متن در مورد چایی برای استوری با عکس نوشته

متن در مورد چایی برای استوری معمولا جزو دسته متن های مورد علاقه برای همه است.چرا که این متن ها سرشار از انرژی و حس و حال خوب هستند که مخاطب با خواندن آنها حس و حال بسیار خوبی را دریافت و کسب می کند.اگر شماهم به دنبال متن هایی هستید که درمورد چایی باشد می توانید در این بخش از گهر به مجموعه ای از زیباترین و بهترین متن ها با این عنوان دست پیدا کنید و از آن ها در عکس های چایی تان قرار داده و استوری کنید.

متن در مورد چایی برای استوری با عکس نوشته

متن در مورد چایی

قشنگترین مکث روزهای شلوغ چاییه

آرام ترمی شود جهان سرشار از همهمه با فنجانی چای

تنها چیزی که همیشه حرفی برای گفتن دارد چای است

چایی اون حال خوبیه که دم کشیدنیه

هزاران فکر را یک فنجان چای دواست

آشتی کن با خودت برای چندین دقیقه با چای

برای نفس کشیدن می توانی خوردن چای را بهانه کنی

زندگی هم مانند چای است
جرعه جرعه باید آن را نوشید

روحم را جلا می دهد عطر چای

توی زندگی باید آدمهایی رو داشته باشیم که دقیقا
مثل چای باشند و به موقع برسند

تنها کسی که دلخستگی های ما را خیلی خوب می فهمد چای است

ساده ترین تجمل دنیاست چای

آرامش خیلی وقتها تنها یک فنجان با ما فاصله دارد

تنها رفیق روزهای آفتابی و بارانی چای است

لبخندی پنهان بر لبانم می آورد هر جرعه از چایی را که می نوشم

کامل کننده هر گفت و گویی چای است

گرم ترین بهانه برای دورهمی ها چای است

اجازه بده هم چایت دم بکشد و هم دلت

متن در مورد چایی برای استوری با عکس نوشته

جملاتی درمورد چایی برای استوری 

دل اگر گرم باشد چای هم گرم می شود

چای همان چیز ی است که لحظه هایت را گرم و دلپذیر می کند 

بی صدا از بین میبرد خستگی هایت را چای

چای هنری است که به ما می آموزد آرام زندگی کردن را

سکوت ها دوست داشتنی اند و طعم چای را می دهند

زندگی خیلی از اونی که فکر میکنیم کوتاه تره که بخوایم چای سرد بنوشیم

خوشبختی این روزها نهان شده
نهان شده در فنجانی گرم به نام چای

در شناخت و فهمیدن دنیا عجله نکن
چایت را با آرامش بنوش

عکس نوسته چایی 

متن در مورد چایی برای استوری با عکس نوشته

اشعار زیبا درمورد چایی 

چای من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آآآی!
می خوری با من تو چای؟
گرچه کامم تلخ و چایم تلخ و روزگارم نیز تلخ

روزنامه‌ها هرگز نمی‌دانند
تمام اتفاق‌های تلخ جهان
می‌تواند از فنجانی چای شروع شود
و گاهی دریا در سکوت رفتن کسی
غرق می‌شود

دلم می گیرد
وقتی “تنهایی”، زودتر از من
رو به رویت نشسته
و با تو چای می نوشد

حالا من مانده ام
و پنجره ای خالی
و فنجان قهوه ای
که از حرف های نگفته
پشیمان است

به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت “احلی من العسل” دارد

عصر زمستان
تو چای می نوشی و من..
قند در دلم
آب می شود

تو رفته ای
و بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه
مهمترین بحران خاورمیانه است و
این احمق ها هنوز سر نفت میجنگند

گو به مردِ من این شاهزاده شیرین نیست
زنی است تلخ تر از طعم ِقهوه قجری

بگذار برایت چای بیاورم، راستی گفتم که دوستت دارم؟
گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟
حضورت شادی‌ بخش است مثل حضور شعر

گاهی
تنها دو نفر می‌توانند
تمام دنیا را پشت میز کافه‌ای
مثل یک حبه قند در فنجانی چای
به هم بزنند…

دو استکان بنشین، رفعِ خستگی خوب است
دوبــاره در دلم انگار، چــای دم کردند

تنهایی ام
استکانِ چای‏ی به نیمه رسیده
نه میداند که تمام میشود
نه میداند که نیمه رها میشود

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *