X بستن تبلیغات
آپلود عکس
مطالب پيشنهادي

معنی و داستان ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته

تاريخ : ۲۷ بهمن
بازديد : 1020

شاید تا به حال شما هم از ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته استفاده کرده اید. اما آیا می دانید معنی این ضرب المثل چیست؟ گهر در این بخش معنی و داستان ضرب المثل آش خورده و دهن سوخته است را شرح می دهد.

mataleb www.gahar .ir 17.06.97 11 1 معنی و داستان ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته

معنی و داستان ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته

داستان ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته

در زمان‌های‌ دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیکن کمی خجالتی بود.

مرد تاجر همسری کدبانو داشت که دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر کسی را آب می‌انداخت.

روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دکانش برود. شاگرد در دکان را باز کرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب کرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.

قبل از ظهر به او خبر رسید که حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دکتر برود.

. پسرک در دکان را بست و دنبال دکتر رفت . دکتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه کرد و برایش دارو نوشت

پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت ، دیگر ظهر شده بود. پسرک خواست دارو را بدهد و برود ، ولی همسر تاجر خیلی اصرار کرد و او را برای ناهار به خانه آورد

بخوانید :   تعبیر خواب مار از نظر قرآن

همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و کاسه های آش را گذاشتند . تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق‌ها را بیاورد

پسرک خیلی خجالت می‌کشید و فکر کرد تا بهانه‌ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد . فکر کرد بهتر است بگوید دندانش درد می کند. دستش را روی دهانش گذاشتش.

تاجر به اتاق برگشت و دید پسرک دستش را جلوی دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اینقدر عجله کردی ، صبر می کردی تا آش سرد شود آن وقت می خوردی ؟

زن تاجر که با قاشق‌ها از راه رسیده بود به تاجر گفت : این چه حرفی است که می زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من که تازه قاشق ها را آوردم.

تاجر تازه متوجه شد که چه اشتباهی کرده است

از آن‌ پس، وقتی‌ کسی‌ را متهم به گناهی کنند ولی آن فرد گناهی نکرده باشد، گفته‌ می‌شود: آش نخورده و دهان سوخته

توضیح ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته

این مثل داستانی دارد؛ می‌گویند روزی مردی به خانه یکی از آشنایان خود رفت. صاحبخانه برای او کاسه‌ای آش داغ آورد. میهمان هنوز دست به کاسه آش نبرده بود که دندانش بشدت درد گرفت. او دست روی دهان خود گذاشته بود و از درد به خود می‌پیچید. صاحبخانه به خیال آنکه او از آن آش داغ خورده و دهانش سوخته است، گفت: بهتر بود صبر می‌کردی تا آش کمی سرد می‌شد و دهانت نمی‌سوخت. میهمان که هم از درد دندان رنج می‌برد و هم از حرف صاحبخانه شرمگین شده بود، گفت: «بله، آش نخورده و دهان سوخته!»

بخوانید :   جزر و مد چیست ؟ از طرف ماه است یا خورشید؟

کاربرد:

این مثل در مورد کسی به کار می‌رود که گناهی نکرده و کار بدی انجام نداده است؛ اما مردم بی‌دلیل او را گناهکار می‌دانند.

مشابه:

– گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده!

– آش همسایه روغن غاز دارد.

مرغ همسایه غاز است.

آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي