شعر امام زمان شروع مجلس + متن درباره امام زمان برای شروع مجلس

اگر به دنبال شعر امام زمان شروع مجلس و یا متن درباره امام زمان برای شروع مجلس هستید در این بخش از گهر ما مجموعه ای از زیباترین و بهترین متن ها و شعرها درمورد امام زمان برای شروع مجلس و سخنرانی را تهیه کرده ایم.

شعر امام زمان شروع مجلس + متن درباره امام زمان برای شروع مجلس

شعر امام زمان شروع مجلس

این عشق آتشین ز دلم پا نمی شود
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود.
یا اباصالح المهدی ادرکنی

تو همچو بوی محبت زپشت پنجره ها
درون ذهن شقایق خطور خواهی کرد
نگاه شوق وامیدم به آن دم صبحی است
که خاک رابه قدومت چو طور خواهی کرد

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو
بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو
تا به اینجا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو
سالها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو
گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا

قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمی خار کجا
سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا
منتی بود نهادی که خریدی ما را
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا
هر کسی را که پسندی بشود خادم تو
خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا
کاش در نافله‌ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنه‌کار کجا
مهر من گر که فتد در دل تو می‌فهمم
شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا
به خدا چون دل زهرا نگران است دلم
یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا
کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین
زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا
یاد گیسوی رقیه جگرم می‌سوزد
دست عباس کجا پنجه اغیار کجا

خوب است ما هم مثل باران حس بگیریم
هر شب سراغی از گل نرگس بگیریم
اللّهم عجّل لولیک الفرج
غروب جمعه دلم بوی یار می‌گیرد
افق افق دل من را غبار می‌گیرد
نه با زیارت یاسین دلم شود آرام
نه با دعای سماتم قرار می‌گیرد
نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است

که نغمه عشراتم به بار می‌گیرد
دل صنوبری‌ام زین هوای مه آلود
نه از فراق که از انتظار می‌گیرد
قسم به عصر که خسران قرین انسان است
مگر هر آنکه دانش خود را به کار می‌گیرد
بدان که دلبر ما جان برای یاری خویش
در این دیار هزاران هزار می‌گیرد
به گوش منتظران گو که صبح نزدیک است
اگر چه شب ز رفیقان دمار می‌گیرد
جمال یار چو خورشید عالم افروز است
حجاب نفس تو را زان نگار می‌گیرد
تمام دلخوشی‌ام یک نگاه کوچک اوست
ز چیست یار من از من کنار می‌گیرد
اگر که یار نخواهد به جلوه غم ببرد
دل زهیر چو شب‌های تار می‌گیرد

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت
حتی به قدر نیم نگاهی ببینمت
تکلیف بی‌قراری این دل چه می‌شود؟!
اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت…
ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود
در راه جمکران سر راهی ببینمت
یا که محرمی شود و بین کوچه‌ای
در حال کار نصب سیاهی ببینمت
آقا خدا نیاورد آن روز را که من
سرگرم می‌شوم به گناهی ببینمت
با این دل سیاه و تباهم چه دل‌خوشم
بر این خیال کهنه واهی، ببینمت!
دارم یقین که روز وصال تو می‌رسد
ذکر لبم شده که الهی ببینمت

دیدن روی شما کاش میسّر می شد
شام هجران شما کاش که آخر می شد
بین ما فاصله ها فاصله انداخته اند
کاش این فاصله با آمدنت سر می شد
شهر ما بوی خدا داشت، دوباره ای کاش
با ظهورت نفس شهر معطّر می شد
پاک می شد دل تاریک به لطفت ای کاش
مالک خانهء دل ساقی کوثر می شد
طاقتم طاق شد از دوری دلگیر شما
جمعهء آمدنت کاش مقدّر می شد
صبح و شب اهل دلی زمزمه می کرد ای کاش
پسری منتقم سینهء مادر می شد
کاش می شد حرم از دست تو سیراب شود
دست تو یاور عبّاس دلاور می شد

برخیز که حجت خدا می آید
رحمت ز حریم کبریا می آید
از گلشن عسگری گذر کن که سحر
بوی گل نرگس از فضا می آید

بر مهدی و آن هاله نورش صلوات
بر خال لب و جام ظهورش صلوات
بی پرده همه ی انس و ملک می گویند
بر سال و مه و وقت ظهورش صلوات

متن درباره امام زمان

امام من من از دوری و فراق تو تا کی رسوا شوم در جهان
غم دوری تو من را در جهان و عاشقی رسوا می کند

مهدی جان تو یوسف فاطمه هستی
تو تنها منجی ما و عالمی
همه ما چشم انتظار آمدنت هستیم
دلهایمان سراسر امید و باور است
یقین داریم که می آیی و با آمدنت
زمین و زمان را از عدل و داد سرشار می کنی
منت بر سر ما بگذار و ظهور کن

امام ما تو با وجودت به زندگی ما هستی می بخشی
تو منجی عالم و بشریتی
دیدگانمان را بر راهت بسته ایم
بیا که دل و جان ما و جهان تشنه حضور و آمدنت توست

آقای من دل من برای آمدن و دیدن تو پر می کشد
سالیان سال است که در غیبتی
و ما هر ثانیه را در انتظار و حسرت تو به سر می بریم
ما منتظریم آقا جان
پایان بده به انتظار ما

عکس نوشته درمورد امام زمان 

شعر امام زمان شروع مجلس + متن درباره امام زمان برای شروع مجلس

اشعار زیبا درباره امام زمان

مه مبارک در ابر آرمیده بیا
امید آخر دل‌های داغ‌دیده بیا
قسم به مهر رخت کشته تیرگی ما را
بیا تو ای شب اندوه را سپیده بیا
به طول غیبت و اشک مدام و سوز دلت
که جان شیعه ز هجران به لب رسیده بیا
ز پشت در بشنو ناله‌های فاطمه را
به سوز سینه آن مادر شهیده بیا

عزیز فاطمه جدت حسین در یم خون
تو را صدا زند از خنجر بریده بیا
به مادری که لبش از عطش زده تب‌خال
به شیرخواره انگشت خود مکیده بیا
به آن لبی که بر آن چوب می‌زدند به طشت
به خواهری که گریبان خود دریده بیا
کند تلاوت قرآن سر حسین به نی
ببین چه گونه ز لب‌هایش خون چکیده بیا
به آن سری که به دیدار دخترش آمد
به کودکی که به ویرانه آرمیده بیا
به لاله‌های به خاک اوفتاده از دم تیغ
به غنچه‌ای که شد از ضرب تیر چیده بیا
به بانگ یا ابتای علی به قلزم خون
به ناله‌ای که حسین از جگر کشیده بیا

بود به سینه «میثم» هزار درد نهان
گواه آن همه غم‌های ناشنیده بیا
ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم
در شادی شعبان تو غرق ست جهانم
تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد
باید که شب چشم تو را قدر بدانم
روی تو و خورشید، نه، روشن تر از آنی
چشم من و آیینه، نه، حیران تر از آنم
در سایه ی قرآن نگاه تو نشستم
باران زد و برخاست غبار از دل و جانم
برخاست جهان با من برخاسته از شوق
تا حادثه ی نام تو آمد به زبانم
عید ست و سعید ست اگر ماه تو باشی
ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *