متن عاشقانه کمیاب کوتاه، را برای آن دسته از عزیزانی که طعم این حس ناب را در زندگی چشیده اند را تهیه کردیم تا با استفاده از این جملات بتوانند عشق و علاقه خود به معشوقشان را نشان دهند.

متن عاشقانه کمیاب کوتاه
تو حضورت هم به شیرینی چشمانت است
چای تلخ را در حضورت می توان شیرین نوشید
نکند تو اکسیژنی
چون هر نفسی که در زندگی میکشم تو در تک تک سلول های بدنم نفوذ می کنی
و هر لحظه پیش از قبل من را متعلق به خودت میکنی
تو از زیبایی متولد شدی
با حضورت زیبایی می بخشی
همانگونه که جهانم را با آمدنت زیباتر کردی
آنقدر زیبایی که هر زمانی که تو را میبینم
خیال میکنم که با چشمان باز در حال دیدن بهترین رویای زندگی ام هستم
باش تا جهانم خورشیدش تا ابد تابان بماند
بخند که خنده هایت مرهمی است بر جان خسته من
چشمانت از چشمه عشق درون من هم زلال تر است

جملات کوتاه عاشقانه زیبا
دوستت دارم برای من یک کلمه نیست
می نویسم برایت دوستت دارم
دقیقا با همان دستی که نشان تعهدمان را دارد
دوست داشتن تو دقیقا مثل دنبال کردن رنگین کمونه
دیدنت پروانه های دشت قلبم را به پرواز در می آورد
قلبم آواز را سر می دهد
خورشید در شمانم طلوع می کند
و نفس هایم تندتر از هر زمان دیگری است
نمی دانی چه به روزگار من می آوری در آن هنگام که چشمانت را
به چشمان من گره میزنی
معجزه ها یکی یکی اتفاق افتادن دقیقا همون موقع که تو اومدی توی زندگیم
ریسمان دلم را به دلت گره کور زدم
هیچوقت هیچکس نمی تواند قلب هایمان را از هم جدا کند
بوسه های من ترانه ای است
که تنها در یک جا سروده می شود
آن هم چشمهای ناز توست
هرچه میگردم تا ببینم مهرت در کجای دلم افتاده است
آن را پیدا نمی کند
تمام جان من
قهرهایت هم برای من دلنشین و خواستنی است
گویا من به این جهان آمده ام تا فقط خریدار ناز تو باشم
از من میپرسی متعلق به کجام؟
من به تنها جایی که تعلق دارم آغوش توست
مضحک ترین چیزی که در این جهان می توان به آن باور داشت
این است که جهان بدون عشق باشد
مگر می توان شطرنج بدون شاه بازی کرد
زیباترین متن کوتاه عاشقانه لاکچری
بیا میخواهم رد قلب مهربانت را در هر لحظه از زندگی ام ببینم
برای عاشق تو بودن حتی ابد و یک روز هم کم است
قامتم در آغوش تو آرام میگیرد
نمیدانم کدام نسیم با آمدنش بذر عشقت را در صحرای خشک و تیره قلبم انداخت
بذر کاشته شد و در درونم ریشه دواند
دلدادگی جهانم را گرفت
و هر جوانه نام تو را فریاد زد

عاشقانه خاص
بر خاک تنت که باران می خورد
امید و عشق از تو و قلبت جوانه می زند
و اندوه های من به پایان می رسد
خاک تنت خیس است و من بی تاب تر و تشنه تر می شوم
برای پایان دادن به این فاصله و رسیدن به تو
من تو را تا ابد می خواهم
میخواهم که تو را تا ابد در قلبم محبوس کنم
تا می توانی زور بزن
تو در زندان قلب من حبس ابد خورده ای
تو همون آدمی هستی توی زندگی من که بیشتر از خودم به فکرمی
و بیشتر از خودم حواست بهم هست
زمانی تنها دغدغه ام این بود که روزگار من بلند است یا کوتاه
اما حالا برایم کوتاه یا بلند بودن مهم نیست
مهم تک تک لحظاتی است که با تو و در کنار تو برایم به سر می شود
باش تا روزگار به کامم شود
گمان نمی کردم زمانی برسد که در این جهان کسی باشد
که من را بابت تمام شکستگی هایم دوست بدارد
تا این که تو آمدی تعمیر کردی من قراضه و شکسته را
گرد و غبارها را از وجودم گرفتی و من را در شاهنشین قلبت نشاندی
دوستم داشتی و ترکم نکردی

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر