وجودت کریمهی عترت
هم ولایت حقیقت ایمان
حرم یازده، ولی خدا
حرم تو استای سپهر مکان
مدح توای ملیکهی هستی
وصف توای یگانهای دوران
نه توان با هزار دست نوشت
نه توان گفت با هزار زبان
صحن تو مسجد الرسول همه
حرم امن توانست کعبهی جان
پدر و مادرم به قربانت
نه، همه جان عالمت قربان
کوثر کوثر رسول خدا
عصمت عصمت الله منان
قم جلال مدینه پیدا کرد
تا نهادی قدم به دیدهی آن
گشت روز ورود تو در قم
روز عید کرامت و احسان
روز عید نزول رحمتها
روز عفو و عنایت و غفران
اهل قم از برای استقبال
همه با دسته گل شدند روان
مرد و زن دور محملت گشتند
اشک شوق همه ز دیده روان
قم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بسکه گشت گل باران
همه گفتندفاطمه درعرش
پای بنهادهای گنه کاران
کاش زینب به قم سفر میکرد
تا نمیدید آن همه طغیان
جای تو بیت موسی خزرج
جای زینب به گوشهی ویران …
ای دُر یمِ عصمت یا حضرت معصومهای فاطمۀ عترت یا حضرت معصومهای خاکِ رهت جنّت یا حضرت معصومهای سایۀ تو عفّت یا حضرت معصومه
قم از یم تو رحمت یا حضرت معصومه
محتاجِ دِمَت حکمت یا حضرت معصومه
تو در حرم موسی انسیّۀ حورایی
انسیّۀ حورایی محبوبۀ یکتایی
محبوبۀ یکتایی ممدوحۀ طاهایی
ممدوحۀ طاهایی ریحانۀ بابایی
ریحانۀ بابایی آیینۀ زهرایی
در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه
تنها نه محیط قم، ایران به تو مینازد
عصمت به تو مینازد، ایمان به تو مینازد
عترت به تو مینازد، قرآن به تو مینازد
تفسیر و اصول و دین، عرفان به تو مینازد
جنّ و ملک و حور و انسان به تو مینازد
بانویِ همه خلقت یا حضرت معصومه
شمس و قمر و انجم، جنّ و ملک و انسان
جنّ و ملک و رضوان، حور و پری و غلمان
هم حوری و هم غلمان هم مالک و هم رضوان
هم عالم و هم حاکم هم بنده و هم سلطان
دارند به تو چشم لطف و کرم و احسان
گیرند زِتو حاجت یا حضرت معصومه
نبوَد عجبای بانو شاهی به گدا بخشی
وز گرد حریم خود بر روح شفا بخشی
بر روح شفا بخشی بر سینه صفا بخشی
حاجاتِ خلایق را از لطف و عطا بخشی
بر خلق زمین بخشی بر اهل سما بخشی
داری زحق این قدرت یا حضرت معصومه
ای بانوی نُه افلاک ای مادرِ اهل قم
ای خاک حریم تو تاج سر اهل قم
ای کوثر فیض تو در ساغر اهل قم
آید زنسیمت جان در پیکر اهل قم
گلدستۀ صحنِینَت روشن گر اهل قم
ای قم حرم امنت یا حضرت معصومه

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر