X بستن تبليغات
مطالب پيشنهادي
loading...

اس ام اس جدید تاسوعای حسینی

دسته بندي : اس ام اس,سرگرمی
تاريخ : ۱۲ آبان
بازديد : 393

اس ام اس جدید تاسوعای حسینی

fea409947001 اس ام اس جدید تاسوعای حسینی

آبی نبود اگر که تو دریا نمی شدی

مشکی نبود اگر که تو سقّا نمی شدی

حالا که مثل نور شدی و قمر شدی

ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی

***********

مشک بر دوش به دریا آمد

همه گفتند که موسی آمد

‏نفس آخِر ماهی­ها بود

ناگهان بوی مسیحا آمد

***********

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست

ته مانده های زخمی بال وپرت شکست

وقتی عمود آمد وشقّ القمر که شد

تیر کمان میان دو چشم ترت شکست

***********

با خنده پای اهل جفا می خورد زمین

ساقی میان علقمه تا می خورد زمین

کارش تمام می شود آن کس که عاقبت

سرلشگرش کنار لوا می خورد زمین

***********

قرار شد بروی با شتاب برگردی

قرار بود که با مشک آب برگردی

شبیه رود به صحرا زدی عمو جانم

نبینم اینکه شبیه سراب برگردی

***********

در خیمه صدای آب آب افتاد

بخوانید :   4 نوع چای مناسب برای 4 گروه خونی مختلف

در سینه زینب اضطراب افتاد

یک دست میان راه آب افتاد

یک دست به عشق آفتاب افتاد

***********

چه شد که این همه تیر سوی پیکرت آمد

چه شد که مادر من جای مادرت آمد

نشد که آب بیاری حرم فدای سرت

ولی بگو چه بلایی سر سرت آمد

***********

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست

اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست

در اوج درد تکیه گه آخرم شکست

***********

هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین

با من بگو که آبرویت برده ام حسین ؟؟؟؟

سوگند به موی مادرمان فاطمه – نشد

شرمنده ام که آب نیاورده ام حسین

***********

من آب را وقتی فراهم کرده بودم

دل را تهی از ماتم و غم کرده بودم

قبل از زمانی که بریزد آبرویم

نذرش همه دار و ندارم کرده بودم

***********

گر نخیزی تو زجا ، کار حسین سخت تر است

نگران حرمم ، آبرویم در خطر است

بخوانید :   طبیعت گردی بی خطر و روش های مقابله با خطرات احتمالی

قامت خم شده را هر که ببیند گوید

بی علمدار شده ، دست حسین بر کمر است

***********

یک مشک ، یک غیرت که از آن روبرو آمد

طفلی صدا زد بچه ها گویا عمو آمد

باید به استقبال آب و آبرویش رفت

وقتی عمو از جنگ آب و آبرو آمد

***********

دست بوست گرچه آمد از هوا تیری سه پر

دید چشمت سوی خیمه می دود آنجا نشست

حلقه زد خون دور چشمت تا نبینی بعد را

که چگونه استخوان سینه مولا شکست

***********

با قدی مثل کوه از سر زین

قمر از عرش خورد روی زمین

تیر در چشم و دست هم که نبود

چه کشید، آه ،آن غریب ترین

***********

زلف خوش بوی تو بر هم چقَدَر پیچیده

چشم و ابروی تو بر هم به نظر پیچیده

بر سرت شانه زدی یا که عمودت زده اند

سر تو پهن شده شانه به سر پیچیده

***********

او صدا میزد ولی سقا خجالت میکشید

بخوانید :   کار گروهی موفق چگونه است؟

از نگاه زینب کبری خجالت میکشید

او صدا میزد امان نامه گرفتم قوم و خویش

اوصدا میزد بیا… آقا خجالت میکشید

***********

خبر پیچید سقا بهم پیچید

کنار خیمه ها آقا بهم پیچید

قمر افتاد، پشت سرش آفتاب افتاد

همین جا بود عاشورا بهم پیچید

***********

همین که نام بلندش کنار من پیچید

میان هر دو جهان اعتبار من پیچید

شهاب هر چه رها شد به جان خویش خرید

ز بس که ماه حرم در مدار من پیچید

***********

(کل ۹ , ۱ آمار امروز)
loading…


آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
گـهـر در شبکه هاي اجتماعي