عکس و متن تبریک روز ملی روستا و عشایر

پانزدهم مهرماه روز ملی روستا و عشایر است.این روز فرصت مناسبی است که بابت تمام تلاش ها و سخت کوشی های این عزیزان در حفظ و ترویج هنر و صنایع دستی و همچنین تاثیر مهم در تولید و حفظ دام و کشاورزی تشکر و قدردانی کنیم.

عکس و متن تبریک روز ملی روستا و عشایر

متن تبریک روز ملی روستا و عشایر

روز ملی روستا و عشایر را به تمام این عزیزان سخت کوش
که در سلامت غذایی کشور و جامعه نقش بسیار مهم و پررنگی دارند
تبریک می گویم

از خداوند بزرگ برای تمام شما روستاییان و عشایرین عزیز
آرزوی سلامتی و سربلندی داریم
روز ملی روستا مبارک

روز ملیروستا را به تمام عزیزانی که در روستا
تلاش می کنند و زحمت می کشند
و با سخت کوشی و مقاومت دل در گرو دیار خود دارند
و قلب و روحشان برای عزت و آباد کردن روستایشان می تپد
مبارک باد

روستا است که مردم آن آرام و گرم و صمیمی اند
فضایش بی صدا و هوایش پاک است
هر کوچه اش باغی است مرکز آرامش
و برای همه مردم دارویی است برای روح و روان
روز ملی روستا خجسته باد

کسانی که هنر و صنایع دستی از درون وجودشان تراوش می کند
روستاییان و عشایران هستند روزشان خجسته باد

پانزدهم مهرماه روز ملی عشایر و روستاییان عزیز و خونگرم
از ترک و لر و کرد گرفته تا فارس و بلوچ
را به این عزیزان تبریک می گوییم

در روستا صبح ها با تکان خوردن گیسوان طلایی گندم ها بر دستان
باد آغاز می شود که می رقصند با نوای گنجشک ها و پرندگان
سفره هایی که سرشار از برکت و نعمت است
مردمانی دارد که دل و جانشان دریا و پاک و صاف و ساده مانند چشمه ای پاک است
صدای قلب های آنها متواضع تر از هر انسان دیگری است
مردان و زنان هنرمند و سخت کوش را در دل خود جای داده است
که صدای آنها تا ابد به قلب و جان تاریخ سنجاق شده است
روز ملی روستا و عشایر گرامی باد

عکس نوشته تبریک روز روستا

عکس و متن تبریک روز ملی روستا و عشایر

جملات زیبا درمورد روز ملی روستا و عشایر 

روستاست که بهشتی بی مانند در خواب هایم است
مادری مهربان زمین است روستا
باغ هایش به سرسبزی بهشت و خوشه های انگور آن
مانند یاقوت می درخشد
روز روستا و عشایر خجسته باد

اگر روستا تنها یک معنا داشته باشد
می توان گفت روستا یعنی گذشت جریان زندگی
همان روح جاودانی که برای زندگی انسان است
در آن سرشار از تلاش و کار خستگی ناپذیر است
مردمانش سرشار از قلب هایی هستند
شکرگذار و چشمانشان به آسمان دوخته شده
دست میگذارند بر زانوهای خود و با قدرت و آرامش
به تلاش های خود ادامه می دهند
پانزدهم مهر ماه روز ملی روستا خجسته باد

برای هر کشوری روستاست که رگ حیات است
رگی که همیشه در آن خون جریان زندگی را حمل می کند
و این است که حیات تداوم دارد
و اصلی ترین نیاز برای زندگی و زنده بودن کشور روستاست
روز ملی روستا و عشایر مبارک

در کشور تنها جایی که مرکز و سرچشمه مهر و عاطفه است
تنها روستاست
جایی که تلاش می کنند تا تولید صورت بگیرد
همان مکانی که هویت یک ملت از آن شروع می شود
پانزدهم مهرماه روز ملی روستا و عشایر بر تمام این عزیزان خجسته باد

روستا همان مکانی است که زندگی را تداعی و تکرار می کند
همان مکانی که صبح هایش در آرامش و تلاش آغاز می شود
طبیعت عشق را آغاز می کند و هوا را سرشار می کند از پاکی و صمیمت
و استراحت از زمانی شروع می شود که خورشید به خواب می رود
روز روستا و عشایر گرامی باد

عکس و متن تبریک روز ملی روستا و عشایر

شعر درمورد روز ملی روستا 

دگر بهره مهتر ده بدی
هرانکس کزان روستا مه بدی
چنان شد که گشتاسپ با کدخدای
یکی شد به خورد و به آرام و رای

چو برخاست زان روستا رستخیز
گرفتند ناگاه ازان ده گریز
بماندند پیران ابی پای و پر
بشد آلت ورزش و ساز و بر

چو از شهر یک سر بپرداختند
بگرد اندرش روستا ساختند
بیاراست بر هر سویی کشتزار
زمین برومند و هم میوه دار

ور نخوانی و ببیند سوز تو علم باشد
مرغ دست آموز تو او نپاید
پیش هر نااوستا
همچو طاووسی به خانه روستا

قول پیغامبر شنو ای مجتبی
گور عقل آمد وطن در روستا
هر که را در رستا بود روزی و شام
تا بماهی عقل او نبود تمام

وانک ماهی باشد اندر روستا روزگاری باشدش
جهل و عمی ده چه باشد
شیخ واصل ناشده
دست در تقلید و حجت در زده

همی بود گشتاسپ دل مستمند
خروشان و جوشان ز چرخ بلند نیامد
ز گیتیش جز زهر بهر
یکی روستا دید نزدیک شهر

یکی روستا بود نزدیک شهر
که دهقان و شهری بدو بود بهر
بیامد به خان یکی کدخدای
بپرسید کاید مرا هست جای

من عزیزم مصر حکمت را و این نامحرمان
غر زنان برزنند و غرچگان روستا
گر مرا دشمن شدند این قوم معذورند از آنک
من سهیلم کآمدم بر موت اولادالزنا

پیش بزرگان ما آب کسی روشن است
فعل سگ گنجه است قدح خر روستا
خود به ولوغ سگی بحر نگردد
نجس خود به وجود خری خلد نیابد وبا

می روم گر تو را ز من ننگست
که نه شیراز و روستا تنگست
بسم این جایگه صباح و مسا
رفتم اینک بیار کفش و عصا

دستها برداشته، عمر تو خواهان از خدای
از برای پایداریت اهل شهر و روستا
چون به شاهین قضا انصاف سنجی گاه حکم
جبرئیل از سد ره گوید با ملایک در ملا

ده خدا گفت ار نمکساری شود انبان کون

گوزهای بی نمک پراند اهل روستا
غورک بی مغز را صفرا بشورید و بگفت
کی مموه باژگونه یافه گوی هرزه لا

روستا پر ز بی نوایی تست
هر کجا مسجدی گدایی تست
نه همی تا ابد نخواهی زیست
پس بدین پنج روزه ملک این چیست

با وجود عشق، عاقل بودن از دیوانگی است
شهر تا باشد چرا در روستا باشد کسی؟
در کمان چشم از هدف برداشتن صائب خطاست
به که در هنگام پیری با خدا باشد کسی

گر هزاران ساله علم آنجا برم
آن زمان از روستا خواهم رسید
هیچ نتوان بردن آنجا جز فنا
کز بقا بس مبتلا خواهم رسید

به شهر اندر بدین سان است
آیین کنون آیین و حال روستا
بین همه دیدند دههای صفاهان
که یکسر چون بیابان بود ویران

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *