به مناسبت شهادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه الزهرا، متن روضه شام غریبان حضرت زهرا از مداحان معروف را برای شما همراهان عزیز و همیشگی گهر تهیه کرده ایم.این نوحه ها از مداحان معروفی چون حاج محمود کریمی، حاج حسین سیب سرخی، مهدی میرداماد و … می باشد.

متن روضه شام غریبان حضرت زهرا از مداحان معروف
روزا بی تو شبیهه شام تاره
دلم آروم نداره، بی قراره
یکی کاشکی اَزَت خبر بیاره
کجایی همه ی دار و ندارم
بهار اُمد، بهارم
توی سینه ام، یه قلب خسته از زمونه دارم
دلم برات می خونه تو کجایی
چشام کاسه ی خونه تو کجایی
با خنده ات همه آسمون می خنده
گل بارون می خنده
تو که شادی، گل های باغچه ی خونه مون می خنده
باگریه ات کار دنیا اشک و آهه
برام خنده گناهه، غم نبینی
اگه گریه کنی روزم سیاهه
دلم برات می خونه تو کجایی
چشام کاسه ی خونه تو کجایی
گمون کنم بدونم كه کجایی
تو مجلس عزایی
یامدینه هلاک گریه های بی صدایی
تو دستات پر زخمیه کبوتر
تو چشمات غم حیدر
با عمامه ات، داری می گیری خون از لب مادر
مادر برات می خون تو کجایی
چشام کاسه خونه تو کجایی
چشای مرتضی چشمه ی زمزم
داره می باره نم نم
می گه زهرا، چقدره خوش بودیم منو تو با هم
تو آسمون من تا زد سپیده
رسیدی قد كشیده
ولی امشب داری میری با این قد خمیده
دلم برات می خونه نرو زهرا
چشام كاسه ی خونه نرو زهرا
ممنونم اگر نروی
میمیرم اگر بروی
من ماندم و زینب تو
خون می چكد از لب تو
زهرا مرو
داغت كه با سكوت سبك تر نمی شود
حرفی بزن جواب كه با سر نمی شود
حرفی بزن تعریف كن از اول تنهایی ات بگو
می دونی خانم یتیم بزرگ شد، به خاطر همین برا بچه هاش خیلی گریه كرد
حرفی بزن تعریف كن از اول تنهایی ات بگو
از هیچ كس برای تو مادر نمی شود
از آفتاب آن طرف شهر، از اُحد
از اشك زیر سایه كه دیگر نمی شود
از مردم از عیادتشان راستی بگو
كی گفته بود فاطمه بهتر نمی شود
با آیه آیه ی عمرت نوشته ای
بی خود مقام فاطمه كوثر نمی شود
من هیچ محض خاطر این بچه ها بمان
باشد دوباره فاطمه با سر نمی شود
باید برم، بمونم غربت تو رو ببینم
می خواهم از غمت نخورم بر زمین
ولی هر بار میرسم جلوی در نمی شود
در بسترت به چشم من انگار زینبی
آدم سه ماهه این همه لاغر نمی شود
مُحرمی گریه كن، برا چی حرف نمی زنی خانمم، نمی دونم بر چه اساسیه، یه طبیب به من گفت: فلانی چند سالته، گفتم چهل و سه سالمه، گفت: این دنده ات كه شكسته، چهل و سه روز طول میكشه تا خوب بشی، به ازای هر سال یه روز درد داری، بعد چهل روز، اگه قاعده اینه،
مادر سادات باید هجده روزه بلند می شد، آره، اما این موضوع برا كسیه كه فقط دنده اش شكسته، اگه بیاد حرف بزنه یه سرفه كنه، زخم سینه باز بشه چه كنه، میاد با علی حرف بزنه، حق داره حرف نمی زنه، میاد با علی حرف بزنه یه سرفه كنه، سریع روی پیراهن یه گل سرخ ظاهر می شه، پیراهن مادر گل دار می شه، همون حرف نزنی بهتره خانمم، ، آه، حالا بیماری كه پهلوش شكسته، من نمی دونم گفتم برات یا نه،
اگه كسی دنده اش از جلو بشكنه، به قفا یا سمت مخالف می تونه بخوابه، اما كسی اگه دنده اش از پهلو بشكنه، نه قفا به هیچ پهلویی نمی تونه بخوابه، آخر سر همه طبیبا به من گفتن فلانی راهی نداری باید نشسته بخوابی، اما این مادر چه طور نشسته بخوابه،
چه طور تكیه بده، مادری كه بار شیشه داشته، حالا علی می آد، بیا با دست شكسته ات رو بگیر، غصه كه یكی دو تا نیست آی مادر، آخه غصه یكی دوتا نیست، الان هفتاد و پنج روزه مادر می خواد حسینش و بغل كنه نمی تونه، چه جوری می شه حسینش و بغل كنه،
مهربانترین مادر دنیا فاطمه است، مهربانی این مادر با همه ی دنیا قابل قیاس نیست، عطوفت این مادر رحمت خداست، حسین می دونه مادر نمی تونه بغلش كنه، شبا می اُمد كنار مادر، یا اباعبدالله، فرق نمی كنه، همه ی بچه هاش، خودشونو دیگه تو بغل مادر نمی انداختند، می اُمد می نشست كنار مادر، یه راه داره، سرشو آروم می آورد جلو، پایین پایین،
آخه بچه به گرمی دست مادر احتیاج داره، سر كه می آورد پایین، مادر آروم دست می كشید رو سرش، بعد مادر زبون می گرفت، دیگه حرف زدن مادر مثل حرف زدن قدیم نیست، آروم دست می ذاشت رو سر حسین، الهی قربونت بره،
مادر، چرا اینقدر تو آشفته ای، آخه مگه تو مادر نداری، نبینم موهات آشفته است، بریم كربلا، كجا بود مادر ببینه، همین موها لابه لای چنگال شمر، یومٌ علی صدر مصطفی و یومْ علی وجه الثری ، ای حسین، لشكر كوفه را كفن كردند، حسینم بدن تو هنوز بی كفن است، به آبروی مادر سادات، هر موقع خیلی دلت شكست برا فرج آقا، دعا كن،
به آبروی آقامون امیرالمؤمنین علیه السلام به بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها به آبروی ارباب بی كفنمون، ای خدا فرج امام زمان ما برسان، هر كسی هر حاجتی داره، رهبر عیزمون فرمودند: من حاجاتمو جمع می كنم، فاطمیه از مادرم حضرت زهرا میگیرم، هر كسی هر حاجتی داره، هر دردی داره، توی فاطمیه حاجت رواش بفرما،
مگه از من چی دیدی، كه دل از من بُریدی
چی شد از دست یارت، دامن كشیدی
تو می ری من می مونم ، گل یاس جونم
با نگاهت كشیدی، آتیش به جونم
طرف می آد سئوال می كنه، بارها شده این طوری ، می گه ، آقا من، گناه كردم، فلان اشتباه و كردم، می تونم بیام هیئت، می تونم بیام تو، ادب و ببین، گناه كرده، میاد می پرسه می شه اُمد یا نیومد، امام صادق فرمود: در هر حالی از ما رو بر نگردونید، آره بیا قدمت رو چشم من…
مدینه دیگه جای زندگیم نیست
مدینه اون مدینه قدیم نیست
کی و بگم تو کشتنت سهیم نیست
بچم و کشتن ما رو کشته داغش
قبرش کجاست با هم بریم سراغش
خونه بی تو خاموش میشه چراغش
خونم و پر سو میکنی خسته نباشی زهرا
نشسته جارو میکنی خسته نباشی زهرا
سه ماهِ رو گرفتی و چی شده امروز این همه
به حیدرت رو میکنی خسته نباشی زهرا
درست میبینم صورتت کبودِ گل چه بلایی به سرت اومده
بسترت رو بستی کنار حجره نکنه وقت سفرت اومده
اصلا بیا رو بگیر از من فقط دل از این خونه نکن
حقت نبود کنج قفس بیافتی
حقت نبود که از نفس بیافتی
نفس بگیر تا از نفس نیافتی
ببین که کا رو به کجا کشوندن
بهشتمون و خودشون سوزوندن
دستت نمک داشت پس چرا شکوندن
دارم پرای سوختت و هدیه به افلاک میکنم
اصلا نمیشه باورم یه روز تو رو خاک میکنم
با دستی که شکسته شد اشک من و پاک میکنم
با دستایی که بسته شد اشک تو رو پاک میکنم
فکر غریبی من و نکردی که حرف رفتن و وسط آوردی
باز داشتی گلدونا رو آب میدادی من که میدونم خودت آب نخوردی
این روزا که مامور صبر حیدر
زخمی سینه ستبر حیدر
کجا میری دار و ندار حیدر
از کوچه دیگه بگذریم سخت بگم ادامش و
کی دیده گردن امام حلقه کنن عمامش و
بدتر از اینشم بگم میشناسم اون امامی که
عمامه و عبا که هیچ میدزدن از تن جامشو
بیمار چندین روزه ی این خانه دارد
در پیش چشمان علی جان می سپارد
برو مدینه این جا نباش، مرحبا به تو شیعه ی مادری، شیعه مادری ، آی اونایی که با کنایه بهتر گریه می کنید، ببینم با کنایه پیدا می کنید، شخص مورد نظر این بیتُ
شب ها کنار بستر او یک فرشته
کیه این فرشته؟ آی کربلایی ها، گرفتی کیه؟ وقتی مادرش می خوابه ، آروم آروم میاد کنار بستر مادر، آروم ملحفه رو از رو صورت مادر کنار می زنه، بابا من دارم می گم، آروم ملحفه رو کنار میزنه، شما بلند بلند گریه میکنید، مگه شما می دونید زینب چی میدیده؟ خوب چه میکنه این فرشته؟بگم یا نه؟آره میگم شب شهادت ، امشب مُردیم هم ، مُردیم، خوب چی می خوای بگی، بگو راحتم کن؟
شب ها کنار بستر او یک فرشته
می آید و زخم تنش را می شمارد
این مشتت رو گره کن بکوب به سینه ات، بگو وای مادر، تا چشمش به صورت مادر می افتاد، ناله اش در می اومد، تا دستش به بازوی مادر می رسه، اشکش سرازیر میشه، وای از اون زمانی که چشمش می افتاد به سینه ی مادر.این ها دارن میشنوند بعد هزار و چهارصد سال، طاقت نمیارن، چه کردی با دل علی، بگم رفقا؟
پهلو به پهلو
آدمی که دنده اش شکسته باشه، نفس کشیدن براش مرگ ، وقتی می خواد بخوابه چند نفر باید بگیرن، آروم بخوابوننش، هر وقت می خواد از این پهلو به اون پهلو بشه:فضه، اسماء، زینب نفهمه، بیا، بیایید زیر پهلوم رو بگیرید، این پهلو فقط شکسته نبوده، این پهلو مجروح بوده.
پهلو به پهلو می شود وقتی به بستر
امکان ندارد لاله ی سرخی نکارد
روضه ی بی بی می خونیم اما بعضی ها ناخداگاه میگن حسین، زینب رو این یه زخم پهلو بیچاره کرد، هی لباس مادر رو عوض میکنه، تا مادر پهلو به پلو میشه لباس دوباره غرق خون میشه، اما لا یوم کیومک یا ابا عبدالله، حسین…
ریحانه من چه بر سرت آوردند
صد بغض به آه همسرت آوردند
غسل تنت از من چقدر وقت گرفت
یعنی چه به روز پیكرت آوردند
بی بی وصیت کرد: (یا علی غسلنی ولا تکشف انی..) منو از زیر پیراهن غسل بده، من رو شبانه دفن کن. امیرالمومنین فرمود: مشغول غسل دادن شدم به دستورات زهرا عمل کردم، یه وقت دیدن علی دست از کار کشید آی مادر….
غسل تنت از من چقدر وقت گرفت
یعنی چه به روز پیكرت آوردند
با دیدن جسمت بدنم می لرزد
با شستن پهلوت تنم می لرزد
با شستن زخم كوچه های نیلی
ای فاطمه دارد حسنم می لرزد
چشمم به غمه هماره ات افتاده
بر چشم پر از ستاره ات افتاده
وقتي كه رسيد دست من فهميدم
در كوچه دو گوشواره ات افتاده
زهرا رو غسل داد، کفن کرد، وقتی خواست بنده های کفن ببندم، زینبین صدا کرد، حسنین صدا کرد بیاید از مادر توشه برگیرید، امروز روز جدایست، حسن و حسین خودشون را به رو جسد مادر انداختن، دارن ناله می کنن، واحسرتا، وا حزنا، مادر مادر، مادر سلام ما رو به رسول خدا برسون، امیرالمومنین خدا رو قسم خورد
صدای ناله ی زهرا بلند شد، امام حسن و حسین به سینه چسبانید، امیرالمومنین فرمود یه وقت منادی صدا زد علی بچه ها رو بردار ملائکه ی آسمان به گریه شدن، اینجا حسنین تسلی داد، با امام حسن و حسین خداحافظی کرد، گذشت…
نمیدانم چرا هر وقت از یاس میخوانم
کنار یاس قدری روضه عباس میخوانم
یه وقت علقمه بوی یاس گرفت…
مادر برات بمیره اباالفضل اباالفضل
نمی دونم وقتی ابی عبدالله اومد کنار نهر علقمه چی پشت حسین خم کرد، پهلوی شکسته مادر دید یا فرق شکافته ی برادر حسین جان….
ای اهل حرم میر علمدار نیامد
سقای حسین سید سالار نیامد
امشب حرم آل علی آب ندارد
رقیه شده بی تاب، علی خواب ندارد
من روضه خوان یاس قد کمانم
رفته ز دستم مادر جوانم
گریه شده کارم
از دیده خون بارم
زینب منم دائم عزادارم
ای پدر دل خستهام
بال و پر بشکستهام
پای بستر دل غمین
من روز و شب بنشستهام
شد شروع محنتم
ابتدای غرببتم
من به اشک حسرتم
هر زخم مادر شستهام
میکشد آه از درون
شد نفسها غرق خون
آه مادر لاله گون
از نالههای خستهام
من روضه خوان یاس قد کمانم
رفته ز دستم مادر جوانم
گریه شده کارم
از دیده خون بارم
زینب منم دائم عزادارم
دیدن روی کبود
شعله زد بر تار و پود
مادرم جرمش چه بود
این گونه شد نقش زمین
بشکند دستی که زد
غربت ما را سند
مادر ما شکوه کرد
پس کو امیرالمومنین
من روضه خوان یاس قد کمانم
رفته ز دستم مادر جوانم
گریه شده کارم
از دیده خون بارم
زینب منم دائم عزادارم
کنج خانه بسترت
نالههای آخرت ای فدای پیکرت
خورده به در بال و پرت
لرزش زانوی تو
گشته نیلی روی تو
زخم بر بازوی تو
گیسو پریشان دخترت
ای امان از میخ در
روی تو افتاده در
دست هایم بسته بود
شرمندهی تو حیدرم
من روضه خوان یاس قد کمانم
رفته ز دستم مادر جوانم
گریه شده کارم
از دیده خون بارم
زینب منم دائم عزادارم

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر