استوری حرف دل [30 عکس و متن حرف دل برای استوری]

استوری حرف دل، از آن دسته از متن ها و عکس نوشته هایی است که بیشتر حال و هوای درد دل را دارند و شما می توانید از آنها برای بایو و استوری های خود استفاده کنید.در این بخش از گهر برای شما همراهان عزیز و دوست داشتنی مجموعه ای از زیباترین این متن ها و عکس ها را تهیه کرده ایم.با ما همراه باشید.

استوری حرف دل [30 عکس و متن حرف دل برای استوری]

استوری حرف دل

از این جهان و دنیا طوری دلگیرم
که میشکنم حتی اگر من را به نام صدا بزنند

گه گداهی که دلم می گیرد و میشکند
میدانم و جان و دلم را می سوزاند

هرگاه که دلگیرم به آسمان نگاه می کنم
به آسمان نگاه میکنم
و با خودم زمزمه می کنم
این همان آسمان است
همان سقفی که انسان ها وقتی غم دارند به آن نگاه می کنند
و اینجا حس خوبی است
چراکه خواهی فهمید که تنها نیستی

الان توی این مرجله از زندگیم دارم آرزو میکنم که
ای کاش بجای دل من نفسم برای همیشه میرفت

من نمیدونم چه اتفاقی افتاده و دلم برای چی تنگ شده؟
هنوز نمیدانم، برای عشقی که ز دست رفته؟
برای فرصت های تباه شده؟
یا شاید برای روزهایی که بارها خواستم برگردند و برنگشتند

غمگینم و غمی عمیق بر دلم نشسته
در جهانی سرد و تاریک گیر افتاده ام
دنیای تیره و تاریکم و دلم خالی از نغمه و ترانه است

این روزها تنها سکوت و خاموشی است
که من را اسیر کرده و در دامش انداخته

در روزهایی گیر کرده ام که تنهایی تنها انتخابی است که دارم

عکس نوشته حرف دل

استوری حرف دل [30 عکس و متن حرف دل برای استوری]

متن حرف دل برای استوری

با اینکه دلم لبریز می شود از گرفتگی
اما بازهم ترجیح میدهم که که سکوت کنم
تا اینکه این حرفها آنقدر هم را بزنند تا بمیرند

کاسه صبر و غمم لبریز شده است
نمیدانم چطور خالی اش کنم

دلگرفتگی ام برای توست
این را هم ببین که چگونه از عشقت می سوزم
پس بگذار برایت بگویم که دلم برای تو تنگ است
دلم گرفته برایت

بعضی وقتا نیازه که
کرکره زندگیت رو پایین بکشی
و روی آن پارچه سیاه نصب کنی
و به همه بگویی که کسی نمرده
فقط دلم گرفته است

هیچکس نمیتونه بفهمه که من
چرا انقدر دلم گرفته است
و کسی توانایی برطرف کردن آن را ندارد
جز کسی که آن را ایجاد کرده است

دلت که بگیرد دیگر فرقی ندارد که برای کدام یک
از دردها و خستگی هایت گریه کنی

شعر حرف دل

آن که از درد دل خود به فغان است منم
و آنکه از زندگی خویش به جان است منم
هلالی جفتائی

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز
ابولحسن ورزی

تو اهل صحبت دل نیستی چه می‌دانی
که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد
صائب تبریزی

به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو را می‌طلبد دیده تو را می‌جوید
صائب تبریزی

همچو گل می‌سوزم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
رهی معیّری

دل دشمن به تهی دستی من می‌سوزد
برق از این مزرعه با دیدۀ تر می‌گذرد
صائب تبریزی

دل رم کردة ما را به نگاهی دریاب
این چه صیدی است که دائم به سر تیر آید
صائب تبریزی

به تکلّم به تبسّم به خموشی به نگاه
می توان برد به هر شیوه دل آسان از دست
کلیم کاشانی

دل خون شد از امید و نشد یار یار من
ای وای بر من و دل امیدوار من
اشعار هلالی جغتائی

دل چه تلخی های رنگارنگ از آن دلبر کشید
قطرة خونی چه دریاهای خون برسرکشید
صائب تبریزی

غافل مشــو ز پـــــاس دل بی قـــرار مـــن
کاین مرغ پرشکسته قفس هاشکسته است
صائب تبریزی

اشتراک گذاری:
دیگران چه می‌خوانند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *