X بستن تبلیغات
مطالب پيشنهادي

ناراحتی ستاره اسکندری از تلویزیون

تاريخ : ۱۱ آبان
بازديد : 630

ستاره اسکندری سالها صحنه تئاتر را با نمایش‏ های مختلف از جمله «دندون طلا» (میرباقری)، «رمئو و ژولیت» (دکتر رفیعی)، «شب هزار و یکم» (بهرام بیضایی)، «عشقه» (محمد رحمانیان)، «عشق و عالیجناب» (حسین پاکدل) و… تجربه کرد و در دنیای نمایش حتی طعم تهیه‏کنندگی را نیز چشید، اما با سریال «نرگس» اسکندری مسیری دیگر را در عرصه هنر و بازیگری پیش رویش دید.

بازیگر سریال‏های «شوق پرواز»،«مرگ تدریجی یک رویا»، «فاکتورهشت» و… که این روزها سریال «همه بچه‏های ما» را به کارگردانی تاجبخش فنائیان روی آنتن شبکه دوم سیما دارد مهمان یک فنجان چای «بانی فیلم» شد تا از حضورش در این سریال و شخصیت فرزانه بگوید اما این گفت و گو تحت تاثیر حواشی این سریال به سمت و سویی رفت که خواندن آن از زبان این بازیگر خالی از لطف نخواهد بود… بخش نخست این گفت و گو در ذیل می‏آید:

0.074414001383334725 parsnaz ir ناراحتی ستاره اسکندری از تلویزیون

|خانم اسکندری پس از سریال «همه بچه‌های ما» مشغول کار نشدید، چرا؟
ـ (می‌خندد) این روزها اصولاً دارم شکر خدا می‌کنم. بعد از سریال آقای فنائیان مشغول کار نشدم و دلیل اصلی آن هم برمی‌گردد به خستگی و قدری دلخوری از شرایط موجود در سریال‌سازی این روزها.

|خود سریال یا شرایط تولیدش؟
ـ شرایط تولید و البته خود سریال‌ها به لحاظ کیفی.

|به نظرم باید بیشتر توضیح بدهید؟
ـ علت جذب من به سریال آقای فنائیان اولاً سوژه انسانی کار بود که دغدغه ما و بسیاری دیگر از جوامع است. از سوی دیگر با شناختی که از خود آقای فنائیان در عرصه تئاتر داشتم، احساس می‌کردم می‌توانم کاری درخور را انجام دهم. ضمن اینکه من بیش از این با دفتر آقای سبط احمدی دو کار تله‌تئاتر انجام داده‌ و فیلم آقای فروزش را نیز تجربه کرده بودم. همه این عوامل باعث شد من سریال «همه بچه‌های ما»‌را بپذیرم. فکر کنم هر انسانی آرزو دارد کودکان جامعه‌اش سر و سامان بگیرند. وقتی تو به عنوان یک بازیگر با چنین شرایطی روبرو می‌شوی که می‌توانی با حضور در سریالی تأثیری بگذاری و شاید راهکاری ارائه بدهی خصوصا با توجه به قوانینی که به شدت در این زمینه دست و پا گیر هستند خوشحال می‌شوی.

|خب تا اینجا که همه چیز خوب و گل و بلبل بود؟
ـ بله متأسفانه شرایط تولیدی به شدت بر کیفیت کار تأثیرگذار است.

|منظور از شرایط تولید اینجا سخت‌افزاری است یا نرم‌افزاری؟
ـ هر دو.

|با فیلمنامه شروع کنیم، سوژه شما را درگیر کرد یا شخصیت و سبک قصه‌گویی؟
ـ من از سوژه خیلی خوشم آمد. طبیعتاً مثل قدیم فکر می‌کردم ما وقتی در شرایط تولید قرار بگیریم، دوباره فیلمنامه توسط بازیگران و خود کارگردان پرداخت بیشتری می‌شود که این امر محقق نشد. نه اینکه مطلقا، اما در آن شرایط کمال که من توقع داشتم اتفاق نیفتاد. به هر حال همه چیز در یک شتابزدگی مثل همیشه صورت گرفت.

|اما به نظرم زمان خوبی به تولید سریال شما اختصاص یافته است؟ (خیلی از پروژه‌ها با نیمی از این زمان بسته می‌شود.)
ـ زمان کافی بود، اما کار ما کار سختی بود. تنها بحث من زمان نیست، شرایط کار هم مهیا نبود. شرایط تولیدی یک کار گاهی در یک فقر موقعیتی به سر می‌برد که عملاً فرقی نمی‌کند تو ۶ ماه کار کرده‌ای یا یکسال و نیم.

|سریال «همه بچه‌های ما» خیلی مجموعه گرانی هم نیست، چون اصولاً بخش اعظمی از بودجه اکثر آثار تلویزیونی صرف بازیگر می‌شود که اینجا این اتفاق رخ نداد.
ـ ما دو شیوه سریال‌سازی داریم، گاهی سریال بر شانه بازیگرانش می‌چرخد، مثل آثاری که به قول شما اکثر بودجه‌اش صرف بازیگران می‌شود و آنها می‌آیند و اکثر ایرادهای کار را می‌پوشاندند و با جذابیت‌های خودشان مؤثر واقع می‌شوند. در قدیم الایام بحث این نبود و ارزش‌گذاری ها فقط بر این مبنا نبود. شما می‌دانید که سریال‌های ماندگار در گذشته به مراتب بیشتر از امروز تولید می‌شد درحالیکه آن آثار به لحاظ بودجه ظاهری در سطح پایین‌تری بودند. ظاهراً شرایط آن زمان فرق می‌کرد…

بخوانید :   استایل عجیب اندیشه فولادوند در پردیس سینمایی چارسو / 3 عکس

|از چه نظر؟
ـ ارزش‌گذاری آدم‌ها قبلاً متفاوت بود. الان اصولاً با این پیش زمینه دوستان کار می‌کنند که چه کسی تلویزیون را نگاه می‌کند؟!

|این نگاه متعلق به بازیگر است؟
ـ نه، هر کدام از عوامل کار، از تهیه‌کننده و بازیگر گرفته تا دیگر اعضای یک پروژه می‌توانند این نگاه را داشته باشند.

|در واقع به این حرفه، تنها نگاه بیزینسی وکاسب کارانه می‌شود؟
ـ دقیقاً، تنها به عنوان یک محل درآمد به این کار نگاه می‌شود، درحالیکه قدیم اینگونه نبود. واقعیت این است که در گذشته واسطه میان رسانه ملی ما (تلویزیون) با پروژه، تهیه‌کننده‌هایی بودند که از یک فرهنگ دیگری برخاسته بودند و همه چیز را به عنوان کیسه پول نگاه نمی‌کردند. این مسئله تنها شامل تهیه‌کنندگان نیست، بلکه عوامل مختلف مشمول این ماجرا می‌شوند. این روزها می‌بیند که بازیگران همزمان مشغول سه ـ چهار کار هستند، تهیه‌کنندگان همزمان با یک کار به دو سه پروژه دیگر نیز فکر می‌کنند و حتی مشغول آن هستند. من الان حدود ۲۰ سال است با تلویزیون همکاری دارم و احساس می‌کنم ارزش‌گذاری این رسانه تغییر کرده است.

من این جمله را به آقای دارابی هم گفتم. دوست دارم به شما بگویم و آن را تیتر کنید که مردیم از این فرهنگ غریب نواز آشنا کش! معضل از آنجا شروع شد که ما به خودی‌ها اعتماد نکردیم و به سراغ افرادی رفتیم که متخصص بازیگری نبودند، اما چهره‌های سینمایی داشتند. من بارها به آقای دارابی و آقای فرجی گفته‌ام که تلویزیون بر گُرده افرادی چون من (منظور امثال من است نه اینکه من آدم بزرگی باشم) تبدیل شد به تلویزیون، اما بهره مالی و معنوی‌اش را کسانی بردند که با این رسانه غریبه بودند. کسانی بودند که حضور در این رسانه را یک زمان برای خودشان کسر شأن می‌دانستند، چون خیلی با این رسانه با ناز و افاده برخورد کردند و من شاهد این مسئله بوده‌ام.

متعجبم که چگونه صاحب چنین جایگاهی در تلویزیون شدند. یعنی تو هر چه صمیمانه‌تر با اخلاق بهتر، با دانش بیشتر در این عرصه حضور پیدا می‌کنی آدم عقب‌تری هستی! ساده‌ترین کار در بازیگری شاید این باشد که تو بتوانی متن خودت را خوب بخوانی، روی نقش کار کنی، فن بیان، بدن، به موقع آمدن، به موقع رفتن، ایجاد دردسر نکردن و… اما با این نوع سیاست‌گذاری تلویزیون اخلاق حرفه‌ای ما تعریفش تغییر کرد و حالا هر چه شما آدم مغرورتر، مغرور نه متفرعن‌تری باشی، ایجاد دردسر کنی…

|محبوب تری!
ـ بله محبوب تری!

|این مسئله واقعیت دارد؟
ـ بله، ولی این شاید در سینما از قبل بوده باشد اما در تلویزیون در سالهایی که من کار می‏کردم اینگونه نبود.

|و به نظر شما چرا این آسیب متوجه تلویزیون هم شده؟
ـ به نظر من از وقتی این اتفاق رخ داد که تلویزیون شروع کرد به بالا بردن کمیت تولیداتش! از یک جا تعداد شبکه ها زیادتر شد، تله فیلم‏ها ساخته شد. ما تولید را تبدیل کردیم به کمیت بالا، پس نیازمند ورود چهره های جدیدتر بودیم از سینما و… در نتیجه، فرهنگی جایگزین فرهنگ قبلی تلویزیون شد. شما می دانید من از صحنه تئاتر آمدم و ۲۰ سال است با این رسانه همکاری دارم پس شاهد رفتارهایی در این رسانه بوده ام. یکی از دلایل ماندگاری من در تلویزیون، احساس امنیت این رسانه است. تئاتر هم به من احساس امنیت می داده، ولی متاسفانه همیشه در این مدیوم تو با مشکل مالی روبرو هستی، پس نمی توانی گذران زندگی داشته باشی، ولی تلویزیون جایی بوده که هم به تو امنیت می داده و ارزش لازم را برایت قائل بوده و هم به لحاظ مادی تو را تامین می کرده.

بخوانید :   تیپ بابک جهانبخش و همسرش در لندن / 2 عکس

متاسفانه باید بگویم الان فرهنگ تلویزیون دچار یک استحاله شده است. همین که کسی به این مسئله اشاره نمی کند، ما بیشتر از قبل به این فرهنگ غلط فرو می رویم. امروز صحبت از بحث مبارزه با بازیگر سالاری می‌شود و ما مستقیم می‌رویم سر وقت ماجرای دستمزد، درحالیکه دستمزد ماجرای درجه چهار و پنج است. آن چیزی که در بازیگری مهم است، اخلاق بازیگری است که در این سال‌ها گم شده. جالب است که بازیگران اخلاق‌مدار این روزها دیگر مأمنی ندارند تا شکایت خود را به آنجا ببرند. در قراردادهای ما حکم می‌شود نماینده خود صدا و سیما…

|درحالیکه شما نزد علی دارابی (معاون سیما) هم رفتید و به نتیجه نرسیدید؟
ـ آقای فنائیان لطف کردند و برای من این وقت ملاقات را گرفتند، اما آقای دارابی معاون سیما که نمی‌توانند شخصا بنشینند و به موضوع من تنها رسیدگی کنند. منظور من این است که ما جایی نداریم تا برویم از کمبودها و مشکلات شکایت کنیم. خیلی از دوستان من امروز معتقد هستند نزنی، می‌خوری! من احساس می‌کنم (شاید به اشتباه) حرفه ما آئینه تمام‌نمای اجتماع است. آن چیزی که در اجتماع نرم نرم در حال رخ دادن است، در حرفه ما خیلی عریان‌تر اتفاق می‌افتد. تمام لرزش دست و دل من از آن است که این اخلاق مبادا که در جامعه نهادینه شود. ترجیح می‌دهم سرنوشت کوچکم را بپذیرم تا اینکه اخلاقیات را از دست بدهم، شاید اگر مسیر دیگری می‌رفتم جای من امروز روی بیلبوردها بود، نه اینجا که الان هست.

|برویم سراغ سریال؟
ـ بله.

|حالا که مستقیم به حاشیه رفتیم، از این آغاز کنیم که پارتنر مقابل شما (امیر آقایی) از اواسط تصویربرداری کنار رفت، این مسئله چقدر در کار شما مؤثر بود؟
ـ طبعاً مؤثر بود، ولی سعی شد در قصه این مسئله توجیه شود. (مکث می‌کند) ترجیح می‌ دهم راجع به این مسئله صحبت نکنم! به هر حال ساختمانی که در ذهن من با یک نفر دیگر شکل می‌گیرد، با رفتنشان به هم می‌ریزد، خب در این راستا خیلی از دست من کاری برنمی‌آمد.

|شما به عنوان یک بازیگر، حق را به پروژه و تیم تولید می‌دهید یا پارتنر مقابلتان؟
ـ آقای آقایی مشکل تولیدی با پروژه نداشتند.

|پس مشکل چه بود؟
ـ ترجیح می‌دهم خودشان صحبت کنند، اما آن چیزی که در نهایت من را به عنوان یک بازیگر دل‏شکسته می‌کند، این است که چرا همکارم این تعلق را ندارد که بتواند تا پایان ادامه دهد. شاید دلشکستگی ایشان هم این باشد که چرا من نگفتم که اگر او نباشد من هم نخواهم بود، اما من در اخلاقیاتی بزرگ شده‌ام که می‌گوید تنها در زمان مرگ است که یک نفر می‌تواند پروژه‌ای را ترک کند.

بخوانید :   تیپ بازیگران در مراسم بزرگترین رویداد طراحان برتر لباس / تصاویر

|هیچ گاه با امیر آقایی بر سر نیامدنش هم کلام نشدید؟
ـ واقعاً نه، من در دو ـ سه مقطع با گپ و گفت خواستم که بمانند اما نتیجه نداد. هیچ رغبتی از سوی او ندیدم و احساس کردم که انگار من به حضور او در کار راغب‌تر هستم تا خودش.

|تاجبخش فنائیان معتقد بود که کار با رفتن امیر آقایی لطمه که نخورد هیچ، دچار اتفاقات بهتری نیز شد؟
ـ به هر حال با رفتن ایشان کار من دو برابر و سختی‌هایی متوجه من شد، اما با اضافه شدن خانم حمیدی و دکتر عزیزی (در نقش پدر و مادر من) قصه یک جورهایی دچار تغییراتی شد که شاید به جذابیت‌های کار هم افزود. به نظرم آقای فنائیان خیلی خوب این مسئله را جمع و جور کردند.

|شما از شرایط تولید این سریال راضی نیستید و دستمزدتان را هم به شکل کامل دریافت نکردید. در این مسیر چه کسی را مقصر می‌دانید؟ (با توجه به اینکه با مدیران سازمان نیز مذاکراتی داشته‌اید)
ـ من این توقع را از تلویزیون دارم که وقتی شما آدم‌هایی را در مقام تهیه‌کننده به عنوان واسطه‌های بین خودتان و عوامل یک پروژه انتخاب می‌کنید، باید به آنها اعتماد کامل داشته باشید. سام درخشانی در یک برنامه تلویزیونی گفت گویا وظیفه تهیه‌کننده این است که مثل پیک برود و پول را از تلویزیون بگیرد و در اختیار عوامل قرار دهد! در حالیکه وظیفه تهیه‌کننده چیزی دیگر است!

من معتقدم در این شرایط چرا تلویزیون برای تهیه‌کننده هزینه می‌کند، در این شرایط تلویزیون خودش می‌تواند با عوامل یک پروژه مذاکره کند. من در این شرایط می‌دانم که با کجا طرف هستم و تصمیم می‌گیرم که کار کنم یا نکنم! باور کن ما سال‌ها تئاتر کار می‌کردیم و دو سال بعد از مرکز هنرهای نمایش پولمان را می‌گرفتیم، آنجا خودمان تصمیم می‌گرفتیم تئاتر کار کنیم یا خیر!؟ آنجا دیگر کسی به عنوان واسطه وجود نداشت. قاعدتاً تهیه‌کننده موظف است خودش یک مقدار پول داشته باشد، کارش را راه بیندازد و خودش در نهایت با تلویزیون طرف باشد. مشخصا که این تعریف گم شده است. من با تهیه‌کننده‌هایی کار کردم که ماشین و خانه می‌فروختند و با عواملشان تسویه می‌کردند و بعد می‌رفتند سراغ تلویزیون برای دریافت پولشان.

|اینجا مقصر کیست؟ تلویزیون که به هر تهیه‌کننده‌ای کار می‌دهد یا تهیه‌کننده‌ای که شرایط مالی امروز تلویزیون را می‌داند و با این رسانه کماکان همکاری دارد؟
ـ من مقصر را تلویزیون می‌دانم که به تهیه‌کننده‌ای که سابقه درخشان ندارد هم کار می‌دهد. من سیستم را پر از اشکال می‌بینم. من با تلویزیونی کار کردم که اینگونه نبوده است. اگر احساس کنم تلویزیون این شرایط را دارد با خودم می‌گویم چرا باید اینجا کار کنم، به تئاتر برمی‌گردم.

تلویزیون برای من از شریف‌ترین جاهایی است که کار کردم چون خاطرات بسیار خوبی از آن دارم، به من احترام گذاشته شده، با تلویزیون دارای شهرت و محبوبیت شدم، پس به این رسانه احساس دین می کنم. بحث من اینجا تنها بحث مالی نیست، حضور واسطه‏هایی است به نام تهیه کننده که احترام را از بین برده‏ اند، احترام نسبت به یک پاسخگویی، احترام در حد نگفتن یک خسته نباشید پس از پایان بیش از یکسال و اندی کار کردن، احترام به بحث حرفه‏ای و… .البته منظورم همه تهیه کنندگان نیستند، چرا که هنوز هم هستند افراد شریفی در این حرفه که اخلاق سرلوحه کارشان است.

 منبع: پارسناز

loading...
آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي