معنی درس اول عربی دوازدهم انسانی که مربوط به اشعار منصوب به حضرت علی می باشد را در این بخش از گهر برای شما دانش آموزان عزیز پایه دوازدهم رشته انسانی تهیه کرده ایم.علاوه بر معنی درس قوائد و حتی معنای کلمات این درس را برای راحتی و تسلط بیشتر شما دانش آموزان عزیز تهیه کرده ایم.

معنی درس اول عربی دوازدهم انسانی
من الاشعار المنصوبه الی امام علی (ع)
- از اشعار منصورب به حضرت علی
اَلدّاءُ وَ الدَّواءُ
- بیماری و دارو
دَواؤُکَ فیکَ وَ ما تُبْصِرُ ◈※◈ وَ داؤُکَ مِنکَ وَ لا تَشْعُرُ
- دارویت در خودت است و نمیبینی و بیماریات [نیز] از خودت است و حس نمیکنی.
أَ تَزْعَمُ أَنَّکَ جِرْمٌ صَغیر ◈※◈ وَ فیکَ انْطَوَی الْعالَمُ الْأَکبَرُ
- آیا میپنداری که تو چیزی کوچک هستی؟! حال آنکه جهان بزرگ در تو در هم پیچیده است.
اَلنّاسُ أَکْفاءٌ
- مردم یکساناند.
اَلنّاسُ مِن جِههِ الْآباءِ أَکْفاءُ ◈※◈ أَبوهُمُ آدَمٌ وَ الْأُمُّ حَوّاءُ
- مردم از نظر پدران «نیاکان» یکساناند. پدرشان آدم و مادر حوّاست.
وَ قَدْرُ کُلِّ امْرِیءٍ ما کانَ یُحْسِنُهُ ◈※◈ وَ لِلرِّجالِ عَلَی الْأفعالِ أَسماءُ
- و ارزش هر آدمی به کاری است که آن را به خوبی انجام میدهد/// و انسانها با کارهایشان نامهایی دارند
فَفُزْ بِعِلْمٍ وَ لا تَطْلُبْ بِهِ بَدَلاً ◈※◈ فَالنّاسُ مَوتیٰ وَ أَهلُ العِلْمِ أَحیاءُ
پس به کمک دانش رستگار شو و برای آن جایگزینی نخواه . مردم مرده هستند و اهل علم زندهاند.
اَلْفَخْرُ بِالْعَفافِ
- سرفرازی (افتخار) به پاکدامنی
أَیُّهَا الْفاخِرُ جَهلاً بِالنَّسَبْ ◈※◈ إنَّمَا النّاسُ لِأُمٍّ وَ لِأَبْ
- ای افتخار کننده به اصل و نسب از روی نادانی ، مردم تنها از یک مادر و پدر هستند.
هَلْ تَراهُم خُلِقوا مِن فِضَّهٍ ◈※◈ أَمْ حَدیدٍ أَمْ نُحاسٍ أَمْ ذَهَبْ
- آیا آنان را میبینی که از نقره یا آهن یا مس یا طلا آفریده شدهاند؟!
بَلْ تَراهُم خُلِقوا مِنْ طینَهٍ ◈※◈ هل سِویٰ لَحْمٍ وَ عَظْمٍ وَ عَصَبْ
- بلکه آنان را میبینی که از گِلی آفریده شدهاند. آیا به جز گوشت و استخوان و پی (عصب) هستند؟
إنَّمَا الْفَخْرُ لِعَقلٍ ثابِتٍ ◈※◈ وَ حَیاءٍ وَ عَفافٍ وَ أَدَبْ
- سرافرازی به خِردی استوار (افتخار به عقلی ثابت) و شرم و پاکدامنی و ادب است.
◆ وزن شعر فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلن و بحر رَمل است.
کلمات و معنی کلمات درس اول عربی دوازدهم انسانی
| انِطْوَیٰ: به هم پیچیده شد | اَلجِرْم: پیکر «جمع: اَلْأَجْرام» |
| (مضارع: یَنْطَوی) | اَلْعَظْم: استخوان «جمع: اَلْعِظام» |
| سِویٰ: جُز | اَلْحَدید: آهن |
| أَبْصَرَ: نگاه کرد | اَللَّحْم: گوشت «جمع: اَللُّحوم» |
| اَلطّین، اَلطّینَه: گلِ ، سرشت | الَدّاء: بیماری = اَلْمَرَض ≠ الَشِّفاء، اَلصِّحَّه |
| اَلْبَدَل: جانشین «جمع: اَلْأَبدال» | اَلنُّحاس: مس |
| اَلْعَصَب: پی، عصب «جمع: اَلْأَعصاب» | زَعَمَ: گمان کرد |

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر