با فرارسیدن ماه صفر و نزدیک شدن به روز پنجم این ماه متن سینه زنی حضرت رقیه را به مناسبت شهادت ایشان را تهیه کرده ایم.حضرت رقیه دختر سه ساله امام حسین علیه السلام می باشد که در روز پنجم ماه صفر به شهادت می رسند.در این پست برای شما همراهان عزیز و دوست داشتنی گهر نوحه حضرت رقیه در خرابه شام را تهیه کرده ایم.

متن سینه زنی حضرت رقیه
عينا مثال
زهرا رقيه
ذكر دل من
جان يا رقيه
يارقيه مدد ذكر رو سربندمه
بايدم به علم اينجوري تكيه بدم
خيلي وقته من از بچگي دارم ميگم
حاضرم جونمو پاي رقيه بدم
دنيا و محشر من
تضمينه با رقيه
حروله كن تو هيئت
دم بگير يا رقيه
” اي جانم يا رقيه…
دائم ميخونم
لعن اميه
هستم يه عمره
كلب رقيه
شامو كوفه شكست خورده ي ايثار تو
تيغ برنده ي زينب كبري شدي
عصمت فاطمي شجاعت فاطمي
همه ديدن چقدر شبيه زهرا شدي
زهرا بودن تماما
جلوه كرد تو وجودت
جون عالم فداي
اون صورت كبودت
” اي جانم يا رقيه…”
عينا مثال
مولا اباالفضل
اي آرزوي
دريا اباالفضل
انبيا مشتري كرم و فضل تو
كرم و لطفت از هر آدمي بيشتر
سه ساله ام اما کمر خمیدم من
نوحه وزمزمه شب سوم(حضرت رقیه)
سه ساله ام اما کمر خمیدم من
کودکم واما موی سپیدم من
ندیده ام خیری، زبعد تو بابا
درد غم وهجران سخت کشیدم من
وای حسین بابا، وای حسین بابا، وای حسین بابا،وای حسین بابا۲
بشد حرم غارت،رفت زکف چاره
به دست نامردی،گوش شده پاره
زناقه افتادم، روی زمین گرم
زضرب یک سیلی، دیده ی من تاره
وای حسین بابا….
سخت مرا می زد، دشمن مجنونم
پناه من بوده،عمه ی محزونم
به جای من خورده،عمه بسی شلاق
به خواهرت بابا همیشه مدیونم
وای حسین بابا….
اسیری ام بابا، مرا گران آمد
دخترت از دست،عدو به جان آمد
من چو شمع سوخته،غم به قلبم ریخته
از فراق باب خود،چشم بر در دوخته۲
کی شود آن گل زیبای من آید ز سفر
تا ببوسم رخ زیبای پدر بار دگر
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا۲
ای پدر خوش آمدی،از سفر خوش آمدی
ای پدر پیش من،دیده تر خوش آمدی۲
آمدی تا که زنم بوسه بر آن روی مهت
جان دهم بهر غم و درد تو و یک نگهت
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا۲
ای مرا صبر و قرار،بی قرارم دلفگار
شادم از این موهبت،دارمت اندر کنار۲
شاملم گشته ز تو لطف و عنایت بابا
بر رقیه تو زدی سر ز محبت بابا
ابتا یا ابتا یا ابتا یا ابتا۲
بر لبم این زمزمه،آمده جان همه
من رقیه هستم و،یادگار فاطمه۲
زد عدو با لگد و کعب نی و هم سیلی
همچو زهرا رخ من گشته کب
عموی علمدارم ، من آب نمیخواهم
بی روی تو غمبارم ، من آب نمیخواهم
از دوری تو زارم ، من آب نمیخواهم
از عشق تو سرشارم ، من آب نمیخواهم
برگرد و بیا خیمه ، عباس عمو جانم
از روی تو شرمنده با خیل صغیرانم
بیتاب رخ ماهت وامانده در این دشتیم
از خاطرهام رفته ، این حنجر عطشانم
از العطشم غمگین ، از دوری تو محزون
لبتشنه ترم اما ، از رفتن تو دلخون
برگرد و بیا عمو کن درد مرا درمان
ما تکتک طفلانیم ، بر همت تو مرهون
عموی علمدارم ، من آب نمیخواهم
هرتشنه در این وادی از عهد تو میگوید
حین عطش و آتش دستان تو میجوید
از مهر و وفای تو دل خاطرهها دارد
رخساره به یاد تو ، با خون بصر شوید
جدایی،شکسته قلبه دختری رو
که داره،جون میده از فراق بابا
به کنج،خرابه بی قرار و مضطر
میگیره،از عمه زینبش سراغ بابا
دیگه زنده موندن عذابه براش
میترسه که میلرزه دائم صداش
شده چشم براه شده چشم براهه باباش
کجایی ای شمع و چراغِ خرابه کجایی
بیا که با تو شام تارم سحر شه بابایی
یا ابـتا یا ابـتا
شبیه،فاطمه قامتش خمیده
تمومه،پیکرشم زخم و کبوده
خستهٔ،راهه که داره آبله پاش
آخه تو،محله ی یهودی بوده
لگد خورده که بی جونه پیکرش
زدن سیلی که تاره چشم ترش
گرفته آتیش گرفته آتیش معجرش
دیگه از این زمونه سیره بهونه میگیره
تا سر باباشو رو دامن میگیره میمیره
یا ابـتا یا ابـتا

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر