اگر به دنبال شعر دلتنگی شهریار کوتاه هستید، در این پست با ما همراه باشید که گزیده ای از زیباترین و دلنشین ترین اشعار کوتاه شهریا درمورد دلتنگی را برای شما همراهان عزیز و دوست داشتنی گهر تهیه کرده ایم.شهریار به علت آهنگ خوش و متن زیبای شعرهایش همیشه مورد علاقه بسیاری از مردم و دوستداران شعر بوده است.
![شعر دلتنگی شهریار کوتاه [زیباترین اشعار کوتاه و عاشقانه شهریار]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2026/06/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1.webp)
شعر دلتنگی شهریار کوتاه
یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است
سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است
بگذار شهریار به گردون زند سریر
کز خاک پای خواجه شیرازش افسر است
تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است
طالع مگو که چشمه خورشید خاورست
کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است
آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است
چون عشق و آرزو به دلم مرد شهریار
جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود
شرمم کشد
که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام
بس است همین شرمساری ام
شهریارا
دل عشاق
به یک سلسله اند
عشق از این سلسله خود سلسله جنبان آمد
گر من از عشق غزالی غزلی ساخته ام
شیوه تازه ای از مبتذلی ساخته ام
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چها می بینی
این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من
آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال
و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمهخوانی می کند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند
دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ
شمع عشقی که به امید تو روشن کردم
سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزم
شبان وادی عشقم شکسته نای نالانم
به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم
به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم
شب بود و عشق و وادی هجران و شهریار
ماهی نتافت تا شود از مهر هادی ام
مکتب عشق بماناد و سیه حجره غم
که در او بود اگر کسب کمالی کردیم
شعر من شرح پریشانی زلفی است شگفت
که پریشان کندم گر نه پریشان گویم

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر