X بستن تبليغات
مطالب پيشنهادي
loading...

متن نوحه های محرم

دسته بندي : اخبار,مذهبی
تاريخ : ۹ آبان
بازديد : 5200

en1560 متن نوحه های محرم

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی

اندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام

ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر

یعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده ام

ساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عین

در عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده ام

مهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنم

بر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

1 3 متن نوحه های محرم

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم

وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم

مطلب پیشنهادی :   پاسخ کوبنده دانشمند ایرانی ناسا به ترامپ

وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مرا

خونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

1 3 متن نوحه های محرم

من که مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلاى حسینم
خادم کوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیک در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا کنم نغمه خوانى               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین که (مردانى ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

مطلب پیشنهادی :   سامانه کارانه چیست؟ + نحوه ثبت نام در سامانه کارانه قالیباف

منبع:soognameh3.blogfa.com

(V 11,767 , 13 today)
loading…


آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
  1. سلیم موذن زاده

    زینب آمد بر سینه و بر سر زنان
    رفت تا گیرد بـرادر را عنان
    سیل اشکش بست بر شه راه را
    دود آهش کرد حیران شاه را
    در قفای شاه رفتی هر زمان
    بانگ مهلاً مهلاًش بر آسمان
    ای سوار سرگران کم کن شتاب
    جان من لَختی سبکتر زن رکاب
    شه سراپا گرمِ شوق و مست ناز
    گوشه ی چشمی بدان سو کرد باز
    دید مِشکین مویی از جنس زنان
    بر فلک دستی و دستی بر عنان
    باز دل بر عقل می گیرد عنان
    اهل دل را آتش اندر جان زنان
    هر زمان هنگامه یی سر می کند
    گر کنم منعش فزونتر می کند
    پس ز جان بر خواهر استقبال کرد
    تا رخش بوسد الف را دال کرد
    همچو جان خود در آغوشش کشید
    این سخن آهسته بر گوشش کشید
    کای عنان گیر من آیا زینبی
    یا که آه دردمندان در شبی
    پیش پای شوق زنجیری مکن
    راه عشق است این عنان گیری مکن
    با توهستم جان خواهر همسفر
    تو بپا این راه کوبی من به سر
    خانه سوزان را توصاحبخانه باش
    با زنان در همرهی مردانه باش
    با زبان زینبی شاه آنچه گفت
    با حسینی گوش زینب می شنفت
    با حسینی لب هرآنچ او گفت راز
    شه به گوش زینبی بشنید باز
    گوش عشق آری زبان خواهد ز عشق
    فهم عـشق آری بیان خواهد ز عشق
    با زبـان دیـگر این آواز نیست
    گوش دیگر مَحرم این راز نیست
    ای سخن گو لحظه ای خاموش باش
    ای زبان از پای تا سر گوش باش
    تا ببینم از سـر صـدق و صواب
    شاه را زینب چه می گوید جواب
    گفت زینب در جواب آن شاه را
    کای فروزان کرده مِهر و ماه را
    تربیت بوده است بر یک دوشمان
    پرورش در جیب یک آغوشمان
    هر دو در انجام طاعت کاملیم
    هر یکی امر دگر را حـا ملیم
    تو شهادت جستی ای سبط رسول
    من اسیری را به جان کردم قبول
    خودنمایی کن که طاقت طاق شد
    جان، تجلّی تو را مشتاق شد
    التی زین به، برای سیر نیست
    خودنمایی کن در اینجا غیر نیست
    شرحی ای صدر جهان این سینه را
    عکسی ای دارای حسن آیینه را
    از رکـاب ای شهـسوار حـق پرست
    پای خالی کن که زیـنب رفـت ز دست
    شد پیاده بر زمین زانو نهاد
    بر سر زانو سر بانو نهاد
    پس در آغوشش نشانید و نشست
    دست بر دل زد دل آوردش به دست
    گفتگو کردند با هم متصل
    این به آن و آن به این از راه دل
    دیگر اینجا گفتگو را راه نیست
    پرده افکندن دو کس آگاه نیست
    گرم شد بازار عشق ذوالفنون
    بوالعجب عشقی جنون اندر جنون

    نیست صاحب همتی در نشأتین
    هم قدم عباس را بعد از حسین
    آن قوی، پشت خدا‌بینان از او
    وآن مشوّش، حال بی‌دینان از او
    می‌گرفتی از شط توحید، آب
    تشنگان را می‌رساندی با شتاب
    عاشقان را بود آبِ کار از او
    ره‌روان را رونق بازار از او
    روز عاشورا به چشم پُر ز خون
    مشک بر دوش آمد از شط چون برون
    شد به سوی تشنه‌کامان، ره‌سپر
    تیرباران بلا را شد سپر
    بس فروبارید بر وی تیرِ تیز
    مشک شد بر حالت او، اشک‌ریز
    اشک، چندان ریخت بر وی چشم مشک
    تا که چشم مشک، خالی شد ز اشک
    هستی‌اش را دست از مستی فشانْد
    جز حسین اندر میان، چیزی نمانْد

    ای شمع من بسوز که پروانه میرود
    زین آستان صاحب این خانه میرود
    ماه محرم آمد دلها پر از غم آمد
    در مقتل شهادت سلطان عالم آمد
    حسین جانم حسین جان
    ای شهر جدو امجدو والا تبار من
    بنگر حسین چگونه از این خانه میرود
    حسین عزیز زهرا
    زد خیمه در کربلا
    شد کربلا گل باران
    از اهل بیت طاها
    ای آستان مادر دلسوز من بسوز
    این آشنا ببین که چه بیگانه می رود
    عباس امیر لشگر
    دستش فتد ز پیکر
    پشت حسین شود خم
    از ماتم برادر
    حسین جانم
    حسین جان
    ادنای شام اراذل کوفی نوشته اند
    آل علی چرا ره ما را نمیرود؟
    از ما حسین چه دیده که فرمان نمی برد
    بیعت نمیکند ره خصمانه می رود
    اینجا علی اکبر در خون شود شناور
    صحرا شود گلستان، از لاله های احمد
    حسین جانم
    حسین جان

    بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادر
    علی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏
    دوست دارم تشنه باشم شیر مادر را ننوشم
    تا که جام از دست شاه جنت المأوا بگیرم
    دوست دارم قبر من اغوش ثار الله باشد
    راه معراج فسبحان الذی اسرا بگیرم
    عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟
    گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏
    مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من
    ببین اشک روان من،علی اصغرم لالای
    بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای شیرخوار اصغر

    سر دور از وطن منزل مبارک
    عزیز بی کفن منزل مبارک
    ز هجرت سینه زن منزل مبارک
    شد این سر پاره تن منزل مبارک
    دل واله نهضت حسین است
    جان محو حقیقت حسین است
    دل های همه خدا پرستان
    کانون محبت حسین است
    فتحِ هدف از شکست خود یافت
    این اصل سیاست حسین است
    حسین جانم حسین جانم حسین جان
    به پیمان تو قربانم حسین جان
    شهید سر جدا منزل مبارک
    غریب کربلا منزل مبارک
    قتیل اشقیا منزل مبارک
    گرفتار مبلا منزل مبارک
    اول ز جوان خود گذشتن
    مصداق عدالت حسین است
    پاشید به چرخ خون اصغر
    این رمز شفاعت حسین است
    بوسید غلام خود چو فرزند
    این حد مروت حسین است
    عجب مهمان نوازی کرده خولی
    تنورت داده جا منزل مبارک

    سقای تشنه کامان
    در وقت دادن جان
    گفتا به ناله و آه
    مولی ابا عبد الله
    لبیک یا ثارالله
    مولی ابا عبدالله
    دوست دارم داد دل از چرخ بازیگر بگیرم
    گر در این عالم نشد در عالم دیگر بگیرم
    دوست دارم نام من باب الحوائج باشد اما
    پنجۀ مشکل گشا آنگه من از داور بگیرم
    دوست دارم بشنوم صوت خوش ام البنین را بوسه ای یک بار دیگر از صورت مادر بگیرم
    منم حسین جگر سوخته برادر تو
    فتاده ام من اینگونه در برابر تو
    عباس من برادر رشید من
    نه دست در بدن و نی به تن رمق داری
    بخواب جان برادر بخواب حق داری
    دستم ز تن جدا شو
    در راه دین فدا شو
    از کوفیان گم راه
    مولا اباعبدالله
    آمد به دیده ام پیر
    پر خون تنم ز شمشیر
    ای رهبر نکو جان
    مولا اباعبدالله
    دوست دارم تا قیامت از رقیه رخ بپوشم
    دوست دارم در بغل قنداقه اصغر بگیرم

    محمد جواد غفورزاده

گـهـر در شبکه هاي اجتماعي