اگر به دنبال جدیدترین متن نوحه های شب اول محرم از مداحان معروف را برای شما عزیزان و همراهان عزیز تهیه کرده ایم.با نزدیک شدن و فرارسیدن به ماه محرم نوحه هایی که در این روزها گوش میدهیم و حال و هوایمان را محرمی تر می کنیم.
![متن نوحه های شب اول محرم از مداحان معروف [متن کامل نوحه ها]](https://gahar.ir/wp-content/uploads/2026/06/PSD-NEW-GAHAR-1-55.webp)
متن نوحه های شب اول محرم از مداحان معروف
حسین من که سفیر عشقت هستم
اگر به خون خود نشستم دلواپس رقیه هستم
حسین اشک رباب شده روونه
زینب تو دل پریشونه برگرد که اکبرت جوونه
حسین از بالای دار الاماره صدات زدم با لب پاره
غریبی چاره ای نداره
حسین کوفه برا تو نقشه داره بارون سنگ برات می باره
سری رو سالم نمیزاره
حسین دل نگرونی هام همینه
داغ تو رو زینب ببینه تا وقت داری برگرد مدینه
حسین تا از قفا سرم بریدن ریسمانی دور پام پیچیدن
تو کوچه ها من و کشیدن
حسین دعام اینه ز پا نیفتی گیر یه بی حیا نیفتی
با نیزه از صدا نیفتی
حسین در به دری دوا نداره کوفه چشاش حیا نداره
عهد اینا وفا نداره
حسین از اسمون بلا می باره حرمله فکر یک شکاره
یگو رباب پسر نیاره
شانه های زخمیاش را هیچکس باور نداشت
بار غربت را کسی از روی دوشش برنداشت
سرسپردن در مسیر سربلندی سیرهاش
جز شهادت آرزوی دیگری در سر نداشت
در نگاهش کوفه کوفه غربت و دلواپسی
عابر دلخسته جز تنهاییاش یاور نداشت
بامهای خانههای مردمِ بیعتفروش
وقت استقبال از او جنگ و خاکستر نداشت
میچکید از مشکهاشان جرعهجرعه تشنگی
نخلهاشان میوه ای جز نیزه و خنجر نداشت
سنگها کمتر به پیشانی او پا میزدند
نسبتی نزدیک اگر با حضرت حیدر نداشت
روی گلگون و لبی پرخون و چشمانی کبود
سرنوشتی بین نامردان از این بهتر نداشت
دخترش با دیدنِ بازارهای کوفه گفت
خوب شد بابای من در دست انگشتر نداشت
باد پاییز، نوحه خوان آمد
اول مهر عاشقان آمد
اولین درس عشق: بابا آب!
کربلا تا دمشق: بابا آب!
مشق هر روز دفتر دل ما:
الف قد و قامت سقا
بنگر ای دل! خزان صحرا را
برگریزان باغ زهرا را
میشود دشت از غم آکنده
هر طرف غنچه ای پراکنده
که گمان میبَرد که این پاییز
بشکند پشت سروها را نیز
یا که این برگریز وحشتناک
افکند برگ نخلها بر خاک
قصه نخل های بی سر آه
غصه لاله های پرپر آه
نخل ها، لاله ها که تشنه لبند
از کنار فرات تا اروند
یادم نمیرود که همه عزتم تویی
من پای سفره ی تو شدم محترم
لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد
ای مهربانتر از پدرومادرم حسین
من سالها در بدره روضه ی توام
داغ تورا به جانو دلم میخرم حسین
در کوچه های سینه زنی
سالهای سال در حسرت هوای حرم میپرم حسین
کابوس من شده غم دوری کربلا
در خواب هم ذکر لب من حرم
تا گفتم اسم کربو بلا رو دلم گرفت
مانند خواهری که صدا زد دلم گرفت
اینجا کجاست خواهرت افتاد از نفس
رحمی نما به سینه ی شعله ورم
اینجا عجیب بوی فراق تو میرسد
یک دم نگاه کن به چشم ترم
زینب کجاو مجلس نامحرمان کجا
یک ذره حق بده نشود باورم حسین
ای یادگار حیدر کرار یاحسین
ای سبط پاک احمد مختار یا حسین
با پای جان به سایه ی پرچم رسیده ام
بسپر مرا به دست علمدار یا حسین
کابوس مشکلات شده زندگانیم
مشکل گشای هرچه گرفتار یاحسین
من از چه جا بمانم و نامت نیاورم
وقتی بر آید از در و دیوار یاحسین
چشمی بده که اشک بریزم به پای تو
سوزی عطا نما که زنم جار یا حسین
مُردن کم است گو چه کنم من بر این عزا
شأن عقیله و سَرِ بازار یا حسین
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
با هر نشانه میشود این اُمت امتحان
ما را به فتنه ها تو نگهدار یا حسین
نگاهمان کردند که این حسینه را سرپناهمان کردند
خراب بودیم وبه دولت شهدا روبه راهمان کردند
درون این خیمه غلام آمده بودیم شاهمان کردند
شدیم از خودشان، نگاه تا به لباس سیاهمان کردند
به غسلی از گریه غبارروبی و پاک از گناهمان کردند
عزای مسلم را شروع نوکری این دوماهمان کردند
شکسته بال وپرش نماند یک نفر از کوفیان دور و برش
نه از هراس کسی که، کرده در به دریِ حسین در به درش
*هی کمک خواستن برا دستگیری مسلم، پیغام داد چه خبره؟ یه نفر رو می خوای بگیری هی پیغام می فرستی بیست نفر کمکی بفرست ، پنجاه تا کمکی بفرست… پیغام داد امیر تو مگه خبر نداری، فکر میکنی ما رو به جنگ یکی از بقالای کوفه فرستادی اینا بنی هاشمن ترس با اینا بیگانه است…..*
به جان خریده غم عزیز فاطمه را با تمام دردسرش
حسین در راه است کند چگونه ز دار العماره با خبرش
به فکر قافله است نه این که فکر خودش باشد و دوتا پسرش
حسین جای خودش، گرفته دلهره چون زینب است همسفرش
حسین جان زمان آن برسد،حسین جان خبر من به کاروان برسد
شده است کوفه یکی که با اسارت زینب به آب نان برسد
حسین چقد سنگ اینجاست،خدا به داد اسیری کودکان برسد
شود زمانی که برای بردن پیراهنی سنان برسد
کجاست انگشتر غنیمتی که نمانده به ساربان برسد
قرار شد با اسب جراحت تن بی سر به استخوان برسد
نگفتم از شام هنوزمانده که روضه به خیزران برسد

محدثه راد، نویسنده و تولید کننده محتواهای اختصاصی در پورتال گهر. علاقمند به نویسندگی محتواهای خبری، فرهنگی و سرگرمی در پورتال گهر