Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
X بستن تبلیغات
مطالب پيشنهادي

ماجرای ازدواج نیلوفر امینی فر و همسرش، چلوکباب کوبیده!!!

تاريخ : ۱۲ شهریور
بازديد : 1355

در این مطلب پای صحبت های نیلوفر امینی فر و همسرش ایمان احمدی نشسته ایم که ماجرای ازدواجشان را برایمان تعریف کنند. گفتنی است نیلوفر امینی فر از مجریان جوان و توانمند تلویزیون می باشد.

1nilofar.aminifar ماجرای ازدواج نیلوفر امینی فر و همسرش، چلوکباب کوبیده!!!

با نیلوفر امینی فر مجری تلویزیون در شرکت محل کار همسرش درمورد نحوه آشنایی و ازدواج با همسرش صحبت کردیم که در ادامه می خوانید :

از داستان آشنایی شروع کنیم.

– نیلوفر: آشنایی ما به شش سال پیش برمی گردد. یکی از همکاران برای اجرای یک برنامه از من خواستند به این شرکت بیایم. من آمدم و با ایشان به توافق نرسیدم اما ایمان جان من را دید و با من به توافق رسید.

 

برای کار به توافق نرسیدید، برای ازدواج به توافق رسیدید؟

– نیلوفر: بله. البته پروسه آشنایی و ازدواج و … طول کشید. ایمان پیشنهاد داد و من بعد از یک سال و نیم، دو سال قبول کردم و با هم ازدواج کردیم.

عشق خانم مجری معروف و همسرش!

 

اولین هدیه ای که برایت گرفت؟

– نیلوفر: ایناهاش (به انگشترش اشاره می کند) این انگشتر است و باورت نمی شود من هنوز هم بعد از کلی هدیه های دیگر که از ایمان گرفته ام ولی هنوز این را دستم می کنم چون اولین هدیه بود و برایم خیلی دوست داشتنی است و دقیقا هم باب سلیقه من است.

بخوانید :   سریال تعطیلات خوش بگذره

 

آقای احمدی شما از خواستگاری بگویید.

– ایمان: من به ایشان پیشنهاد دادم که درباره ازدواج با هم صحبت کنیم و زیر نظر خانواده ها با هم آشنا شدیم.

– نیلوفر: یعنی از ابتدا مادر من و خانواده ایشان در جریان بودند و خود این خیلی به ما کمک کرد. من همیشه می گویم آشنایی باید حتما زیر نظر خانواده ها باشد چون خیلی جریان فرق می کند.

یک اتفاق جالبی که در بدو آشنایی ما افتاد این بود که یک روز ایمان به من گفت من خیلی برای ازدواج با تو مصمم هستم، من همینطوری فقط برای اینکه ببینم او چه می کند گفتم باید با بابام صحبت کنی. بعد چند روز پدرم از دانشگاه به من تلفن زد گفت: «ایمان احمدی کیه آمده دانشگاه و سراغ من را گرفته؟» که من مجبور شدم همه داستان را تعریف کنم و بگویم. دو سه ساعت بعد بابا به خانه آمد و گفت: «اگر واقعا تصمیم به ازدواج گرفته ای، حتما با آقای احمدی ازدواج کن، خیلی پسر خوبی است».
نیلوفر امینی فر و همسرش

nilofar.aminifar ماجرای ازدواج نیلوفر امینی فر و همسرش، چلوکباب کوبیده!!!

 

آقای احمدی رمز موفقیت شما در همان دیدار اول چه بود؟

– ایمان: من رو بازی کردم. یعنی آن چیزی که در دلم بود را با زبانم یکی کردم و سعی کردم از همان برخورد اول صداقت داشته باشم.

بخوانید :   عکسهای بهنوش طباطبایی در اکران خصوصی فیلم سد معبر

 

اولین رستورانی که با هم رفتید؟

– ایمان: یکی از خاطرات قشنگ ما به اولین باری برمی گردد که با هم رستوران رفتیم. زمانی که رابطه ما رسمی شد و با هم به رستوران رفتیم، یکی از چیزهایی که خیلی خوشم آمد بی آلایشی نیلوفر بود. برخلاف یک عده که معمولا کلاس می گذارند و بعد معلوم می شود واقعیت درون شان چیز دیگری است، من به نیلوفر گفتم چی میل دارید؟ گفت چلوکباب کوبیده. غذا را گرفتیم، شروع کرد گوجه را با برنج خرد کردن و کباب را هم تیکه کرد و …

 

و لابد سعی هم داشتی که کباب کم نیاید در مقابل برنج؟

– نیلوفر: (می خندد) بله.

– ایمان: خیلی برای من جالب بود که چقدر خودش است.

– نیلوفر: این می تواند یک راهکار باشد برای دخترهایی که می خواهند ازدواج کنند: چلوکباب کوبیده!

آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي