سوره صافات متن + ترجمه و صوت

کاربران گرامی گهر در این پست متن و ترجمه سوره صافات همراه با صوت آن تهیه و منتشر کرده ایم. از خاص ترین برکات قرائت سوره صافات اجابت دعاست. از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: که هر کس سوره «یس» و «صافات» را در روز جمعه قرائت نماید و آنگاه دعا کند، خداوند خواسته اش را اجابت می نماید. همچنین امام صادق علیه السلام حدیث شده است: اگر فردی که دچار اضطراب و ترس است، از آب نوشته آن، استحمام کند به آرامش می رسد.

متن و ترجمه سوره صافات

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

وَالصَّافَّاتِ صَفًّا ﴿۱﴾

سوگند به آنها كه صف كشيده‏ اند (و صفوف خود را منظم ساخته‏ اند). (۱)

فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا ﴿۲﴾

همانها كه قويا نهي مي‏كنند (و باز مي‏دارند). (۲)

فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا ﴿۳﴾

و آنها كه پي درپي ذكر (الهي) را تلاوت مي‏كنند. (۳)

إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ﴿۴﴾

كه معبود شما مسلما يكتاست. (۴)

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ﴿۵﴾

پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست و پروردگار مشرقها! (۵)

إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿۶﴾

ما آسمان پائين را با ستارگان تزيين كرديم. (۶)

وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ ﴿۷﴾

و آن را از هر شيطان خبيثي حفظ نموديم. (۷)

لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ ﴿۸﴾

آنها نمي‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند (و هرگاه چنين بخواهند) از هر سو هدف تيرها قرار مي‏گيرند! (۸)

دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿۹﴾

آنها به شدت به عقب رانده مي‏شوند، و براي آنان عذاب دائم است. (۹)

إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿۱۰﴾

مگر آنها كه در لحظه‏ اي كوتاه براي استراق سمع به آسمان نزديك شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب مي‏كند! (۱۰)

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ ﴿۱۱﴾

از آنها بپرس: آيا آفرينش (و معاد) آنان سختتر است يا آفرينش ‍ فرشتگان (و آسمانها و زمين) ما آنها را از گل چسبنده‏ اي آفريديم. (۱۱)

بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿۱۲﴾

تو از انكار آنها تعجب مي‏كني، ولي آنها مسخره مي‏كنند! (۱۲)

وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ ﴿۱۳﴾

و هنگامي كه به آنها تذكر داده شود هرگز متذكر نمي‏شوند. (۱۳)

وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ﴿۱۴﴾

و هنگامي كه معجزه‏ اي را ببينند ديگران را نيز به استهزا دعوت مي‏كنند! (۱۴)

وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾

و مي‏گويند اين فقط سحر آشكاري است. (۱۵)

أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۱۶﴾

آنها مي‏گويند آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم بار ديگر برانگيخته خواهيم شد! (۱۶)

أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۱۷﴾

يا پدران نخستين ما (باز مي‏گردند)؟ (۱۷)

قُلْ نَعَمْ وَأَنْتُمْ دَاخِرُونَ ﴿۱۸﴾

بگو آري، همه شما زنده مي‏شويد، در حالي كه خوار و كوچك خواهيد بود. (۱۸)

فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنْظُرُونَ ﴿۱۹﴾

تنها يك صيحه عظيم واقع مي‏شود ناگهان همه (از قبرها بر مي‏خيزند و) نگاه مي‏كنند. (۱۹)

وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿۲۰﴾

و مي‏گويند: اي واي بر ما اين روز جزا است. (۲۰)

هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿۲۱﴾

(آري) اين همان روز جدائي است كه شما آن را تكذيب مي‏كرديد (جداي حق از باطل). (۲۱)

احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿۲۲﴾

(در اين هنگام به فرشتگان دستور داده مي‏شود) ظالمان و همرديفان آنها و آنچه را مي‏پرستيدند … (۲۲)

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿۲۳﴾

(آري آنچه را) جز خدا مي‏پرستيدند جمع كنيد و به سوي راه دوزخ هدايتشان نمائيد. (۲۳)

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ ﴿۲۴﴾

آنها را متوقف سازيد كه بايد بازپرسي شوند. (۲۴)

مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿۲۵﴾

شما چرا از هم ياري نمي‏طلبيد. (۲۵)

بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿۲۶﴾

ولي آنها در آن روز تسليم قدرت خداوندند. (۲۶)

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۲۷﴾

(و در اينحال) آنها رو به يكديگر كرده و از هم سؤ ال مي‏كنند … (۲۷)

قَالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ﴿۲۸﴾

گروهي مي‏گويند: (شما رهبران گمراه ما) از طريق خيرخواهي و نيكي وارد شديد (اما جز مكر و فريب چيزي در كارتان نبود). (۲۸)

قَالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۲۹﴾

(آنها در جواب) مي‏گويند: شما خودتان اهل ايمان نبوديد (تقصير ما چيست)؟ (۲۹)

وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ ﴿۳۰﴾

ما هيچگونه سلطه‏ اي بر شما نداشتيم، بلكه شما خود قومي طغيانگر بوديد! (۳۰)

فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ ﴿۳۱﴾

اكنون فرمان خدا بر همه ما مسلم شده، و همگي از عذاب او مي‏چشيم. (۳۱)

فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ﴿۳۲﴾

(آري) ما شما را گمراه كرديم همانگونه كه خود گمراه بوديم. (۳۲)

فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿۳۳﴾

همه آنها (پيشوايان و پيروان گمراه) در آن روز در عذاب الهي مشتركند. (۳۳)

إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿۳۴﴾

(آري) ما اينگونه با مجرمان رفتار مي‏كنيم. (۳۴)

إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۳۵﴾

چرا كه وقتي به آنها لا اله الا الله گفته مي‏شد استكبار مي‏كردند. (۳۵)

وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ ﴿۳۶﴾

و پيوسته مي‏گفتند: آيا ما خدايان خود را به خاطر شاعر ديوانه‏ اي رها كنيم؟! (۳۶)

بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۷﴾

چنين نيست، او حق آورده، و پيامبران پيشين را تصديق كرده است. (۳۷)

إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ﴿۳۸﴾

اما شما (مستكبران كوردل) به طور مسلم عذاب دردناك (الهي) را خواهيد چشيد. (۳۸)

وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۳۹﴾

و جز به اعمالي كه انجام مي‏داديد جزا داده نمي‏شويد. (۳۹)

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۴۰﴾

جز بندگان مخلص پروردگار (كه از همه اين مجازاتها بركنارند). (۴۰)

أُولَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ ﴿۴۱﴾

براي آنها (بندگان مخلص) روزي معين و ويژه‏ اي است. (۴۱)

فَوَاكِهُ وَهُمْ مُكْرَمُونَ ﴿۴۲﴾

ميوه‏ هاي گوناگون پر ارزش، و آنها مورد احترامند. (۴۲)

فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۴۳﴾

در باغهاي پرنعمت بهشت. (۴۳)

عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ ﴿۴۴﴾

بر تختها روبروي يكديگر تكيه زده‏ اند. (۴۴)

يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ ﴿۴۵﴾

گرداگرد آنها قدحهاي لبريز از شراب طهور را مي‏گردانند (۴۵)

بَيْضَاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ ﴿۴۶﴾

شرابي كه سفيد و درخشنده و لذتبخش براي نوشندگان است. (۴۶)

لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنْزَفُونَ ﴿۴۷﴾

شرابي كه نه در آن مايه فساد عقل است نه موجب مستي مي‏گردد. (۴۷)

وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ ﴿۴۸﴾

و نزد آنها همسراني است كه جز به شوهران خود عشق نمي‏ورزند و چشماني درشت (و زيبا) دارند. (۴۸)

كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ ﴿۴۹﴾

گوئي (از لطافت و سفيدي) همچون تخم مرغهايي هستند كه (در زير بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انساني هرگز آن را لمس نكرده است). (۴۹)

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ﴿۵۰﴾

(در حالي كه آنها غرق گفتگو هستند) و بعضي رو به بعضي ديگر كرده سؤ ال مي‏كنند … (۵۰)

قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ ﴿۵۱﴾

يكي از آنها مي‏گويد: من همنشيني داشتم. (۵۱)

يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ ﴿۵۲﴾

كه پيوسته مي‏گفت: آيا (به راستي) تو اين سخن را باور كرده‏ اي ؟… (۵۲)

أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿۵۳﴾

كه وقتي ما مرديم و خاك و استخوان شديم (بار ديگر) زنده مي‏شويم، و جزا داده خواهيم شد؟! (۵۳)

قَالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ ﴿۵۴﴾

(سپس) مي‏گويد: آيا شما مي‏توانيد از او خبري بگيريد؟ (۵۴)

فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيمِ ﴿۵۵﴾

اينجاست كه به جستجو بر مي‏خيزد و نگاهي مي‏كند ناگهان او را در وسط جهنم مي‏بيند! (۵۵)

قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ ﴿۵۶﴾

مي گويد: به خدا سوگند چيزي نمانده بود كه مرا نيز به هلاكت بكشاني! (۵۶)

وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿۵۷﴾

و هر گاه نعمت پروردگارم نبود من نيز از احضار شدگان در دوزخ بودم! (۵۷)

أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿۵۸﴾

(اي دوستان) آيا ما هرگز نمي‏ميريم ؟ (و در بهشت جاودانه خواهيم بود). (۵۸)

إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۵۹﴾

و جز همان مرگ اول مرگي به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز مجازات نخواهيم شد؟ (چه نعمتي براي خداي من!). (۵۹)

إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۰﴾

راستي اين پيروزي بزرگي است. (۶۰)

لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ ﴿۶۱﴾

آري براي مثل اين پاداش تلاشگران بايد بكوشند. (۶۱)

أَذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿۶۲﴾

آيا اين (نعمتهاي جاويدان بهشت) بهتر است يا درخت (نفرت انگيز) زقوم؟! (۶۲)

إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ ﴿۶۳﴾

ما آن را مايه درد و رنج ظالمان قرار داديم. (۶۳)

إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿۶۴﴾

درختي است كه از قعر جهنم مي‏رويد! (۶۴)

طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿۶۵﴾

شكوفه آن مانند كله‏ هاي شياطين است. (۶۵)

فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۶۶﴾

آنها (مجرمان) از آن مي‏خورند و شكم خود را از آن پر مي‏كنند. (۶۶)

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِنْ حَمِيمٍ ﴿۶۷﴾

سپس روي آن آب داغ متعفني مي‏نوشند. (۶۷)

ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿۶۸﴾

سپس بازگشت آنها به سوي جهنم است. (۶۸)

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ ﴿۶۹﴾

چرا كه آنها پدران خود را گمراه يافتند. (۶۹)

فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿۷۰﴾

با اينحال با سرعت به دنبال آنان مي‏دوند. (۷۰)

وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۷۱﴾

قبل از آنها اكثر پيشينيان (نيز) گمراه شدند. (۷۱)

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ ﴿۷۲﴾

ما در ميان آنها انذاركنندگاني فرستاديم. (۷۲)

فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ ﴿۷۳﴾

بنگر عاقبت انذارشوندگان چگونه بود؟ (۷۳)

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۷۴﴾

مگر بندگان مخلص ما! (۷۴)

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿۷۵﴾

نوح ما را ندا كرد (و ما دعاي او را اجابت كرديم)، و چه خوب اجابت كننده‏ اي هستيم. (۷۵)

وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۷۶﴾

و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهائي بخشيديم. (۷۶)

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿۷۷﴾

و فرزندانش را بازماندگان (روي زمين) قرار داديم. (۷۷)

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۷۸﴾

و نام نيك او را در ميان امتهاي بعد باقي گذارديم. (۷۸)

سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾

سلام باد بر نوح در ميان جهانيان. (۷۹)

إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۸۰﴾

ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مي‏دهيم. (۸۰)

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۸۱﴾

چرا كه او از بندگان با ايمان ما بود. (۸۱)

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۸۲﴾

سپس ديگران (دشمنان او) را غرق كرديم. (۸۲)

وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ﴿۸۳﴾

و از پيروان او (نوح) ابراهيم بود. (۸۳)

إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۴﴾

به خاطر بياور هنگامي را كه با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش ‍ آمد. (۸۴)

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿۸۵﴾

هنگامي كه به پدر و قومش گفت: اينها چه چيز است كه مي‏پرستيد؟! (۸۵)

أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿۸۶﴾

آيا غير از خدا، به سراغ اين معبودان دروغين مي‏رويد؟ (۸۶)

فَمَا ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۷﴾

شما درباره پروردگار عالميان چه گمان مي‏بريد؟ (۸۷)

فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ﴿۸۸﴾

(سپس) او نگاهي به ستارگان افكند. (۸۸)

فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ﴿۸۹﴾

و گفت من بيمارم (و با شما به مراسم جشن نمي‏آيم). (۸۹)

فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿۹۰﴾

آنها از او روي برتافته و به او پشت كردند (و به سرعت دور شدند). (۹۰)

فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿۹۱﴾

(او وارد بتخانه شد) مخفيانه نگاهي به معبودان آنها كرد و از روي تمسخر گفت: چرا از اين غذاها نمي‏خوريد؟ (۹۱)

مَا لَكُمْ لَا تَنْطِقُونَ ﴿۹۲﴾

(اصلا) چرا سخن نمي‏گوئيد؟! (۹۲)

فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿۹۳﴾

سپس ضربه‏ اي محكم با دست راست و با توجه بر پيكر آنها فرود آورد (و همه را جز بت بزرگ در هم شكست) (۹۳)

فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿۹۴﴾

آنها با سرعت به سراغ او آمدند. (۹۴)

قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿۹۵﴾

او (ابراهيم) گفت: آيا چيزي را مي‏پرستيد كه با دست خود مي‏تراشيد؟ (۹۵)

وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿۹۶﴾

با اينكه خداوند هم شما را آفريده و هم بتهائي را كه مي‏سازيد! (۹۶)

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿۹۷﴾

آنها گفتند بناي مرتفعي براي او بسازيد، و او را در جهنمي‏از آتش ‍ بيفكنيد! (۹۷)

فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿۹۸﴾

آنها طرحي براي نابودي ابراهيم ريخته بودند ولي ما آنها را پست و مغلوب ساختيم. (۹۸)

وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۹۹﴾

(او از اين مهلكه به سلامت بيرون آمد) و گفت: من به سوي پروردگارم مي‏روم او مرا هدايت خواهد كرد. (۹۹)

رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۰۰﴾

پروردگارا! به من از (فرزندان) صالح ببخش. (۱۰۰)

فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿۱۰۱﴾

ما او (ابراهيم) را به نوجواني بردبار و پر استقامت بشارت داديم. (۱۰۱)

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾

هنگامي كه با او به مقام سعي و كوشش رسيد گفت: فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم! بنگر نظر تو چيست ؟ گفت: پدرم هر چه دستور داري اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهي يافت! (۱۰۲)

فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾

هنگامي كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد … (۱۰۳)

وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾

او را ندا داديم كه اي ابراهيم! (۱۰۴)

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾

آنچه را در خواب ماموريت يافتي انجام دادي، ما اينگونه نيكوكاران را جزا مي‏دهيم. (۱۰۵)

إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾

اين مسلما امتحان مهم و آشكاري است. (۱۰۶)

وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾

ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم. (۱۰۷)

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۰۸﴾

و نام نيك او را در امتهاي بعد باقي گذارديم. (۱۰۸)

سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿۱۰۹﴾

سلام بر ابراهيم باد! (۱۰۹)

كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۱۰﴾

اينگونه نيكوكاران را پاداش مي‏دهيم. (۱۱۰)

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۱﴾

او (ابراهيم) از بندگان با ايمان ما است. (۱۱۱)

وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۱۲﴾

ما او را به اسحاق، پيامبري صالح، بشارت داديم. (۱۱۲)

وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿۱۱۳﴾

ما به او و اسحاق بركت داديم، و از دودمان آنها افرادي نيكوكار به وجود آمدند و افرادي كه آشكارا به خود ستم كردند. (۱۱۳)

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۱۴﴾

ما به موسي و هارون نعمت بخشيديم. (۱۱۴)

وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۱۱۵﴾

آنها و قومشان را از اندوه بزرگ نجات داديم. (۱۱۵)

وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۶﴾

و آنها را ياري كرديم تا بر دشمنان خود پيروز شدند. (۱۱۶)

وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ ﴿۱۱۷﴾

ما به آنها كتاب (آسماني) داديم. (۱۱۷)

وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۱۸﴾

آنها را به راه راست هدايت كرديم. (۱۱۸)

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۱۹﴾

و ذكر خير آنها را در اقوام بعد باقي گذارديم. (۱۱۹)

سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۲۰﴾

سلام بر موسي و هارون. (۱۲۰)

إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۲۱﴾

ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مي‏دهيم. (۱۲۱)

إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۲۲﴾

آنها از بندگان مؤ من ما بودند. (۱۲۲)

وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾

و الياس از رسولان ما بود. (۱۲۳)

إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾

به خاطر بياور هنگامي كه به قومش گفت: آيا تقوا پيشه نمي‏كنيد؟ (۱۲۴)

أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ﴿۱۲۵﴾

آيا بت بعل را مي‏خوانيد و بهترين خالقها را رها مي‏سازيد؟! (۱۲۵)

اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۲۶﴾

خدائي كه پروردگار شما و پروردگار نياكان شما است. (۱۲۶)

فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۲۷﴾

اما آنها او را تكذيب كردند ولي مسلما همگي در دادگاه عدل الهي احضار مي‏شوند. (۱۲۷)

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۲۸﴾

مگر بندگان مخلص خدا. (۱۲۸)

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۲۹﴾

ما نام نيك او (الياس) را در ميان امتهاي بعد برقرار ساختيم. (۱۲۹)

سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾

سلام بر الياسين. (۱۳۰)

إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۱﴾

ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مي‏دهيم. (۱۳۱)

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۳۲﴾

او از بندگان مؤ من ما است. (۱۳۲)

وَإِنَّ لُوطًا لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۳﴾

لوط از رسولان ما بود. (۱۳۳)

إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۳۴﴾

به خاطر بياور زماني را كه او و خاندانش را نجات همگي داديم. (۱۳۴)

إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۳۵﴾

مگر پيرزني كه در ميان آن قوم باقي ماند (و به سرنوشت آنها گرفتار شد). (۱۳۵)

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۳۶﴾

سپس بقيه را نابود كرديم. (۱۳۶)

وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ ﴿۱۳۷﴾

و شما پيوسته صبحگاهان از كنار (ويرانه‏ هاي شهرهاي) آنها عبور مي‏كنيد … (۱۳۷)

وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۱۳۸﴾

و شبانگاه، آيا نمي‏انديشيد. (۱۳۸)

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۹﴾

و يونس از رسولان ما بود. (۱۳۹)

إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۴۰﴾

به خاطر بياور زماني را كه به سوي كشتي مملو (از جمعيت و بار) فرار كرد. (۱۴۰)

فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿۱۴۱﴾

و با آنها قرعه افكند (و قرعه بنام او اصابت كرد و) مغلوب شد. (۱۴۱)

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾

(او را به دريا افكندند) و ماهي عظيمي او را بلعيد، در حالي كه مستحق ملامت بود! (۱۴۲)

فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿۱۴۳﴾

و اگر او از تسبيح كنندگان نبود… (۱۴۳)

لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴۴﴾

تا روز قيامت در شكم ماهي مي‏ماند. (۱۴۴)

فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿۱۴۵﴾

(به هر حال ما او را رهائي بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشك خالي از گياه افكنديم در حالي كه بيمار بود. (۱۴۵)

وَأَنْبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ ﴿۱۴۶﴾

و كدوبني بر او رويانديم (تا در سايه برگهاي پهن و مرطوبش ‍ آرامش يابد). (۱۴۶)

وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿۱۴۷﴾

و او را به سوي جمعيت يكصد هزار نفري، يا بيشتر، فرستاديم. (۱۴۷)

فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿۱۴۸﴾

آنها ايمان آوردند و تا مدت معلومي آنان را از مواهب زندگي بهره مند ساختيم. (۱۴۸)

فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿۱۴۹﴾

از آنها بپرس: آيا پروردگار تو دختراني دارد و پسران از آن آنها است؟! (۱۴۹)

منبع
اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند

ارسال دیدگاه