X بستن تبلیغات
داستان کوتاه و خواندنی من بی حیا نیستم

داستان کوتاه و خواندنی من بی حیا نیستم

داستان کوتاه و خواندنی من بی حیا نیستم را در ادامه می خوانید روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش...

داستان کوتاه قدردانی

داستان کوتاه قدردانی

داستان کوتاه قدردانی را برای شما همراهان خوب سایت گهر در نظر گرفته ایم. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید. با ما همراه باشید. . . یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل...

داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمان

داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمان

در این مطلب داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمان را در نظر گرفته ایم. با سایت گهر همراه باشید. . . زن و مردی جوان، در اتاق پذیرایی که کاغذ دیواری...

داستان کوتاه و خواندنی روستایی فقیر

داستان کوتاه و خواندنی روستایی فقیر

 را در قسمت سرگرمی سایت گهر می توانید بخوانید. داستانی آموزنده و زیباست.با ما همراه باشید. . . روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده...

داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشق

داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشق

داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشق عنوان این مطلب از سایت گهر است. با ما همراه باشید. . . صدای موزیک بلند بود .زن لیوانش را سر کشید . صدا را بلند تر کرد...

داستان کوتاه غول چراغ جادو

داستان کوتاه غول چراغ جادو

در این پست داستان کوتاه غول چراغ جادو که داستانی جالب و شنیدنی است را در نظر گرفته ایم.با ما همراه باشید. . . یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای...

داستان عاشقانه کوتاه اما خواندنی

داستان عاشقانه کوتاه اما خواندنی

همراه سایت گهر باشید با داستان عاشقانه کوتاه اما خواندنی . . فردى ازدواج کرد و به خانه جدید رفت…. ولی هرگز نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید… آنها هرروز باهم جروبحث میکردند… روزی...

داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفید

داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفید

داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفید را در سایت گهر بخوانید و امید داریم از خواندن این قصه لذت ببرید. . . یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود لانه ی آقا...

داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارش

داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارش

در این مقاله سایت گهر برای شما داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارش را در نظر گرفته است که داستانی آموزنده است و امیدواریم بپسندید. . . یک مرد عرب سگی داشت که در...

داستان کوتاه :زندگی قهوه است یا فنجان قهوه؟

داستان کوتاه :زندگی قهوه است یا فنجان قهوه؟

زندگی با تمام مشکلات، استرس و سختی های آن برای همه ما در جریان است،اما این ماییم که با تشبیهات خودمان از زندگی به آن معانی متفاوتی می دهیم. در ادامه داستان کوتاهی در...

داستان کوتاه و بی نظیر پیله و پروانه

داستان کوتاه و بی نظیر پیله و پروانه

داستان کوتاه و بی نظیر پیله و پروانه   روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان...

موضوع انشا خارجی ها!!!

موضوع انشا خارجی ها!!!

موضوع انشا خارجی ها!!!     پدرم همیشه می گوید “این خارجی ها که الکی خارجی نشده اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده اند”   البته من هم می خواهم...

داستان کوتاه و خواندنی از علت جالب موفقیت یک زوج

داستان کوتاه و خواندنی از علت جالب موفقیت یک زوج

داستان کوتاه و خواندنی از علت جالب موفقیت یک زوج     یک روز از یک زوج موفق سوال کردم: دلیل موفقیت شما در چیست؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی کنید؟  ...

داستان خواندنی درخت قوم بنی اسرائیل

داستان خواندنی درخت قوم بنی اسرائیل

داستان خواندنی درخت قوم بنی اسرائیل   در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند: فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند. عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش...

داستان فوق العاده زیبای عشق منطقی

داستان فوق العاده زیبای عشق منطقی

داستان فوق العاده زیبای عشق منطقی     وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ جوانی بود که عاشق دختری بود....

داستان زیبایی از شیوانا

داستان زیبایی از شیوانا

داستان زیبایی از شیوانا   زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا...

داستان زیبایی از شیوانا استاد عشق و معرفت

داستان زیبایی از شیوانا استاد عشق و معرفت

داستان زیبایی از شیوانا استاد عشق و معرفت   در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و معرفت و دانایی می‌دانند، اما او در عین حال کشاورز ماهری هم بود و باغ سیب...

داستان کوتاه عشق و خجالت

داستان کوتاه عشق و خجالت

داستان کوتاه عشق و خجالت وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی صدا می کرد. به اون خیره شده بودم و...

داستان کوتاه ناامید نشدن از رحمت خداوند

داستان کوتاه ناامید نشدن از رحمت خداوند

داستان کوتاه ناامید نشدن از رحمت خداوند تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد او با بی قراری به درگاه خداوند دعا می کرد تا او...

داستان جالب عاشقانه و احساسی

داستان جالب عاشقانه و احساسی

داستان جالب عاشقانه و احساسی هر نگاه بستگی به احساسی که در آن نهفته است، سنگینی خاص خودش را دارد و نگاهی که گرمای عشق در آن نهفته باشد، بدون آن که احساس کنی،...

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي