X بستن تبليغات
دسته بندی : داستان کوتاه

285

۰

داستان زیبا و آموزنده بهلول

داستان زیبا و آموزنده بهلول روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور...

333

۰

حکایت آموزنده و خواندنی بهلول

حکایت آموزنده و خواندنی بهلول روزى بهلول از مجلس درس ابوحنیفه گذر مى کرد او را مشغول تدریس دید و شنید که ابوحنیفه مى گفت حضرت صادق علیه السلام...

480

۰

داستان عبرت آموز آسایشگاه

داستان عبرت آموز آسایشگاه تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت، گفت: آقا ببخشید، مادر من تو اون آسایشگاه رو برو نگهداری میشه من روم نمیشه چشم تو چشمش...

325

۰

داستان شگفت انگیز حکمت

داستان شگفت انگیز حکمت زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که...

390

۰

داستان زیبا و آموزنده قتل احساس

داستان زیبا و آموزنده قتل احساس مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آن ها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر...

1927

۰

داستان کوتاه : آغوش و درد آمپول

داستان کوتاه : آغوش و درد آمپول یادم می یاد وقتی پسرم ۳ ،۴ ساله بود باید هر چند یکبار برای زدن واکسن به درمانگاه می رفتیم.طبیعتا مثل خیلی...

473

۰

داستان آموزنده و جالب همه کس

داستان آموزنده و جالب همه کس چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند...

415

۰

داستان زیبای شام آخر

داستان زیبای شام آخر “لئوناردو داوینچی” موقع کشیدن تابلو “شام آخر” دچار مشکل بزرگی شد. او میبایست “خیر و نیکی” را به شکل “عیسی” و بدی را به شکل...

314

۰

انــدیـشه کـن امـا نخـند . . . !

انــدیـشـه کـن امـا نـخـنـد . . . ! به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!  به پسرکی که آدامس...

251

۰

داستان کوتاه و بسیار زیبای قانون بیمارستان

داستان کوتاه و بسیار زیبای قانون بیمارستان   پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون آلود را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار...

176

۰

داستان کوتاه و غم انگیز آن سوی پنجره

داستان کوتاه و غم انگیز آن سوی پنجره   در بیمارستانی، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از...

253

۰

داستان کوتاه رستوران مبتکر

داستان کوتاه رستوران مبتکر   یکی از غذاخوری های بین راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود: شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول...

232

۰

داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا

داستان کوتاه مرد چوپان و شیوانا   مردی چوپان از دهکده ای دوردست، تعدادی گوسفند را با زحمت زیاد به دهکده شیوانا آورد و آنها را داخل حیاط مدرسه...

543

۰

داستان خواندنی بخشندگی کوروش کبیر

داستان خواندنی بخشندگی کوروش کبیر روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش...

430

۰

معنی عشق را با خواندن این داستان بفهمید!

معنی عشق را با خواندن این داستان بفهمید! خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می‌کردند، کلبه آنها نه...

561

۰

فلسفه ضرب المثل ” شال و کلاه کردن ” چیست؟

فلسفه ضرب المثل ” شال و کلاه کردن ” چیست؟ شال و کلاه کردن (ضرب المثل) هر گاه کسی مهیای رفتن باشد و یا بخواهد لباس رسمی به تن...

280

۰

داستان آموزنده : پل یا حصار ؟

داستان آموزنده : پل یا حصار ؟ سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به...

258

۰

داستان کوتاه کشاورز و ساعتش

داستان کوتاه کشاورز و ساعتش روزی کشاورزی متوجه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی اما با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود....

790

۰

داستان عاشقانه مرا بغل کن !

داستان عاشقانه مرا بغل کن ! روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش...

395

۰

داستان های کوتاه جالب و خواندنی

داستان های کوتاه جالب و خواندنی زنجیره عشق یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش...

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي