X بستن تبلیغات
آپلود عکس
مطالب پيشنهادي

راهنمای انتخاب شغل : چگونه شغل ایده آل خود را پیدا کنم؟

دسته بندي : اجتماعی,اخبار
تاريخ : ۳۱ تیر
بازديد : 61

پیدا کردن انتخاب شغل برای هر فردی از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است. چرا که هر شخصی باید شغلی را انتخاب کند که از لحاظ ویژگی های شخصی و روحی و روانی و همچنین میزان درآمد برای وی مناسب باشد. برای آشنایی با راهنمای انتخاب شغل این بخش گهر را بخوانید. در ادامه در مورد انتخاب شغل و پیدا کردن شغل و راهنمای شغل پیدا کردن می خوانید.

راهنمای انتخاب شغل : چگونه شغل ایده آل خود را پیدا کنم؟

www.gahar .ir  31.04.98 3 راهنمای انتخاب شغل : چگونه شغل ایده آل خود را پیدا کنم؟

راهنمای انتخاب شغل

امروزه اشتغال به مسئله ای پیچیده تر از گذشته تبدیل شده است. در گذشته ای نه چندان دور، ورود به بازار کار مثل حالا دشوار نبود؛ نه مشاغل آن قدر تخصصی و پیچیده بودند که ناچار باشیم برای آن ها مهارت ها یا دانش های ویژه ای کسب کنیم و نه سرعت تغییرات آن چنان زیاد بود که در مدت کوتاهی از قافله عقب بمانیم.

در نتیجه افراد در آن دوران با طی یک دوره آموزشی کوتاه یا شاگردی کردن، می توانستند در شغلی خوب فعالیت کرده و سال ها و چه بسا سراسر عمر خود را در آن سر کنند؛ در حالی که امروزه اگر هم افراد بخواهند، گاه آن قدر عمر سازمان ها کوتاه است یا حوزه های فعالیت سازمان ها با تغییر شرایط، دگرگون می شود که تصور یک عمر حضور بی دغدغه و بازنشسته شدن بیشتر به شوخی می ماند.

دنیای امروز با سرعتی شگفت انگیز در حال تغییر بوده و به تبع آن، ماهیت شغل و شاغل نیز در حال تغییر است. این بدان معناست که حتی اگر مشاغلی ساده تر که نیازمند مهارت، دانش یا تخصص خاصی نیستند همچنان وجود داشته باشند، احتمالا باز هم افراد در این مشاغل درآمدی به مراتب کمتر از دیگر موقعیت های شغلی خواهندداشت که نیازمند مهارت، دانش یا تخصصی خاص هستند و این خود به معنای ایجاد نابرابری بیشتر و عمیق تر شدن شکاف فقیر و غنی در جامعه و در نتیجه بروز مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیار است.

در چنین شرایطی به نظر می رسد ما باید رویکردی متفاوت به مقوله «شغل» داشته باشیم. دیگر حتی تنها طی کردن دوره ای آموزشی برای چند سال و اخذ مدرکی دانشگاهی، کفایت نمی کند تا بتوانیم امیدوار باشیم شغلی خوب و درآمدی بالا در انتظار ماست. این روزها تورم مدرک بیشتر از پیش به چشم می اید و به وضوح می توان انبوهی از فارغ التحصیلان دانشگاهی را دید که مدارک دانشگاهی دارند اما یا شغل ندارند یا اگر هم دارند، در موقعیتی پایین تر از انتظارشان، با درآمدی کمتر و نارضایتی بشیار روزگار می گذرانند.

شغل ایده ال یا شغل مناسب؛ مسئله این است

بی شک هر فرد معیارهایی از شغل ایده آل خود در ذهن دارد که می تواند شامل میزان درآمد، همکاران، محیط کاری، مزایا، امکانات، میزان خلاقیت یا آزادی عمل در کار، امکان رشد و پیشرفت، پرستیژ اجتماعی و… باشد.

از سوی دیگر هریک از ما توانمندی ها، مهارت ها، استعدادها، محدودیت ها و نقاط قوت و ضعفی داریم که ممکن است ضرورتا به ایده آل های ذهنی ما در جهان واقع منجر نشوند؛ بنابراین شاید نخستین گام برای آنکه بتواینم شغلی را که دوست داریم پیدا کنیم، این است پیش و بیش از هرچیز به دو سوال جواب دهیم، نخست اینکه «من کیستم؟ و دوم اینکه «در چه محیطی زندگی می کنم؟» درواقع یکی از سرچشمه های نارضایتی ها یا مشکلات شغلی ما این است که شناخت درستی درباره خود نداریم.

این خودآگاهی شامل آگاهی از ویژگی های شخصیت، استعدادها، نقاط قوت و ضعف خویش و اهداف و انگیزه های درونی است. اصولا ما روی خود در این زمینه سرمایه گذاری نمی کنیم و نسبت به خودمان کر و کوریم. از سوی دیگر به دلیل آنکه آگاهی کافی نسبت به اجتماعی که در آن زندگی می کنیم نداریم، فرصت ها و تهدیدهایی را که در مورد خود و کارمان وجود دارند، نمی بینیم و یا نمی توانیم آن ها را به درستی ارزیابی کنیم.

به مناسبات قدرت در اجتماع توجهی نداریم و واجد مهارت های اجتماعی نظیر توانایی رهبری، مهارت های مدیریت تغییر، مهارت های تعاملی و ارتباطی با دیگران و همکاری با سایر افراد و نیز مشارکت با آن ها در فعالیت های گروهی نیستیم، درنتیجه نمی توانیم حضوری اثربخش در اجتماع و در موقعیت شغلی خود داشته باشیم و در نهایت نه تنها رضایت درونی و عمیق از شغل خود نخواهیم داشت، بلکه احتمالا در مدت زمان طولانی درآمدی بسیار کمتر از آنچه انتظار آن را داریم، کسب خواهیم کرد.

بخوانید :   راه اندازی قطار تهران آنکارا + قیمت بلیت تهران انکارا

چه شغلی برای من مفید است؟

برای پاسخ به این سوال می توان به سه توصیف از شغلی که می توانیم داشته باشیم، اشاره کرد؛ یعنی «شغلی که عاشقش هستیم». «شغلی که در آن عملکرد خوبی داریم» و نیز «شغلی که درآمد بسیار خوبی دارد». این سه توصیف با یکدیگر نیز هم پوشانی هایی دارند؛ مثلا ما می توانیم شغلی داشته باشیم که هم عاشق آن باشیم و هم درآمد خوبی در آن داشته باشیم؛ بی آنکه در آن شغل عملکرد خوبی داشته باشیم؛ درواقع چنین شغلی بیشتر شبیه رویایی است که به واقعیت نخواهد پیوست.

همچنین می توان شغلی را تصور کرد که عاشق آن باشیم و عملکرد خوبی هم در آن داشته باشیم، اما درآمد ناچیزی داشته باشد که احتمالا در چنین شغلی اگرچه خوشحال خواهیم بود، اما با فقر و بی پولی هم دست و پنجه نرم خواهیم کرد.

سومین حالت، شغلی است که در آن عملکرد خوبی داریم و بابت آن درآمد خوبی هم کسب می کنیم. اما آن را دوست نداریم؛ در چنین شرایطی احتمالا آدم پول داری هستیم که زندگی کسالت بار و خسته کننده ای را سپری می کنیم و آن شور و شوقی که رضایت درونی برایمان داشته باشد، تجربه نمی کنیم.

در نهایت قطعا همه ما در جست و جوی شغلی هسیتم که نه تنها عاشق آن باشیم، بلکه عملکرد خوبی نیز در آن داشته باشیم و پول خوبی هم از آن نصیبمان شود؛ اما سوال اصلی این است که چگونه می توانیم چنین شغلی داشته باشیم؟

در پاسخ به این سوال فارغ از اینکه در حال حاضر چه می کنیم و در چه شغلی مشغولیم، به نظر می رسد مسیر اصلی که باید سعی کنیم روی آن سرمایه گذاری کنیم، این چنین است.

گام اول: خودت را بشناس و شور و شوق اصلی یا معنای زندگی ات را پیدا کن. درواقع نسخت باید چیزهایی را در وجود خود کشف کنیم که ما را تمام و کمال از درون بر می انگیزانند، خواب را از چشمانمان می گیرند و فکرکردن به آن ها مو به تنمان سیخ می کند و حاضریم با همه وجود و انرژی، برای تحقق یا به دست آوردن آن ها تلاش کنیم.

این اشتیاق سوزان و انگیزه ناب درونی، ربط مستقیمی به پول ندارد و بیشتر به آن چیزهایی مربوط است که در لحظه لحظه زندگی، به ما احساس رضایت و عاقبت به خیری می دهد؛ حتی اگر به تمامی آنچه می خواسته ایم نرسیده باشیم؛ مثلا اگر بهبود کیفیت زندگی افراد از طریق مربیگری یا آموزش، مرا بر می انگیزاند و فعالیت در این حوزه برای من رضایت و شادی واقعی در پی دارد، باید بکوشم فعالیت های خود را در همین حوزه متمرکز کنم.

گام دوم: دانش و مهارت های مرتبط با حوزه تمرکز خود در زندگی را که به شور و شوق و انگیزه درونی تان پر و بال می دهد، فرا گیرید.

با این کار درواقع شما خود را در موقعیتی قرار می دهید که می توانید شغلی داشته باشید که نه تنها عاشق آن هستید، بلکه در آن شغل عملکرد خوبی هم دارید؛ بنابراین تا اینجا دست کم آدم خوشحالی هستید که هنوز درآمد چندانی ندارد.

گام سوم: و حالا نوبت به سومین و آخرین گامی است که باید بردارید؛ یعنی با کاری که عاشق آن هستید و مهارت های مرتبط با آن را نیز کسب کرده اید، پول خوب درآورید. خوشبختانه شما کاری را انجام می دهید که عاشق آن هستید؛ پس تلاش بیشتر و صرف ساعت های بیشتر نه تنها برای شما رنج آور نیستَ، بکله از آن لذت هم می برید. از سوی دیگر مهارت های لازم را نیز کسب کرده اید و در نتیجه نگران آن نیستید که خراب کاری کنید یا عملکرد خوبی نداشته باشید.

بخوانید :   انتخاب موضوع پایان نامه در ۵ مرحله آسان

فقط کافی است کمی صبور باشید و به تلاش خود ادامه دهید. در لاک خود فرو نروید، شبکه ارتباطی خود را گسترش دهید و با دیگران درباره شور و شوقتان در زندگی حرف بزنید. مهارت های خود را در عمل به آن ها نشان دهید و فراموش نکنید که شما آماده اید تا با فرصت ها مواجه شوید و شانس ماندگار، فقط به سراغ آدم هایی می رود که خود را برای مواجهه با فرصت ها آماده کرده باشند.

انتخاب شغل مناسب با این ۱۰ قدم ساده

قدم اول برای انتخاب شغل : ارزیابی ارزش ها

چه چیز واقعا برای تان اهمیت دارد؟ چه چیز سر حوصله تان می آورد؟ چه کاری را آن قدر دوست دارید که اگر برایش به شما دستمزد داده شود، احساس گناه می کنید؟ این سوالات می تواند به شما کمک کند یکی از مهم ترین عناصر انتخاب شغل را پیدا کنید، یعنی ارزش ها. ارزش های شما تکیه گاه احساسی کاری است که انجام می دهید. در شغل هایی که خوب نتیجه می دهند معمولا بین ارزش های شخصی فرد و کاری که انجام می دهند، هماهنگی وجود دارد. جست و جوی کارتان را با ارزیابی ارزش های تان و نوشتن آن بها با دقت و وضوح هرچه تمام تر، شروع کنید.

قدم دوم برای انتخاب شغل : تشخیص مهارت ها و استعدادها

مهارت چیزی است که طریق انجام آن را یاد گرفته اید. استعداد چیزی است که با آن به دنیا آمده اید. درک متفاوت بین این دو اهمیت بسیاری دارد. ممکن است در کاری مهارت داشته باشید اما برای تان جالب نباشد. اما این احتمال وجود دارد که اگر استعداد کاری را دارید، بین آن استعداد خاص و ارزش های تان تطابق وجود داشته باشد. این یعنی شما از انجام کارهایی که در آن استعداد دارید بسیار بیشتر لذت می برید تا کارهایی که مهارت انجام آن را آموخته باشید.

قدم سوم برای انتخاب شغل : تعیین اولویت ها

همه ما اولویت های خاصی در زندگی خود داریم. در برخورد خود با دیگران، در طرز فکر خود و تصمیم گیری های مان، در ارجحیت دادن به مفاهیم مقابل انسان ها یا برعکس و میزان راحتی خود با ابهامات زندگی. برای خیلی از افراد، این اولویت ها در سطح ناخودآگاه شان عمل می کند اما شدیدا بر عملکرد ما با دیگران تاثیر می گذارد. شاید این سوال ها بتواند رد فم این قضیه کمک تان کند. آیا خودتان را فردی شهودی می دانید؟ آیا رفت و آمدی هستید یا دوست دارید بیشتر در خانه بمانید؟ در رویارویی با تصمیم گیری ها، آیا به واقعیات تکیه می کنید یا احساسات تان؟ پاسخ شما به این سوالات شمار ا به کاری که انجام دهید نزدیک تر می کند.

قدم چهارم برای انتخاب شغل : تجربه

هیچ جایزگینی برای تجربه وجود ندارد. هرچه بیشتر بهتر است. می توان گفت تقریبا همه مشاغل از بیرون، متفاوت از درون آن به نظر می رسند. اگر به تازگی وارد بازار کار شده اید یا می خواهید شغل تان را تغییر دهید، با افرادی صحبت کنید که در آن شغل دست دارند. شغلی در آن زمینه یا صنعت برای خود پیدا کنید و مطئن باشید همانی خواهد بود که همیشه می خواستید. و به هیچ وجه فقط به یک تجربه کاری تکیه نکنید. تا آن جا که می توانید در زمینه کاری خود، تجربه بیندوزید. باتجربه خواهید فهمید که کاری به دردتان می خورد و با ارزش ها و اولویت های تان جور است یا نه.

قدم پنجم برای انتخاب شغل : تخصص اندوزی

در این دنیای مملو از اطلاعات تکنیکی، فشار زیادی برای تخصصی کردن علوم یعنی بیسشتر و بیشتر دانستن درمورد یک رشته محدود است. این خطرناک است، چون این احتمال وجود دارد که شدیدا از رده خارج شوید. خیلی افراد کارشان را به این علت از دست می دهند که به تدریج دیدی کانونی نسبت به شخص یا چیزی که هستند و توانایی های شان پیدا می کنند. بحث قدیمی تخصص گرایی مقابل کلی گرایی این روزها نامی تازه گرفته است: متخصص کلی گرا. یعنی کسی که باوجود داشتن شمای کلی از کار، در زمینه های مختلفی از آن تخصص پیدا کرده است. این روزها سواد به این گفته می شود. این که تا می توانید درمورد موضوعی که دسوت دارید در زمینه کاری تان اطلاعات جمع کنید و مقصد و هدف آن رشته را دنبال کنید.

بخوانید :   بلیط لحظه آخری و بلیط چارتر چیست ؟

قدم ششم برای انتخاب شغل : در اولین شغل، اول تجربه بد پول

شاید با معدل خیلی بالا از دانشگاه فراغ التحصیل شده باشید. اما وقتی می خواهید وارد بازار کار شوید، اولویت ها حرف اول را می زنند. یک راه خوب برای بالا بردن فرصت های شغلی خود این است که از خودتان سوال کنید: «کدام مقام امکان بیشتری برای ام فراهم می کند که در کارم بهترین باشم؟» و شاید آن کار همانی نباشد که حقوق دل خواه تان را به شما عرضه کند.

قدم هفتم برای انتخاب شغل : انتخاب شغلی که بتوانید ۱۱۰ درصد به آن متعهد شوید

تعهد پایین و عملکرد متوسط این روزها به هیچ وجه قابل قبول نیستند. مشکل این جاست که ممکن است زمانی پی به مفهوم این جمله ببرید که دیگر از کار اخراج شده باشید. پس چطور باید خودتان را محافظت کنید؟ اگر کاری را پیدا کنید که بتوانید ۱۱۰ درصد به آن متعهد شوید، هیچ وقت با چنین مشکلی مواجه نخواهید شد.

قدم هشتم برای انتخاب شغل : بناکردن سبک زندگی براساس درآمدتان نه توقعات تان

خیلی از شغل هایی که این روزها دنبال نیروی کار است، وعده می دهد که طی دو سال حقوق میلیونی برای تان درست کند. مشکل این جاست که خیلی از تازه واردان به آن کارها با این ایده وارد آن کار می شوند و خرج و مخارج شان را هم با همان ایده انجام می دهند. یک راه بهتر برای شروع این است که درست از همان آغاز کار، سبک زندگی تان را طوری ساختاربندی کنید که بتوانید ۱۰ درصد از حقوق تان را هر ماه کنار بگذراید. پس انداز عاقلانه همیشه یکی از بهترین راه های پیشرفت بوده است.

قدم نهم برای انتخاب شغل : گذاشتن ۵ درصد از زمان، انرژی و پول تان برای پیشرفت

نمی توانید منتظر کارفمای تان بمانید که لقمه را دهان تان بگذارد. نکته این جاست که نمی توانید در این زمینه به او اطمینان کنید. کارفرمایان امروزی می خواهند هر تومانی که از جیب شان بیرون می رود، با چند تومان جایگزین شود. آن ها روی شما سرمایه گذاری می کنند و وقتی بتوانند یک سود فوری و خوب یا نیرو و مهارتی خاص در شما ببینند، سریع دست به کار می شوند. نکته این جاست که نمی توانید روی هیچ کدام این ها حساب کنید. خودتان باید دست به کار شوید و با تلاش زیاد خودتان را جلو ببرید.

قدم دهم برای انتخاب شغل : تمایل به ایجاد تغییر و تطابق

اگر مراحل قبلی را که ذکر شد مطالعه کنید، جای تاکید روی هدف را خالی می بینید. دلیل آن این نیست که اهداف اهمیت ندارند. بلکه هدف شما معمولا از همه آن عوامل دیگری که به آن اشاره شد، مثل ارزش ها، مهارت ها، استعدادها و… ناشی می شوند و حتی اگر آن ها را در دفترتان یادداشت کنید یا روی آینه بنتویسید، بازهم نمی توانید نیاز به تغییر و انطباق و سازگاری با شرایط جدید، رشد خودتان و توسعه فرصت های تان را بپوشانید. تفاوت این جا بین «جهت» و «برنامه» است. مورچه برای خود جهتی دارد اما برنامه ندارد. او می داند که کجا می خواهد برود و برای رسیدن به آن جا از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. اما آن مورچه این جهت را جایی ننوشته است. فقط با اطمینان کامل می داند که جهت اصلی او به آن سمت است و باید به آن جا برسد. جهت شغلی دنیای امروز هم به همین منوال است.

نتیجه گیری کلی برای بهترین شغل این است که اجازه ندهیم تا روزمرگی و احتیاجات زندگی ما را به سمت شغل خاصی هدایت کند. خود ما باید شغلی را انتخاب و برای به دست آوردن، حفظ و ثباتش تلاش کنیم. پس به امید شغل مناسب بی کار نمانید.

آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي