X بستن تبليغات
مطالب پيشنهادي
loading...

داستان حلوای نسیه!

تاريخ : ۲۸ خرداد
بازديد : 310

مردی از حلوافروشی درخواست کرد تا یک کیلو حلوا به او نسیه بدهد، حلوافروش گفت: بچش که حلوای عالی است.

مرد گفت: من روزه هستم و قضای روزه سال پیش را دارم.

حلوا فروش گفت: به خدا پناه می برم از این که با تو معامله کنم. تو قرض خدا را یک سال عقب می اندازی با من چه می کنی؟

(کل ۴۰ , ۱ آمار امروز)
بخوانید :   آشنایی با جاذبه های سلماس در آذربایجان غربی
loading…


آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
گـهـر در شبکه هاي اجتماعي