حتما این روزها اسم شرکت هایی به گوشتان خورده که خیلی ها از فرط بیکاری به سمت آنها رفته اند، شرکتهای هرمی که فرد را مجبور به خرید می کنند و جنس روی دست آن فرد بقول معروف حسابی باد می کند و خود آن شرکت نه تنها سود کرده بلکه جنس بی کیفیت و درجه 100 رو فروخته!
در ادامه تجربه ی یک فرد را می خوانید که از یکی از این شرکت های هرمی فریب خورده!
بهم گفتن باید بری یه حساب بانک ملت بازکنی برای اینکه پورسانت ها راس هرماه به اون حساب واریزمی شن وقرارداد باشرکت روهم امضا کنی،ومدارکتم توسایت اسکن کنی وعکستم بگذاری، درکل همه این کارارو کردم اصلا هم فکرنمی کردم سرم کلاه گذاشته باشن،وقتی این کارام تموم شد گفتن باید کلاس ها رو بیای برای آموزش ،رفتیم تو کلاس ها ومتوجه شدم سران شرکت میان سخنرانی می کنن وبه اعضا روحیه می دن ،وشرکت روازناموس خودشون بالاتر می دونستن،تومیتینگ هایی که می گذاشتن جوری صحبت می کردن که اعضای نسبتا زیادی که میومدن هیپنوتیزم می شدن،تویکی ازاین کلاس ها به همه می گفتن چشماتون روببندید وآرزوهاتونو تصور کنید وهمه مجبوربودن که این کاروبکنن،متوجه شدم خیل عظیمی ازآدم هایی که اومده بودن داشتن گریه می کردن با تصورآرزوهاشون،بدبخت ها نمی دونستن که یه عده سودجو دارن شستشو مغزیشون می کنن.
کلاهبرداری شرکت بادران کلاهبرداری شرکت هرمی بادران
من خودمم اوایل کار شستشوی مغزی شده بودم ویه جورایی با تلقینشون داشتن ازصداقت آدمای زود باور سواستفاده می کردن،بعدازرفتن کلاس ها بود که دیدم سیریشم شدن وگیر دادن خرید بزن ازتوسایت وآماده باش که استیج وسکو بزنی،وحتی بهم می گفتن واصرارشدید می کردن که پول قرض کن ووارد سیستم خریدشو وخرید بزنوهمش میگفتن اولین چیزاینه که خرید رو خودت شروع کنی وهمش خودشون وافرادی رومثال می زدند که پول قرض کرده اندووارد سیستم وسقف خرید شده بودند.
با دیدن جنساشون متوجه شدم خیلی گرونه وجنس باکیفیت وبهترازاین توبازار هست،اما بازیه جورایی پول قرض کردم وجنس خریدم،به مبلغ کم اما هرباروهرماه بهم زنگ می زدن وسیریش شده بودن وهمش می گفتن خرید بزن خرید بزن،درکل خودم چندنفردیگه روتوسیستم آوردم یه لیست بهم دادن گفتن 300 نفروباید نام ببری ازدوستانت ونزدیک تریناشون روباید بیاری به شرکت که اونا هم سه تا دیگه بیارن….
ومتوجه شدم سیستم جوریه که باید بری التماس کنی که بیا توسیستم وخریدبزن،به هرکی میگفتی نمیومد وبه چشم یه آدم ابله نگات می کرد،یه جورایی آبروم پیش همه دوستام رفته بود وهیچ کدومشون هم نیومدن وازیه طرفی لیدرا هم هی بهم زنگ می زدن که خرید بزن وبرو فالوشون کن وبیارشون تو یه موقعیت خیلی بدگیرافتاده بودم.
که تو فروش اجناس متوجه شدم جنسا همشون تقلبی وفیک هستند وهیچ کس حاضرنیست بخره ازم،یه جورایی وجدانمم اجازه نمی داد که دیگه اینکاروبکنم..یواش یواش متوجه شدم یه جورایی سرم کلاه بزرگی رفته بود.دیگه روم نمی شد قضیه روبه کسی بگم وکلی جنسم رو دستم باد کرده بود وشرکت هم پس نمی گرفت جنسای تقلبیشو….بعداریه مدت که به مونا گفتم نمیام دیگه اخلاقش خیلی بدشده بود وحتی جواب سلامم روهم نمی داد دیگه…ازاون به بعد گفتم این شرکت ها همه چیه آدمو به باد می ده هم آبروی آدمو می بره وهم دوستای آدمو ازدست میده……………
دیگه ازاین به بعدازهمه این آدما که هیچ کمکی بهم نکردن بدم اومد،توتوجیهی که داشتن همش درآمد سرشاخه ها رو عنوان می کردند ودم ازوزارت بازرگانی می زدند وهمش میگفتن فلانی با فلان کار ؛کاروزندگیشو ول کرداومد …؛تو خودتو باور نداشتی واگه باورداشتی می تونستی موفق شی…درکل سیستم با دروغ کارخودشو شروع می کنه وسعی دراستمراراین دروغ ودادن جنبه تقدس به دروغ داره.بعدازمدتی که خواستم جنسامو به فامیلمون که منوآورده پس بدم حالت دعوا باهام گرفته بود وسعی می کرد خودشو برحق نشون بده.
ومنوآدم احمق ونادون جلوه بده،جنسایی که بهش دادمو پس نمی گرفت وبازم اصرارداشت به جای این جنس جنس دیگه بهم بده وازشرم خلاص شه به گفته خودش،البته تو قانون شرکت های نتورک خونده بودم که باید جنسو پس بگیرن،اما فی الواقع قانونی که به ضررشون بود.
رواجرانمی کردن،همش یاد این جمله لیدرها که توکلاس ها می گفتند میفتم که میگفتن تو برای مادرت چیکارکردی روزمادروقتشه که بااین کارزندگیشونو دگرگون کنی وهمش مثال غورباغه کر رو میزذن که با وجودکربودن زنده موند وبه موفقیت رسید…بعدازیه مدتی متوجه شدم که همه لیدرهای اون شرکت شکست خورده های کوئست بودن که درغالب یه شرکت دیگه همون روش های شرکت های هرمی روبه کارمی برند منتها کارشون یه تفاوتایی داشت یکی اینکه قانونی شده بودن با یک سری زدوبندهایی که داشتن ودوم اینکه برخلاف کوئست خریدواقعی جنس وجود داشت..اما برخلاف گفته خودشون من این شرکت رو صد درصد هرمی می دونم،هرسیتمی که توش حتی یک سرشاخه وجودداشته باشه صد درصد هرمیه.

مدیر مسئول و سردبیر مجله اینترنتی گهر با بیش از 14 سال سابقه در حوزه وب، برنامه نویسی و سئو .تولید محتوا در پورتال گهر یکی از علاقمندی های من هست و در کنار آن مسئولیت نظارت بر محتوای نویسندگان

من خودم کار کردم هم حرومه (البته اگه پولی در کار باشه) هم ی مشت بیکار میان جمع میشن رویاپردازی می کنند و چشما همو میبندن ومیرسن ب آرمانهاشون.
فقط شما يك نفر عاقل بوديد و اومديد بيرون تبريك به شما!!!!
اينكه شما نتونستيد موفق باشيد دليل بر بد بودن ماهيت كار نيست و اينكه خريد اجباري داشتيد اين خريد اجباري تخلف تيمتون محسوب ميشده و به راحتي ميتونستيد جلوشو بگيريد.
با افتخار يك بادراني هستم و خداروشكر ميكنم حالا كه بعد از يك سال كه به درامد ثابت ميليوني رسيدم ميرم دنبال شغلي كه به رشته تحصيليم مربوط باشه
نه بدي از شركت ديدم نه از افرادش اين همه ادم تونستن موفق بشن اينكه يه سري نتونن كاملا طبيعيه 🙂
موفق باشيد
كدوم آدم عاقلي كارشو ول ميكنه ميره تو اين كار كه آخرش يه عده فدا بشن كه يسري سود ببرن من كه راحت ماهي چند ميليون ميگيرم ديونه ام كه كارم رو ول كنم برم مثل يك نفر ميگفت من ايران خودرو بودم اومدم بيرون يه نفر ديگه ميگفت دارو سازي بودم ول كنيد بابا دنبال راه حل باشيد هردفعه با يه ترفند ميان جلو
شرکت هایی قبل از اینم بودن ک میگفتن مجوز داره مثل Q net اما همین چند روز پیش وزارت اطلاعات جمعشون کرد، انتخاب با خودتونه یا راه درستو انتخاب کنید، یا راه واسه برگشتن بذارید، خود دانید
سلام دوستان، من مهندسی کامپیوتر دارم ، پایان نامم در مورد تجارت الکترونیک یا بازاریابی شبکه ای، اساس کل این سیستم تقلبه، بر پایه فروش اجناس بنجول و بدرد نخور ، شما ی برند معتبر پیدا نمیکنی تو اینا
100 % موافقم
گل گفتی…
تا حالا از محصولات استفاده کردی؟
اگه پایان نامه شما در مورد تجارت الکترونیک باید بدونید این کار تو کشورهای پیشرفته خیلی مورد استقبال قرار گرفته مثلا ژاپن و… .
دلیل اینکه خیلی از دوستان با این شغل موافق نیستن :
1- در مورد شغل اصلا اطلاعی ندارن :چون شما در درجه اول مصرف مننده هستید ودوما : در صورت داشتن رضایت از کالا ها می تونید دست به امر فروش بزنیدو سوما : علاوه بر این امکانات این کار پتانسیل این رو داره که شما می تونید تیم فروش خودتون رو بسازید .
در ضمن از اسمش مشخصه بازاریابی ، وظیفه بازاریاب اینه که کالایی که با برند جدید تولید شده رو تو بازر بفروشه نه اینکه کالای شناخته شده رو بره سفارش بگیره . به سفارش گیر بازاریاب نمی گن .
درضمن اصول هر کار باید رعایت شه . اگه اصول رو رعایت نکنید همین اتفاق ها میفته . دوره جوگیر مارکتینگ خیلی وقته گذشته . علمی بایدد جلو رفت.
2 – این دسته افرادی هستن که احساس می کنن شغلشون تو خطره . وبا رونق گرفتن این کار از کار بیکار میشن . که شروع می کنن به زیر آب زدن .
چون من به عینه دیدم . البته نه مستقیما در مورد این کار . ( خواربار فروش ها و سوپرمارکت ها تو یه شهری تمام مغازه هاشون رو علیه هایپر مارکت ها تعطیل کردن و تظاهرت کردن که خدارو شکر هیچ نتیجه ای نداشت ) . دوستان باید تغییر کنید اگه تغییر اتفاق نیفته … .