انشا درباره حیاط مدرسه [ 10 انشا در مورد حیاط مدرسه ]

انشا درباره حیاط مدرسه، یکی از موضوعات دوست داشتنی و جذاب برای نوشتن انشا برای دانش آموزان می باشد.در این پست چندین انشا زیبا و جذاب در مورد حیاط مدرسه را برای شما دانش آموزان عزیز تهیه کرده ایم.

انشا درباره حیاط مدرسه [ 10 انشا در مورد حیاط مدرسه ]

انشا درباره حیات مدرسه

قلب تپنده یک مدرسه حیاط آن است.زمانی که صدای زنگ تفریح به گوش می رسد جانی دوباره به تن ساختما بر میگردد.دانش آموزان همه شاد و خندان به سوی حیاط روانه می شوند و سکوت آن شکسته می شو.
در حیاط است که ما یاد می‌گیریم چگونه با هم بازی کنیم، چگونه با هم دوست باشیم و چگونه از لحظات کوتاه استراحت لذت ببریم. حیاط مدرسه جایی است که خستگی درس‌ها را در آن جا می‌گذاریم و با انرژی تازه به کلاس برمی‌گردیم. در گوشه‌ای از حیاط، آقای ناظم با لبخندی مهربان مراقب ماست تا اتفاقی برای کسی نیفتد. وقتی دوباره زنگ به صدا در می‌آید، حیاط آرام‌آرام خالی می‌شود و دوباره به سکوتی عمیق فرو می‌رود تا برای زنگ تفریح بعدی آماده شود. گویی حیاط هم همراه با ما استراحت می‌کند تا دوباره با هیاهوی ما بیدار شود.
این طپش ابدی باعث می شود تا عزیزترین بخش هر مدرسه ای حیاط آن باشد.

اگر آسفالت حیاط مدرسه می توانست حرف بزند چه قصه هایی که می توانست تعریف کند.او شاهد بوده است تمام زمین خوردن ها و بلند شدن ها را، قهقهه های بلند و اشک های یواشکی.
حیاط مدرسه جایی است که در آن فوتبال بازی می‌کنیم، دنبال هم می‌دویم و در صف‌های صبحگاهی کنار هم می‌ایستیم. هر گوشه از این حیاط، بخشی از خاطرات دوران کودکی ما را در خود جای داده است. حیاط مدرسه فقط یک فضای باز نیست، بلکه بزرگترین کلاس درس ما برای یادگیری زندگی است. ما روی همین آسفالت، خط‌های بازی «لی‌لی» را می‌کشیم و با هیجان از روی آن‌ها می‌پریم. حتی خراش‌های کوچک روی زانوهایمان که یادگار بازی‌های پرتحرک است، بخشی از قصه‌های این حیاط محسوب می‌شود. وقتی سال‌ها بعد به این مدرسه برگردیم، شاید قدمان بلندتر شده باشد، اما این آسفالت صبور هنوز همان خاطرات شیرین کودکی را در دل خود نگه داشته است.
صادق ترین امانتدار روزهای خوب و بد ما در مدرسه حیاط است.

دقت کرده اید رنگ و بوی حیات مدرسه را در فصل های مختلف چقدر خاص است.
در پاییز، فرش زردی از برگ‌ها روی زمین پهن می‌شود و صدای خش‌خش آن‌ها زیر پای ما موسیقی زیبایی می‌سازد. در زمستان، اگر شانس بیاوریم، حیاط سفیدپوش می‌شود و ما با برف‌بازی گرم می‌شویم. بهار که می‌آید، درختان حیاط جوانه می‌زنند و نسیم خنکی صورت ما را هنگام ورزش نوازش می‌دهد. حیاط مدرسه با هر تغییر فصل، لباس جدیدی می‌پوشد و به ما یادآوری می‌کند که زمان به سرعت در حال گذر است. ساعت ورزش، اوج درخشش حیاط در تمام فصل‌هاست؛ وقتی که حیاط به یک ورزشگاه بزرگ تبدیل می‌شود و ما با لباس‌های ورزشی، دور تا دور آن می‌دوییم. زیر تابش خورشید یا در پناه ابرهای بهاری، تمرین می‌کنیم که چطور تیمی بازی کنیم و به هم احترام بگذاریم. حیاط مدرسه در هر آب و هوایی، پناهگاهی امن برای شیطنت‌ها و یادگیری‌های بدنی ماست.
فصل ها از پی هم می گذرند و ما روز به روز در آغوش حیاط مدرسه بزرگ تر و قوی تر می شویم.

دنیای کوچک ما در دوران دانش آموز بودنمان در حیاط خلاصه می شود.برای ما فرقی ندارد که کدام دانش آموز درس بهتری دارد.
مهم این است که چه کسی بهتر پاس می‌دهد یا چه کسی سریع‌تر می‌دود. در گوشه‌ای از حیاط، عده‌ای مشغول گفتگوهای دوستانه هستند و در گوشه‌ای دیگر، مسابقه‌ای هیجان‌انگیز در جریان است. بوی لقمه‌های خانگی که در حیاط می‌پیچد، حس گرمی و صمیمیت را به ما منتقل می‌کند. حیاط مدرسه جایی است که پیوندهای دوستی ما در آن محکم می‌شود. گاهی در زنگ تفریح، نیمی از لقمه‌مان را با دوستی که تغذیه‌اش را فراموش کرده تقسیم می‌کنیم و این زیباترین درس مهربانی در حیاط است. صحبت‌های درگوشی کنار دیوارهای حیاط و قول و قرارهای بازی برای بعد از مدرسه، در همین فضا شکل می‌گیرند. ما در این دنیای کوچک، یاد می‌گیریم که چطور با تفاوت‌های هم کنار بیاییم و یک جامعه کوچک اما شاد بسازیم.
حیاط مدرسه خاستگاهی است برای بهترین و ابدی ترین رفاقت ها و خاطره های زندگی مان.

هر وقت که از پشت پنجره کلاس به حیاط نگاه می کنم اون رو نمادی می بینم که برای دانش آموزان و ذهن های آنها به معنای آزادی و رهایی است.سقف آن آسمان وسیع و آبی است.
در حیاط مدرسه، ما یاد می‌گیریم که قانونمند باشیم؛ مثلاً یاد می‌گیریم که در صف بایستیم یا آشغال‌هایمان را در سطل زباله بیندازیم تا خانه‌ی دوم‌مان تمیز بماند. حیاط مدرسه با تمام شلوغی‌هایش، برای من آرامش‌بخش است، زیرا می‌دانم در میان آن همه هیاهو، من و دوستانم در حال ساختن بهترین روزهای زندگی‌مان هستیم. هر صبح، مراسم صبحگاهی در همین حیاط برگزار می‌شود و صدای سرود ملی ما در فضای باز آن طنین‌انداز می‌گردد. وقتی به پرچم کشورمان که در وسط حیاط به اهتزاز درآمده نگاه می‌کنیم، حس غرور و همبستگی تمام وجودمان را می‌گیرد. حیاط مدرسه با آن میله‌های بلند والیبال و دروازه‌های کوچک فوتبال، به ما یاد می‌دهد که برای رسیدن به اهداف بلند، باید از همین زمین‌های خاکی و آسفالتی شروع کنیم.
این حیاط است که برای ما دانش آموزان نخستین پله برای پرواز کردن و اوج گرفتن به سوی آینده ای روشن است.

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *