شعر باران کلاس چهارم که یکی از زیباترین شعرهای فارسی کلاس چهارم است و بیشتر نسل ها با این شعر خاطره دارند.برای دانش آموزان عزیز کلاس چهارم معنی این شعر زیبا را برای شما عزیزان تهیه کرده ایم.
![معنی شعر باران کلاس چهارم [معنی دقیق مصرع به مصرع]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2025/11/%D8%AA%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-7.webp)
معنی شعر باران کلاس چهارم
ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ
ﺑﺎ ﮔﻬﺮﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ
میخورد ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ
- معنی: دوباره باران با صدایی مثل ترانه و با دانههایی مثل مروارید بربام خانه میخورد.
- معنی دیگر: دوباره باران با صدای شرشرش که همچون ترانه زیبا بود، میبارید. با قطرههای درخشان که همچون گوهر زیبایی بودند و بر بام خانه فرود میآمدند.
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
- معنی: مرا به یاد روزی خوب و شیرین از گذشتهام در جنگلهای گیلان می اندازد.
- معنی دیگر: با این باران، خاطرات دوران کودکیام زنده شد. در سالهای بسیار دور، یک روز خوب و به یادماندنی در خاطرم هست که به جنگلهای گیلان رفته بودم.
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک چست و چابک
- معنی: کودکی ده ساله، شاد و بانشاط با پوستی لطیف و نازک و پاهایی سریع و چالاک بودم.
- معنی دیگر: در چنین روزی من کودک ده سالهای بودم؛ سرشار از انرژی و شادی. ظریف و کوچک، اما زبر و زرنگ بودم.
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو
میپریدم از سرِ جو
دور میگشتم ز خانه
- معنی: با پاهای کودکانهی خود مانند آهو از روی جویها میپریدم و از خانه دور میشدم.
- معنی دیگر: با پاهای کوچک و کودکانهام بسیار سریع میدویدم دقیقا مثل دویدن پرسرعت آهو! از کنار جوی آب میپریدم و از خانهمان دور میشدم.
میشنیدم از پرنده
از لب باد وزنده
داستانهای نهانی
رازهای زندگانی
- معنی: از آواز پرنده و صدای هوهوی باد قصههای پنهانی و اسرار زندگی را میشنیدم.
- معنی دیگر: به آواز زیبای پرندهها گوش میدادم و به صدای باد گوش میسپردم و از آنها داستانهای پنهان و اسرار زندگی را میآموختم.
برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابرها را
ﺗﻨﺪﺭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ، ﻏﺮّﺍﻥ
ﻣﺸﺖ میزد ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ
- معنی: آذرخش (صاعقه) مانند شمشیر ابرها را پاره میکرد و ابر مثل دیونه میغرید و بر خودش مشت میزد. (میکوبید).
- معنی دیگر: رعد و برق مانند شمشیر تیز و برانی بود که انگار ابرها را پاره و تکهتکه میکرد. رعد، نعرهزنان با مشت خودش به ابرها میکوبید.
جنگل از باد گریزان
چرخها میزد چو دریا
دانههای گرد باران
پهن میگشتند هر جا
- معنی: جنگل بر اثر باد فراری و وزنده مانند دریایی به نظر میرسید که چرخ میزند. و دانههای گِرد باران در همه جا پخش می شدند.
- معنی دیگر: جنگل و درختانش مثل اینکه از دست باد فرار میکردند، مثل امواج دریا اینطرف و آنطرف میرفتند. دانههای گرد باران همه جا پخش میشدند.
ﺳﺒﺰﻩ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ
ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﮔﺸﺖ ﺩﺭﯾﺎ
ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ
ﺟﻨﮕﻞ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﭘﯿﺪﺍ
- معنی: سبزه زار زیر درختان، از شدت باران کم کم مانند دریا پر از آب شد. داخل این دریای پر خروش، تصویر جنگل به صورت سروتَه (واژگون و سرنگون) دیده می شد..
ﺑﺲ گوارا ﺑﻮﺩ باران
ﺑﻪ، ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ باران
- معنی: چه قدر آن باران دلنشین بود. به به چه قدر آن باران قشنگ بود.
- معنی دیگر: چقدر باران دلچسب و زیبا بود.
ﻣﯽﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻫﺮ ﻓﺸﺎﻧﯽ
ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ، ﭘﻨﺪﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ
- معنی: در میان دانههای باران که مثل دُرّ و مروارید همه جا پهن می شدند، اسرار ابدی و نصیحتها و درسهای آسمانی را میشنیدم.
- معنی دیگر: من با دیدن گوهرهای باران (منظور قطرههای باران که مثل گوهر ارزشمندی میدرخشیدند) درسهای زیادی گرفتم و رازهای بسیاری از آسمان و خلقت خدا دانستم.
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ، ﮐﻮﺩﮎ ﻣﻦ
ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﻓﺮﺩﺍ
- معنی: این رازهای ابدی را از من گوش کن، برای کودکی که فردا برای خودش مردی خواهد شد.
- معنی دیگر: درسهایی مثل اینکه میگفتند: ای کودک من! زمانی که در آینده مرد بزرگی شدی، از من این نصیحت را بشنو!
ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﺧﻮﺍﻩ ﺗﯿﺮﻩ، ﺧﻮﺍﻩ ﺭﻭﺷﻦ
ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ، ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ، ﻫﺴﺖ ﺯﯾﺒﺎ
- معنی: زندگانی چه سخت باشد و چه آسان، همیشه زیباست.
- معنی دیگر: اگر زندگی برایت سخت و تیره، یا گاهی روشن و امیدبخش شد، در هر صورت زیباست. (چون آفریده خداست)

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر