شعر در مورد عید غدیر از مولانا

به مناسبت فرارسیدن عید غدیر در این بخش از گهر شعر در مورد عید غدیر از مولانا را برای شما همراهان عزیز و دوست داشتنی گهر تهیه کرده ایم.عید غدیر یکی از اعیاد مهم مسلمانان است که در این عید پیامبر حضرت علی را بعنوان جانشین و ولی خود معرفی می نماید.

شعر در مورد عید غدیر از مولانا

شعر در مورد عید غدیر از مولانا

تا صورت پیوند جهان بود علی بود تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که، ولی بود و وصی بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود …
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود علی بود
آن عارف سجّاد که خاک درش از قدر از کنگره عرش برافزود علی بود
آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام تا کار نشد راست نیاسود علی بود
آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر بر کَند به یک حمله و بگشود علی بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم از روی یقین در همه موجود علی بود
این کفر نباشد سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود

رومی، نشد از سرّ علی کس آگاه، زیرا که نشد کس آگه از سرّ الاه
یک ممکن و این همه صفات واجب لاحول ولا قوّة الاّ باللّه

از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزّه از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت زود شمشیری برآورد و شتافت
او خدو انداخت بر روی علی افتخار هر نبی و هر، ولی در ادامه همین مثنوی گوید:
در شجاعت شیر ربّانیستی در مروّت خود که داند کیستی…‌ای علی که جمله عقل و دیده‌ای شمّه‌ای واگو از آن چه دیده‌ای
تیغ حلمت جان ما را چاک کرد آب علمت خاک ما را پاک کرد
باز گو دانم که این اسرار هوست زانکه بی شمشیر کشتن کار اوست…
بازگو‌ای بازِ عرش خوش شکار تا چه دیدی این زمان از کردگار؟
چشم تو ادراک غیب آموخته چشم‌های حاضران را دوخته…
راز بگشا‌ای علی مرتضی‌ای پس از سوء القضا حسن القضا….
چون تو بابی آن مدینه علم را، چون شعاعی آفتاب حلم را
باز باش‌ای باب رحمت تا ابد بارگاه ما له کفواً احد

زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود و آن علی مولا نهاد
گفت هر کس را منم مولا و دوست ابن عمّ من علی مولای اوست
کیست مولا آن که آزادت کند بند رقیّت ز پایت بر کَند

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. علی says:

    این شعر از مولانا نیست