متن روضه حضرت زهرا شب جمعه

دسته بندي : مذهبی,⭐ اخبار
تاريخ : 5 آذر

در این مطلب از گهر برای شما عزیزان متن روضه حضرت زهرا شب جمعه را تهیه و جمع آوری کرده ایم. روضه حضرت، برای لحظاتی قلب‌ها را به سوی حقیقت عشق و ولایت می‌کشاند و با تجلیل از بانوی بزرگ اسلام، آرامش و ایمان را در دلها می‌بخشد. فضیلت روضه حضرت فاطمه (س)، در تأمل در زندگی پاک و شهادت ایشان نهفته است. این موضوع می‌تواند به معنایی عمیق از ارزش و اهمیت روضه برای همه ما باشد.

متن روضه حضرت زهرا شب جمعه

 

متن روضه حضرت زهرا شب جمعه, جدید ۱۴۰۲ -❤️ گهر

گریز شب جمعه به روضه حضرت زهرا سلام اله علیها

یا زهرا ..

یا رب نصیب هیچ غریب دگر نکن
دردی که گیسوان حسن را سفید کرد
با صد امید حامی مادر شدم ولی
دستش زِ سر گذشتُ مرا ناامید کرد

⚫️⚫️⚫️

ای بهشت قرب احمد فاطمه

لیله القدر محمد فاطمه

⚫️⚫️⚫️

ای سه شب بی قوت و از قوت تو سیر

هم یتیم و هم فقیر و هم اسیر

همه با هم زهرا جان

⚫️⚫️⚫️

حالا که بی بی دو عالم آبروی ما شده دست ادب به سینه بگذاریم و به نیابت از شهدا و گذشتگان به اربابمون سلام بدیم.

متن روضه و توسل به حضرت زهرا در ایام فاطمیه

بسترت را جمع کن از خانه، بیماری بس است
زیر چشمت گود افتاده است، پس زاری بس است

از همان روزی که تو تب کرده ای تب کرده ام
خوب شو خوبم کنی سه ماه بیماری بس است

تو به فکر گریه ای من هم به فکر گریه ام
این تبسم کردن از روی ناچاری بس است

لاله، لاله، لاله، لاله، لاله، لاله .. تا به کی؟
جای خالی در لباست نیست گل کاری بس است

من مرتب میکنم این خانه ات را تو فقط
لحظه ای هم دست از دیوار برداری بس است

*برا بی بی بلند بلند گریه کنید .. آخه تو مدینه کسی براش گریه نمیکنه .. خدا میدونه وقتی مجلس بی بی رو پر رونق میگیرید دل بچه هاش شاد میشه .. خدا رو شکر بچه شیعه ها جای ما بلند بلند گریه میکنن .. آخه بچه هاش پیراهن های عربی رو به دهان گرفته بودن آروم آروم گریه میکردن .. نمیدونم مریض بدحال داشتی یا نه !!.. طولِ درمانش وقتی زیاد میشه هی نگران میشی .. اجازه بدید زبان حال بگم: زینب صدا میزد داداشم حسین، مادرمون چرا خوب نمیشه ..*

ای‌شکسته بال پس کی استراحت میکنی
هر زمان که‌پا شدم دیدم‌تو بیداری، بس است

این‌طرفداری از من کار دستت داده است
بعد ازاین کاری مکن دیگر طرفداری بس است

وقت کردی یک کفن هم بعد پیرهن بباف
زندگی‌کردن برای من بس است، آری بس است

باشد امشب میروم پیش خدا رو میزنم
بسترت را جمع کن از خانه بیماری بس است

چندین بار وقت ملاقات گرفتن شیخ عباس قمی میفرماید اومدن پیش امیرالمومنین(ع)، علی(ع) برو از فاطمه(س) اجازه بگیر ما لحظاتی در خدمتش باشیم، اومد پیش فاطمه(س) بی بی اینا اجازه میخوان نگاه کرد به مولا صدا زد علی(ع) جان خانه، خانۀ تو هست منم همسرتم .. اگه تو بخوای من حرفی ندارم .. این نامردا اومدن تو خانه هر کاری کردن دیدن بی‌بی روشو برمیگردونه و نگاه بهشون نمیکنه .. میخوام بگم نانجیبا اینجا اجازه گرفتن اما مدتی قبل .. بمیرم برا اون ساعتی که بدون اجازه وارد خانه شدن .. خانه رو به آتش کشیدن .. مادر ما امد پشت در خانه اما اون حرامی چنان با لگد به در زد .. یا زهرا ..

متن روضه حضرت زهرا (س)

*پیغمبر وارد خانه شد، دید حبیبۀ خدا فاطمه با یه دستش دستاس میگردونه، با یه دستش بچه اش رو بغل گرفته، صدا زد: عزیز دلم! دخترم! چرا به اسماء یا فضه نمیگی کمکت کنند، عرضه داشت: بابا! هر روز کارهای خونه رو ما تقسیم می کنیم، امروز نوبت نوبت منه، بی وفای است اگه بگم اونا کار کنند…
هی پیغمبر نگاه کرد دستهای زهرا تاول زده در اثر آسیاب کردن گندم، دست دخترش رو گرفت آروم بوسید، خیلی گریه کرد آقا….
من میخوام امروز آروم آروم برات روضه بخونم،‌یا رسول الله! دست فاطمه رو یه خورده زخمی وخسته دیدی نتوستی جلوی خودت رو بگیری، گریه ات گرفت، کجایی ببینی نیمه های شب دست فاطمه برا قنوت بالا نمیاد؟…
اما مادرِ من و شما غصه اش درد پهلو نیست، غمِ بازو نیست، صورتِ کبودش نیست، کشته شدن بچه اش نیست،
میخوای بدونی دردِ فاطمه چیه؟*

مرگ من از فشار در و دیوارِخانه نیست
این غصه می‌کشد که غریب است شوهرم

میمانم عاشقانه در این روزهای سخت
باشی کنار من اگر این روزهای سخت

حالا فقط به پیش تو بودن دلم خوش است
در غربتم پس از پدر این روزهای سخت

اجر رسالت است که دیگر برای ما
حتی نمانده یک نفر این روزهای سخت

زانو بغل نگیر عزیزم دلم گرفت
ماتم نگیر اینقدر این روزهای سخت

*علی جان! چرا زانوی غم بغل گرفتی؟…*

بیرون که میروی دل من شور میزند
این روزهای پر خطر، این روزهای سخت

داری تو هم شبیه به من پیر میشوی
نفرین روزگار بر این روزهای سخت

*تو روضه بی بی خیلی باید مراقب شد، اگه بخوای روضۀ بی بی رو بخونی، تازه بعدِ در و دیوار شروع میشه، از همه ی عاشقا ونوکرا برای این بیت معذرت میخوام، صدا زد: علی جان!…*

دستم شکسته، حیف به دردت نمیخورد
بی فایده است این سپر این روزهای سخت

*هرچه کردم نذارم ببرند تو رو مسجد، نشد، آخه اینقد غلاف به بازوم زدن… بچه ام رو کشتن فدا سرت، مجروح کردن فدا سرت، فقط تو اینجور زانو بغل نگیر علی جان…*

یا فاطمه معصومه

 همه شنیدید وقتی اعراب بادیه نشین اومدن مدینه سوالاتی از موسی بن جعفر داشتن حضرت مدینه نبود ، بی بی فاطمه معصومه جواب همه ی سوالها رو داد ، برگشتن ، نیمه راه موسی بن جعفر رو دیدن ، جوابها رو عرضه داشتن مرحوم ، مستنبط در کشف العالی آورده ، حضرت سه بار فرمودن فدها ابوها ، دو نفر به دخترانشون گفتن فداها ابوها یکی موسی بن جعفر بود یکی هم پیامبر ، آی دلای آماده خیلی از اونایی که بلاواسطه از پیامبر شنیدن به دخترش فرمود فاطمه بضعته منی علیه هیزم آوردن در خانه حبیبه خدا رو آتش زدن ***

آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي