X بستن تبليغات
مطالب پيشنهادي

داستان فوق العاده عاشقانه از دلیل عشق

تاريخ : ۱۳ دی
بازديد : 625

داستان فوق العاده عاشقانه از دلیل عشق

love2 داستان فوق العاده عاشقانه از دلیل عشق

داستان فوق العاده عاشقانه از دلیل عشق

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟

چرا عاشقم هستی ؟

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما میتوانم ثابت کنم که دوستت دارم

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم ..

همسر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

پسر گفت : خوب … من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی …

چون صدای تو گیراست ….

چون جذاب و دوست داشتنی هستی ….

چون باملاحظه و بافکر هستی ……

چون به من توجه و محبت می کنی …

بخوانید :   آشنایی با مناطق ترسناک ایران

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم ………..

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم …

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ….. اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمیتوانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت میکنی …… چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ….. آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان ….. هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دارد؟ نه …… و من هنوز دوستت دارم و عاشقت هستم

(کل ۲۶۳ , ۱ آمار امروز)
loading…


آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
گـهـر در شبکه هاي اجتماعي