Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
X بستن تبلیغات
دسته بندی : داستان کوتاه

522

۰

داستان کوتاه و بسیار زیبای قانون بیمارستان

داستان کوتاه و بسیار زیبای قانون بیمارستان   پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار...

428

۰

داستان کوتاه و غم انگیز آن سوی پنجره

داستان کوتاه و غم انگیز آن سوی پنجره   در بیمارستانی، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از...

530

۰

داستان کوتاه رستوران مبتکر

داستان کوتاه رستوران مبتکر   یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود: شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول...

465

۰

داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا

داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا   مردی چوپان از دهکده ای دوردست، تعدادی گوسفند را با زحمت زیاد به دهکده شیوانا آورد و آنها را داخل حیاط مدرسه...

1267

۰

داستان خواندنی بخشندگی کوروش کبیر

داستان خواندنی بخشندگی کوروش کبیر روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش...

870

۰

معنی عشق را با خواندن این داستان بفهمید!

معنی عشق را با خواندن این داستان بفهمید! خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می‌کردند، کلبه آنها نه...

1046

۰

فلسفه ضرب المثل ” شال و کلاه کردن ” چیست؟

فلسفه ضرب المثل ” شال و کلاه کردن ” چیست؟ شال و کلاه کردن (ضرب المثل) هر گاه کسی مهیای رفتن باشد و یا بخواهد لباس رسمی به تن...

586

۰

داستان آموزنده : پل یا حصار ؟

داستان آموزنده : پل یا حصار ؟ سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به...

519

۰

داستان کوتاه کشاورز و ساعتش

داستان کوتاه کشاورز و ساعتش روزی کشاورزی متوجه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی اما با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود....

1682

۰

داستان عاشقانه مرا بغل کن !

داستان عاشقانه مرا بغل کن ! روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش...

854

۰

داستان های کوتاه جالب و خواندنی

داستان های کوتاه جالب و خواندنی زنجیره عشق یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش...

1311

۰

داستان کوتاه : لبخند دختر زیبا

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و...

10435

۰

داستان کوتاه بسیار جالب دوست خوب

داستان کوتاه بسیار جالب دوست خوب دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت...

871

۰

داستان لگن دختر و حکیم ایرانی

در زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و لگنش از جایش در می‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد...

624

۰

اراده پولادین پسر پا سوخته

مدرسه‌ی کوچک روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل...

1314

۰

عـشـق یـعـنـی چـه ؟

عشق یعنی سوختن ها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن...

806

۰

بچه که بودیم …

شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکیکاش دلامون به بزرگی بچگی بود کاش برای حرف...

1945

۰

جملات الهام بخش و ارزشمند فارسی انگلیسی

One song can spark a momentیک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد   One flower can wake the dreamیک گل می تواند بهار را بیاورد   One...

584

۰

مرا بغل کن …

روزی زنی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر...

781

۰

داستان کوتاه : لبخند سنت اگزوپری

بسیاری از مردم کتاب شاهزاده کوچولو اثر سنت اگزوپری را می‌شناسند.اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی‌ها جنگید و کشته شد.قبل از شروع جنگ...

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي