X بستن تبلیغات
آپلود عکس
مطالب پيشنهادي

ناگفته هایی از زندگی علی دایی!

تاريخ : ۹ دی
بازديد : 627

افکار نیوز: برای شناختن علی دایی نیازی نیست تا حتماً اهل فوتبال و یا حتی ایرانی باشید، او یک چهره شناخته شده برای همه مردم جهان است و بسیاری ورزش کشور ما را حتی بعد از گذشت سالها با نام او می شناسند. بی تردید جای خالی دایی در فوتبال ایران به این زودی ها پر نخواهد شد و سالها باید صبر کرد تا بازیکنی نظیر او وارد عرصه فوتبال شود و بتواند افتخارات او را دوباره تکرار کند.

سلطان فوتبال ایران متولد ۱۴ بهمن سال ۱۳۴۷ در شهر اردبیل است. او در یک خانواده پرجمعیت به دنیا آمده است؛ چهار برادر دارد و از داشتن نعمت خواهر محروم است. پدر دایی تمایل داشت آنها بیشتر به تحصیل بپردازند، اما فرزندانش در کنار درس خواندن شیفته ورزش بودند.

Ali Daei ناگفته هایی از زندگی علی دایی!

در آن مقطع حافظ، برادر بزرگ دایی به شغل شریف معلمی مشغول بود و سایر فرزندان از جمله خود دایی از او به شدت حرف شنوی داشتند. محمد برادر دیگر دایی است که علاقه شدیدی به فوتبال دارد و قطعاً در رشد علی نقش بسزایی داشته است. محمد بود که الفبای فوتبال را به دایی آموخت و دست او را گرفت تا در این مسیر رشد کند.

نکته قابل تحسین در مورد دایی این است که او هیچگاه گذشته اش را فراموش نمی کند و با عشق و علاقه خاصی در مورد آن حرف می زند. وی می گوید هیچ وقت گذشته خود را فراموش نکرده ام و نمی کنم. فراموش نمی کنم چه کسی بودم، از کجا آمده ام و به کجا رسیده ام. هر چه دارم هم از لطف خدا دارم و از بنده خدا ندارم که به خاطر آنها خیلی مسائل را بازگو نکنم.

نقش پدر در موفقیت پسر


برکسی پوشیده نیست که پدر دایی نقش تعیین کننده ای در موفقیت او داشت. و به او کمک کرد تا در مسیر درست قرار بگیرد و در کنار تحصیلات عالی دانشگاهی در زمینه ورزشی هم رشد چشمگیری داشته باشد. او در مورد نقش پدرش می گوید: پدرم روز تحصیلاتم به شدت حساس بود و دوست داشت من حتماً در یک دانشگاه معتبر رشته مهندسی را بخوانم، با همین خاطر با وسواس خاصی نمرات من را دنبال می کرد و همین راهنمایی ها و حمایت های او باعث شد که در سخت ترین شرایط هم با دلگرمی و عشق خاصی درس بخوانم. خدا را شکر در نهایت هم جلوی مرحوم پدرم سربلند شدم و توانستم آرزوی او را برآورده کنم.

بخوانید :   پخش بازی پرسپولیس و کاشیما در مدارس

مصائب الگو شدن
بی شک دایی الگوی بسیاری از جوان هاست و خیلی ها دوست دارند در زندگیشان به جایگاه او دست یابند. او در این باره می گوید: من هیچ وقت خودم را الگو نمی دانم، چون یک الگو باید شرایط بسیار زیاد و مثبتی داشته باشد، با این حال همیشه این را از خدا خواستم که در جامعه دو جوان به تأسی از من درست زندگی کنند. این اغراق نیست، اما باور کنید یک از بزرگترین آرزوهایم بوده و هست. معتقدم کسانی که معروف شده اند و به عبارتی در جامعه شاخص می شوند، دیگر متعلق به خودشان نیستند و باید رفتار اجتماعیشان طوری باشد که هیچگاه الگوی بدی برای جوانان نشوند. در نتیجه این افراد همیشه باید خودشان را کنترل کنند.

تعادل، شرط اصلی یک زندگی موفق
علی دایی بی تردید به لحاظ جنس زندگی می تواند یک الگوی تمام عیار باشد؛ جوانی که بدون پشتوانه چندان مالی یا پارتی آن چنانی به پایتخت آمد و توانست بهترین عملکرد را داشته باشد و به لحاظ مالی و شهرت به جایگاه قابل توجهی دست یابد. نکته جالب پیرامون او این است که هیچ وقت نقاب ریاکارانه به صورتش نزد و زندگیش را از مردم پنهان نکرد. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر باشد که خودش را از مردم می داند و ثروتی هم که به دست آورده است را در کارهای خیریه صرف می کند. او فرد با اعتقادی است و نظر جالبی پیرامون اصل تعادل در زندگی دارد او معتقد است یک فرد برای موفقیت باید مادیات و معنویات را در کنار هم جلو ببرد و با هوشی که خدا در اختیار او قرار داده است از نعمت هایش بهره ببرد.

ثروت جنبه می خواهد 

شاید برای بعضی ها عجیب به نظر برسد اما دایی در مورد میزان دارایی هایش حرف های جالب و البته صادقانه ای را مطرح کرد. او گفت همیشه باید از خدا بخواهیم قبل از آنکه چیزی را بدهد، جنبه آن را هم به ما بدهد، چرا که افراد زیادی وجود دارند که با وجود داشتن ثروت و دارایی زیاد ظرفیت کافی برای استفاده از آن را ندارند و به بیراهه رفته اند.

خود من با وجود داشتن امکانات کامل همیشه از خیلی مسائل چشم پوشی کرده ام! به نظرم افراد وقتی به واسطه پول و قدرت به جایگاهی می رسند باید بیشتر حواسشان به عملکردشان باشد، چرا که امکان و موقعیت انجام هر کاری را دارند، آنجاست که باید با توکل بر خدا پا روی نفسشان بگذارند و گرنه اینکه بگویید ما کاری انجام نمی دهیم، شاید به خاطر نداشتن امکان است که اگر امکانش را داشتید و انجام ندادید دست مریزاد دارد.

بخوانید :   تاثیر رابطه با والدین در زندگی فردی و زناشویی

من چیزی را در زندگی برای پنهان کردن ندارم و این را توفیق خداوند می دانم که شرایطی را برای من فراهم کرده است که به واسطه مشاغلی که راه انداختم ۱۰۰ خانواده می توانند از این طریق چرخ زندگیشان بچرخد و نانی سر سفره شان بیاید؛ چه توفیقی بزرگتر از دعای خیر مردم… و گذاشتن یک لقمه نان سر سفره آنها.

علی دایی این روزها درگیر افتتاح شعبه رستورانی در اردبیل است او دوست دارد برندهای خوب را به شهرش ببرد تا از این طریق موجب رونق اقتصادی بیشتر آنجا شود. علاقه و عرق دایی نسبت به شهرش واقعاً ستودنی است.

فرشته های مهربان 
علی دایی شیفته پدر و مادرش هست و معتقد است برکت زندگیش به خاطر دعای پدر و مادرش است. به همین خاطر به جوانها توصیه می کند همیشه احترام پدر و مادرشان را نگهدارند. او می گوید این نظر شخصی من است که انسان هر آنچه را که در طول زندگیش به دست می آورد، به خاطر وجود پدر و مادرش است. هر جایی هم که بروی، باز هم به این قضیه می رسی که هیچکس اندازه این دو موجود، دلش برایت نمی سوزد و واقعاً دوستت ندارد. اگر از تو رضایت داشته باشند، مطمئن باش خدا هم درهای زیادی را به رویت باز می کند. خود من بارها در زندگی ام آدم هایی را دیدم که به خاطر دعای خیر پدر و مادرشان به همه جا رسیده اند.

شباهت فوتبال و رانندگی
تصادف علی در عید بسیاری را تحت تاثیر قرار داد و نگرانشان کرد، چرا که تصادف اسطوره حتی اگر هم سطحی بود یک بمب خبری بزرگ محسوب می شد، چه برسد به اینکه او یک حادثه بزرگ را پشت سر گذاشته بود. او در مورد رانندگی اش حرفهای جالبی را بیان کرد که خواندنش خالی از لطف نیست؛ فوتبال و رانندگی شباهت های زیادی با یکدیگر دارند چرا که هر دو یک کار اجتماعی هستند و یک فرد اگر می خواهد موفق باشد باید به صورت گروهی کار کند نه فردی. از همه رانندگان خواهش می کنم که به راحتی از کنار دیدن این حوادث تلخ و دلخراش نگذرند.

بخوانید :   تبریک تولد خاص برای دوست صمیمی

برخی ها تصور می کنند این اتفاق هیچ وقت برای آنها رخ نمی دهد اما این فکر درستی نیست، چرا که ممکن است تصادفات شدید برای هر فردی پیش بیاید. بعد از آن تصادف که به خاطر یک لحظه غفلت رخ داد، دیدگاهم به زندگی عوض شد و با دید دیگری رانندگی می کنم. از همه مردم هم که در آن ماجرا دعاگوی من بودند تشکر می کنم. ما از اصفهان به تهران بر می گشتیم که من به خاطر استفاده از شربت سرماخوردگی یک لحظه خوابم برد و اگر کمربند نبسته بودیم معلوم نبود چه بلایی سرمان می آمد.

از همه رانندگان می خواهم با صبر و حوصله بیشتری رانندگی کنند. باید طوری رفتار کنیم که با یک اشتباه ما خانواده ای عزادار نشود. من حدود ۲۰ سال است که رانندگی می کنم و گواهینامه پنج کشور را دارم اما به خاطر یک لحظه غفلت، تصادف کردم. من در خیابان های آلمان احساس آرامش می کنم و از رانندگی در این کشور لذت می برم.

دوست دارم نورا بهترین شود
علی دایی نزدیک به دو سالی می شود که طعم شیرین پدر شدن را چشیده و صاحب دختری زیبا و شیرین به اسم نورا شده است. دایی که به مرد خانواده شهره است، شیفته دخترش است و آرزو دارد شرایط را طوری برای او فراهم کند که به راحتی به هر چیزی که می خواهد دست یابد. او در مورد رابطه اش با دخترش می گوید همه پدر و مادرها شیفته بچه هایشان هستند و هر کاری را انجام می دهند تا آنها در زندگیشان موفق شوند. من در شرایط کنونی به دلیل آن که درگیر فوتبال هستم، نمی توانم آن طور که می خواهم در خدمت همسر و دخترم باشم.

در خدمت دختر و همسرم نیستم اما هر کاری که از دستم بر می آید در زمانی که فرصت دارم انجام می دهم تا نورا در آرامش باشد. دوست دارم او روزی به همه مدارجی که دوست دارد در زندگی دست یابد و من پدر خوبی برایش باشم.

علی دایی نورا خانم که چند روز دیگر جشن تولد دوسالگی اش را می گیرد صاحب یک شرکت بیمه با نام نورا تدبیر ایرانیان دارد تا از همین حالا نورا کوچولو خودش را در مقام یک مدیر موفق احساس کند.

 

گردآوری: گروه ورزش گهر

آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي