Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
X بستن تبلیغات
دسته بندی : داستان کوتاه

751

۰

داستان پندآموز بازرگان

داستان پندآموز بازرگان روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر...

1365

۰

خداوند چه می خورد و چه می پوشد و چه کار می کند؟

خداوند چه می خورد و  چه می پوشد و چه کار می کند؟ حکایت است که پادشاهی از وزیرخود پرسید: بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد،...

785

۰

داستان طنز : اعتصاب سه زن

داستان طنز : اعتصاب سه زن سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون...

594

۰

داستان کوتاه امید و زندگی

داستان کوتاه امید و زندگی ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود. از هشتی ورودی خانه، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و...

653

۰

سبزی پاک کردن و بادمجان دور قاپ چیدن

سبزی پاک کردن و بادمجان دور قاپ چیدن افراد متملق و چاپلوس را به این نام و نشان می­خوانند و بدین وسیله از آنان و رفتار خفت آمیزشان به...

1407

۰

نامه کارل مارکس به همسرش

 نامه کارل مارکس به همسرش «احساسات عظیمی که به واسطهٔ نزدیک بودن به ابژه به شکل عادت‌های کوچکی درمی‌آید، به واسطهٔ تاثیر جادویی فاصله رشد می‌کند و دوباره به...

1044

۰

داستان ها و حکایات آموزنده

داستان ها و حکایات آموزنده   متن حکایت وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و...

889

۰

داستان کوتاه عاشقانه زیبا

داستان کوتاه عاشقانه زیبا یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از...

4352

۰

داستان کوتاه عاشقانه و غمگین

داستان کوتاه عاشقانه و غمگین دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر...

605

۰

داستان زیبا و آموزنده بهلول

داستان زیبا و آموزنده بهلول روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور...

648

۰

حکایت آموزنده و خواندنی بهلول

حکایت آموزنده و خواندنی بهلول روزى بهلول از مجلس درس ابوحنیفه گذر مى کرد او را مشغول تدریس دید و شنید که ابوحنیفه مى گفت حضرت صادق علیه السلام...

811

۰

داستان عبرت آموز آسایشگاه

داستان عبرت آموز آسایشگاه تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت، گفت: آقا ببخشید، مادر من تو اون آسایشگاه رو برو نگهداری میشه من روم نمیشه چشم تو چشمش...

624

۰

داستان شگفت انگیز حکمت

داستان شگفت انگیز حکمت زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که...

739

۰

داستان زیبا و آموزنده قتل احساس

داستان زیبا و آموزنده قتل احساس مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آن ها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر...

3302

۰

داستان کوتاه : آغوش و درد آمپول

داستان کوتاه : آغوش و درد آمپول یادم می یاد وقتی پسرم ۳ ،۴ ساله بود باید هر چند یکبار برای زدن واکسن به درمانگاه می رفتیم.طبیعتا مثل خیلی...

882

۰

داستان آموزنده و جالب همه کس

داستان آموزنده و جالب همه کس چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند...

1206

۰

داستان زیبای شام آخر

داستان زیبای شام آخر “لئوناردو داوینچی” موقع کشیدن تابلو “شام آخر” دچار مشکل بزرگی شد. او میبایست “خیر و نیکی” را به شکل “عیسی” و بدی را به شکل...

591

۰

انــدیـشه کـن امـا نخـند . . . !

انــدیـشـه کـن امـا نـخـنـد . . . ! به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!  به پسرکی که آدامس...

512

۰

داستان کوتاه و بسیار زیبای قانون بیمارستان

داستان کوتاه و بسیار زیبای قانون بیمارستان   پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار...

422

۰

داستان کوتاه و غم انگیز آن سوی پنجره

داستان کوتاه و غم انگیز آن سوی پنجره   در بیمارستانی، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از...

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي