X بستن تبليغات
دسته بندی : داستان کوتاه

606

۰

داستان کوتاه : لبخند دختر زیبا

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و...

5078

۰

داستان کوتاه بسیار جالب دوست خوب

داستان کوتاه بسیار جالب دوست خوب دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت...

436

۰

داستان لگن دختر و حکیم ایرانی

در زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و لگنش از جایش در می‌رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد، دختر اجازه نمی‌دهد...

283

۰

اراده پولادین پسر پا سوخته

مدرسه‌ی کوچک روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل...

741

۰

عـشـق یـعـنـی چـه ؟

عشق یعنی سوختن ها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن...

366

۰

بچه که بودیم …

شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکیکاش دلامون به بزرگی بچگی بود کاش برای حرف...

1211

۰

جملات الهام بخش و ارزشمند فارسی انگلیسی

One song can spark a momentیک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد   One flower can wake the dreamیک گل می تواند بهار را بیاورد   One...

318

۰

مرا بغل کن …

روزی زنی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر...

429

۰

داستان کوتاه : لبخند سنت اگزوپری

بسیاری از مردم کتاب شاهزاده کوچولو اثر سنت اگزوپری را می‌شناسند.اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی‌ها جنگید و کشته شد.قبل از شروع جنگ...

341

۰

داستان کوتاه : کله پوک !

تا وقتی زنده ام، اولین ملاقاتم با آلوین سی. هاس در سال ۱۹۹۱ را فراموش نمی کنم. وقتی هم بند دیگر زندان، ما را به هم معرفی می کرد،...

259

۰

حکایت پادشاه و کنیزک!

پادشاه قدرتمند و توانایی, روزی برای شکار با درباریان خود به صحرا رفت, در راه کنیزک زیبایی دید و عاشق او شد. پول فراوان داد و دخترک را از...

375

۱

داستان فوق العاده زیبای ” دعای مادر “

پزشک و جراح مشهور (د.ایشان) روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد ، باعجله به فرودگاه رفت...

3210

۰

قصه مذهبی کربلا و بچه ها

کاروان به کربلا رسید. شترها زانو زدند و بارهایشان را خالی کردند. بچه ها از روی شتر ها و اسبها پیاده شدند. بزرگترها خیمه ها را برپا کردند. بچه...

363

۰

حقوق بازنشستگی ( داستان کوتاه )

هنوز هم بعد از این همه سال، چهره‌ی ویلان را از یاد نمی‌برم. در واقع، در طول سی سال گذشته، همیشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگی را دریافت...

316

۰

چگونه یک خبر بد را برسانیم ؟

داستان زیر را آرت بو خوالد طنز نویس پر آوازه آمریکایی در تایید اینکه نباید اخبار ناگوار را به یکباره به شنونده گفت تعریف می کند: مرد ثروتمندی مباشر خود را...

253

۰

هرگز زود قضاوت نکنید! ( به افتخار همه دکترهای عزیز )

هرگز کسی را قضاوت نکنید .. چون شما همه چیز را نمیدانید … پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستا…ن...

383

۰

داستان آموزنده عاقبت طمع کاران!

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر...

287

۰

نامه دختر زیبای ۲۴ ساله و پاسخ رئیس ثروتمند

یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه‌ای بدین مضمون نوشته است: می‌خواهم در آنچه اینجا می‌گویم صادق باشم. من ۲۴ سال دارم. جوان...

208

۰

شاهینی که پرواز نمی کرد (داستان کوتاه)

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد...

3240

۰

حکایت جالب معمار و پیرزن در اصفهان

میگویند چند صد سال پیش، در اصفهان مسجدی می ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می...

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي