بسیاری از ما عادت کردهایم که خستگی را بخشی طبیعی از زندگی پرمشغله بدانیم. انگار که باید با چشمهای پف کرده و ذهنی مه آلود روز خود را شروع کنیم. اما بین خستگی ناشی از فعالیت و خستگی ناشی از بیماری تفاوتهایی وجود دارد. اگر احساس میکنید با وجود استراحت، باز هم انرژی ندارید یا خوابتان چندان عمیق نیست، باید این مسئله را جدی بگیرید و درباره دلایل آن کنکاش کنید.
این وضعیت میتواند از یک کمبود ساده آهن در بدنتان شروع شود و تا اختلالات پیچیده هورمونی یا روانی پیش برود. در ادامه مواردی که بدن با آنها به حالت خستگی و بیحوصلگی غیرعادی فرو میبرد را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

چرا با وجود خواب کافی همچنان احساس خستگی میکنیم؟
شاید در نگاه اول مورد عجیبی به نظر برسد و از خودتان سوال کنید: من که ۸ ساعت خوابیدم چرا هنوز بیحالم؟ پاسخ این پرسش ساده است زمان خواب، برابر با کیفیت خواب نیست. بدن شما برای بازسازی سلولی و پاکسازی سموم مغزی، نیاز به عبور از مراحل خاصی از خواب دارد. اگر در حین خواب، دچار قطع تنفس یا آپنه باشید یا پاهایتان بیقرار باشد مغز شما هر چند دقیقه یک بار از خواب عمیق بیرون میپرد تا نفس بکشد یا حرکت کند. شما آن را به خاطر نمیآورید اما سلولهایتان متوجه میشوند.
به علاوه در این فرایند مسائل بیوشیمیایی نقش پررنگی دارند. اگر میتوکندریهای سلول شما که نیروگاههای انرژی بدن هستند به دلیل کمبود ویتامینهای گروه B منیزیم یا اختلال در عملکرد تیروئید، سوخت کافی دریافت نکنند هر چقدر هم بخوابید احساس خالی بودن انرژی خواهید داشت.
چه عواملی میتوانند باعث بیحوصلگی و کاهش انرژی شوند؟
بیحوصلگی اغلب یک واکنش زنجیرهای است. گاهی ریشه آن در رژیم غذایی است و گاهی در فشار روانی که به تدریج سیستم عصبی را فرسوده میکند. عوامل اصلی را میتوان در این گروهها خلاصه کرد:
- نوسانات داخلی بدن: مثل تغییرات ناگهانی قند خون یا کمکاری تیروئید که سوخت و ساز را مختل میکند.
- کمبودهای حیاتی: نبود آهن و کمخونی یا کمبود ویتامین D و B12 که به طور مستقیم روی سطح فعالیت روزانه اثر میگذارند.
- فشار عصبی مزمن: وقتی استرس طولانی مدت میشود، سطح کورتیزول همیشه بالا میماند و این یعنی بدن شما هرگز در حالت استراحت و بازسازی قرار نمیگیرد.
- عادات مخرب روزانه: مصرف زیاد کافئین در اواخر روز یا وابستگی به کربوهیدراتهای ساده که باعث افت ناگهانی انرژی میشود.
آیا اختلال خواب میتواند با تغییرات خلق و خو مرتبط باشد؟
این یکی از آن حلقههای گم شدهای است که بسیاری از مردم آن را نادیده میگیرند. خواب و روان، مثل دو روی سکه هستند. وقتی خواب شما به هم میریزد تعادل مواد شیمیایی مغز مثل سروتونین که عامل نشاط و دوپامین که عامل انگیزه است به هم میخورد. بیخوابی میتواند باعث تحریک پذیری و اضطراب شود و اضطراب هم از خوابیدن ممانعت کند. این یک چرخه باطل است که اگر شکسته نشود میتواند سلامت روان را به شدت آسیب بزند.

چه زمانی خستگی و بیحوصلگی از علائم افسردگی هستند؟
اینجاست که باید بسیار دقیق باشیم. خستگی عادی با استراحت رفع میشود اما خستگی ناشی از مسائل روانی با استراحت از بین نمیرود.
وقتی لذت از فعالیتها از بین میرود
اگر احساس میکنید برای انجام کارهای سادهای که قبلا دوست داشتید باید با خودتان بجنگید این یک زنگ خطر است. در وضعیت افسردگی، فرد انرژی فیزیکی و اراده برای شروع کارها را هم از دست میدهد.
تغییرات فیزیکی و وزن
خستگی مفرط که با تغییر شدید در اشتها، مثل بیش از حد خوردن یا بیاشتهایی شدید یا احساس سنگینی غیرعادی در دست و پا همراه باشد، میتواند نشانهای از اختلالات خلقی باشد. در این حالت، فرد انگار در یک محیط با جاذبه سنگینتر زندگی میکند.
پیوند با علائم افسردگی
باید توجه داشت که خستگی مفرط یکی از هستههای اصلی و از مهمترین علائم افسردگی است. اگر این بیحوصلگی با افکار منفی، احساس بیارزشی یا ناامیدی همراه شد، دیگر با موضوع ساده کمخوابی طرف نیستیم و نیاز به ارزیابیهای تخصصی است.
چگونه علت اصلی خستگی و تغییرات خلقی را تشخیص دهیم؟
برای اینکه بدانیم عامل اصلی افت خلق ما چیست نباید فقط به حدس و گمان اکتفا کنیم و باید از دادهها بهره ببریم. اولین قدم، یک چکاپ کامل پزشکی است. آزمایش خون برای بررسی سطح آهن، ویتامینها، عملکرد تیروئید و قند خون نباید نادیده گرفته شود. اگر نتایج آزمایشها کاملا نرمال بود اما خستگی همچنان پابرجاست، نوبت به بررسیهای روانشناختی میرسد. یک متخصص میتواند با بررسی الگوی فکری و رفتاری، تشخیص دهد که آیا این خستگی ریشه در سیستم عصبی دارد یا در مسائل روان شناختی.
راهکار مناسب برای رفع خستگی و اختلال خواب
تغییر دادن عادات روزمره شاید سخت به نظر برسد اما موثرترین راه است. این مسیر را میتوان به این صورت مدیریت کرد:
- نظم بخشیدن به ساعت بیولوژیک: سعی کنید هر روز حتی آخر هفتهها، در یک ساعت مشخص بخوابید و بیدار شوید.
- کنترل محیط خواب: اتاق باید تاریک، خنک و دور از وسایل الکترونیکی باشد. نور آبی موبایل، دشمن اصلی ملاتونین شماست.
- تغییرات تغذیهای هوشمندانه: جایگزین کردن قندهای ساده با کربوهیدراتهای پیچیده و نوشیدن آب کافی در طول روز.
- استفاده از تکنیکهای آرام سازی: تمرینات تنفس عمیق یا مدیتیشن میتواند سطح کورتیزول را پایین بیاورد و سیستم عصبی را برای خواب آماده کند.
بازگشت به تندرستی؛ از شناسایی تا عمل
خستگی مزمن، یک نشانه است نه یک بیماری لاعلاج. نباید اجازه داد این احساس بیحالی، استانداردهای زندگی و کیفیت روابط زندگی را پایین بیاورد. تشخیص اینکه آیا ریشه مشکل شما در کمبود تغذیهای است یا مشکلات روانی، به هوشمندی و تشخیص متخصص نیاز دارد. به جای سرکوب کردن این علائم با کافئین یا داروهای خودسرانه بهتر است به نیازهای بدن توجه کرد تا مسیر درست درمان پیگیری شود. سلامت واقعی زمانی حاصل میشود که تعادل میان توان جسمی و آرامش ذهنی برقرار باشد.
منبع: https://www.health.harvard.edu/healthy-aging-and-longevity/when-should-you-worry-about-fatigue

مدیر مسئول و سردبیر مجله اینترنتی گهر با بیش از 14 سال سابقه در حوزه وب، برنامه نویسی و سئو .تولید محتوا در پورتال گهر یکی از علاقمندی های من هست و در کنار آن مسئولیت نظارت بر محتوای نویسندگان