مطالب پيشنهادي

دلایلی برای دوست داشتن همسر بیشتر از فرزند

دسته بندي : خانواده,سبک زندگی
تاريخ : ۸ اسفند
بازديد : 146

دوست داشتن همسر در زندگی زناشویی در اولویت اول نسبت به فرزند قرار دارد. اما اینکه دوست داشتن همسر در اولویت اول قرار دارد به این معنا نیست که شما همسرتان را بیشتر دوست دارید بلکه برای موفقیت بیشتر در زندگی اینگونه است.

با وجود اینکه علاقه و محبت پدر و مادر نسبت به فرزند جدا ناپذیر است اما اگر عشقتان نسبت به فرزند بیشتر از همسر باشد ممکن است دچار مشکل شوید. در ادامه مطلب دلایلی را که نباید فرزندانتان را بیشتر از همسر دوست داشته باشید را می خوانید.

دلایلی برای دوست داشتن همسر بیشتر از فرزند

 

love bby دلایلی برای دوست داشتن همسر بیشتر از فرزند

 

چرا نباید فرزندان را از همسر بیشتر دوست داشت؟

۱- کودکانی که والدینشان به یکدیگر عشق می ورزند، شادترند و حس امنیت بیشتری دارند. در واقع آن ها نه تنها الگویی برای شکل اصلی روابط والدین در خانواده دارند، بلکه از این طریق می آموزند در چنین رابطه ای اشخاص چطور با هم رفتار میکنند .

 

۲- والدینی که تمام احساساتشان را در فرزندشان سرمایه گذاری میکنند ، در بزرگ سالی از وی انتظاراتی خواهند داشت، گویا بخواهند تمام آرزوهای از دست رفته شان در انسانی که بزرگش نموده اند درخشان شود. مسلما فرزند شما هنگامی که به نوجوانی و جوانی میرسد ، از این که بخواهد شما را به آرزوهایتان برساند کلافه میشود .

 

۳- پدر و مادر گاهی آن قدر درگیر مشکلات فرزندشان میشوند که خودشان را فراموش میکنند . محققین این مسئله را عامل نیمی از طلاق ها در سنین بالای ۵۰ سال میدانند .

 

۴- روابط قوی بین زن و شوهر اساس خانواده است. سنگ بنای خانواده شما مسلماً بچه ها نیستند آن ها بخش اندکی از بنیان خانواده و اما بسیاری از بقیه خانواده هستند ؛ گرچه تمام این غیر ها و سنگ بنا ها را مجموعاً خانواده می نامند ؛ ولی تأکید می کنم که مهم ترین قسمت خانواده شما و همسرتان می باشید. مسوولیت مراقبت خانواده به عهده شماست و در پایان کودکان راه خود را انتخاب میکنند به مانند شما که روزی راه خود را انتخاب کرده و از والدین خود جدا شدید.

 

۵- در اول یک زن و یک شوهر وجود دارد و بعد از آن کودکان بوجود می آیند. قبل از این که کودکان به دنیا بیایند ما تنها بودیم ؛ در آغاز رابطه در عشق یکدیگر غرق شدیم و تلاش کردیم هم‌دیگر را درک کنیم. روز به روز علاقه ما به یکدیگر بیش تر شد و تا جایی که زندگی مشترک ما آغاز شد و این آغاز همین خانواده ای بود که هم اکنون می بینید.

بعد از آن کودکان به زندگی ما زیبایی بیشتری دادند ؛ ما از آن ها سپاسگزاریم که زندگی ما را شادتر کردند ؛ ولی خاطرنشان می کنم که اتحاد ما مقدس است یعنی همان عشق نخست که سبب شد این خانواده به این جا برسد. پس همگی باید از این تقدس در خانواده محافظت کنیم.

 

۶- تنها راه ایجاد تعادل در روابط خانوادگی، این است که زوج ها همواره بخاطر داشته باشند که علت ازدواج و با هم بودن شان فرزندان نیستند. زوج ها باید با هم در تعامل باشند. دلخوشی زندگی مشترک نباید صرفا وابسته به حضور فرزندان باشد. مبنای روابط بین دو نفر تنها با هدف داشتن فرزند شکل نمی گیرد. پس بعد از تشکیل زندگی مشترک و امدن فرزندان هم، نباید رابطه را از یاد ببرند.

 

۷- بچه ها بزرگ میشوند و در پایان ما برای هم می مانیم. هیچ چیز برای همیشه باقی نمی ماند. زمانیکه بچه ها رشد میکنند و از منزل بیرون میشوند ؛ بعد از این که از ما جدا شدند، آن ها خانواده خود را تشکیل می‌دهند و در نتیجه مثل ما دارای فرزند و خانواده دیگری میشوند .

من دوست دارم بعد از گذشت این زمان روابط با همسرم در همان کیفیت نخست بماند و برای اطمینان از آینده مشابه، ما باید روابط مان را در طول سالها حفظ کنیم. این دلیلی است که باید روابط ما یک اولویت باشد. اما این به همان اندازه ساده نیست که به نظر میرسد .

آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
گـهـر در شبکه هاي اجتماعي