X بستن تبلیغات
آپلود عکس
مطالب پيشنهادي

داستان کوتاه و جالب ” عتیقه و گربه “

تاريخ : ۱۹ مرداد
بازديد : 1096

عتیقه  فروشی، به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه  ای نفیس و قدیمی در گوشه  ای افتاده و گربه در آن آب می  خورد. با خودش فکر کرد اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت متوجه موضوع می شود و قیمت بالایی برایش تعیین می کند؛ برای همین گفت: «عموجان چه گربه قشنگی داری! آیا حاضری آن را به من بفروشی؟»

رعیت گفت: «چند می خری؟» عتیقه فروش گفت: «یک درهم.» رعیت گربه را به عتیقه  فروش داد و گفت: «خیرش را ببینی.» عتیقه  فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: «عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه  اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.» رعیت گفت: «امکان ندارد! من با این کاسه تا به حال پنج گربه فروخته  ام. کاسه ام فروشی نیست.»

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

بخوانید :   عکس پروفایل ماه رمضان 97
loading...
loading...
آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي