X بستن تبليغات
مطالب پيشنهادي
loading...

خلاصه قسمت سوم ماه عسل ۹۳

تاريخ : ۱۱ تیر
بازديد : 843

خلاصه قسمت سوم ماه عسل ۹۳

ghesmate3 mah asal خلاصه قسمت سوم ماه عسل 93

بسم الله الرحمن الرحیم….

امشب برگه ماه عسل ۹۳ ورق خورد….

طبق روال همیشه پس از قرائت دعافرج توسط جناب علیخانی وصحبت ها وتلنگر های جذاب ایشان ؛ابتدا تیتراژ ماه عسل به نمایش درآمد…سپس جناب علیخانی درباره فیلم هایی که قراراست مردم تا قبل از عید فطر به دست گروه ماه عسل برسد چند نکته ای را یادآوری کردند.سپس وارد فضای ماه عسل یاهمان صدف شدند ودرقسمت اول چهار مهمان حضورداشتند.سه مهمانی که ابتدا گفت وگو برنامه را باآنها شروع کردند؛اهل ارومیه شهرستان سلماس بودند.یک پدروپسر بودند به همراه خواهرزاده پدر.پدراین خانواده فوق العاده زحمت کش وصادق بود.شغل این پدرامورمربوطه به بنایی بود.

 

پسراین خانواده روزی دریکی از مسابقات پیامکی شرکت میکند وپیامکی را میزند واصلا خیالی نداشت به برنده شدن وشانس.که بعداز مدتی متوجه میشود که برنده یک دستگاه بنز شده است باوجود اینکه این پسرهنوز به سن قانونی خود نرسیده بود.جالب توجه اینجا بود که این ماشین اولین ماشین زندگی آنها بود.خدایا شکرت…..
واما درهمان قسمت اول یک مهمان عزیز دیگری بود که اهل تبریز بودند.ایشان به علت اینکه برادرشان سرطان داشتند ودرحالحاضر مشغول شیمی درمانی هستند از طرف برادرشان به برنامه آمدند.ایشان میگفتند که حدود صدوبیست میلیون تومان ابوالفضل برادرم برنده شد وباآن مبلغ بیشتر هزینه درمان خودرا توانست پرداخت کند.

 

*****تلنگر جناب علیخانی که امشب زدند وبسیار جالب بود این بود که گفتند؛متاسفانه دربین مردم رایج شده که وقتی میخواهند مهمانی را دعوت کنند ابتدا سراغ آن آدمی میروند ودعوتش میکنن که بیشتراز همه غر میزند وازهمه نیز بی ادب تر است.

******* واما تلنگر بعدی جناب علیخانی این بودکه حداقل کسایی که روزه خوار هستند مراعات روزه داران را بکنند وباصحبت کردنشون هواسشان به خودشون باشد‌.وسپس آیتمی از فیلمی که توسط یکی از بینندگان فرستاده شده بود پخش گردیددرقسمت دوم برنامه امشب از خانواده ای دعوت شده بود که پدراین خانواده سریدار یک دبیرستان دوشیفته بودند وبه شدت زحمت کش بودند.این پدر برنده یک دستگاه ….شده بود وتاقبل ازآن یک پراید داشت که به علت بیماری قلبی مادرش آن ماشین را فروخت که کمی از هزینه درمان مادرش را تامین کند…..خدایا شکر….اما حالا من یک چیزی خیلی دلم میخواد بگم اینکه آرهخدا نظاره گر اعمال همه وهمه هست شک ندارم که مهمان آخرواول رو خدا خواسته…خداخواسته شانس معنی نداره….خداخواسته که هزینه درمان یک بیماراونم بیمارسرطانی راحت فراهم بشه….خداخواسته تا زندگی یک بنا شیرین تراز عسل بشه….خداخواسته که زندگی یک سرایدار با زحمت وپول حلالی که درمیاره نوش جون خانواده بشه….خدایا شکرت….
۲۷تا ماه عسل ۹۳…..
التماس دعا.

یاعلی.

**********

سلام به روی ماه همه شما هموطنای خوب و نازنین و دوست داشتنیه خودم خیلی مخلصیم هرچقدرم هرروز که میایم جلوی شمامی ایستیم از شماتشکر کنیم به خاطره خیل محبتها و انرژی های مثبت و حتی یه جاهایی تیغ تند و تیزه نقادیتون بازم کمه واقعا برای اینکه همینقدر که تماشا می کنید و اینقدر براتون اهمیت داره و اینقدر با وسواس تماشاشون میکنید و رسدشون میکنید یه دنیا برای ماها ارزش داره واقعا سپاسگذارم از این بابت ممنونم از کسایی که نقطه به نقطه خیلی تیزبین تماشا کردن و یه جاهایی رو که احساس کردن که باشکل و ماهیت و شاکله ی ماه عسل ممکنه در تناقض باشه یا میتونه بهتر باشه رو یاد آوری کردن.واقعا خیلیم گارد عجیب ما بهترینیم و همه چیرو میفهمیمم نداریم خداشاهده و فکر میکنم اصلا به همین جهته به همین برکته که سال به سال و روز به روز حال و حس و حال ماه عسل آدمهای بیشتری رو برای خودش جذب کرده برای همینه که ما هرروز شماهارو نگاهتون و باورتون ونظراتون و نقداتون و رسد میکنیم و نگاه میکنیم و سعی میکنیم که خودمونو بهتر پیدا بکنیم برای اینکه شبیه بشیم و آرزوی من و همه رفقام اینه که تعداد بیشتری شاهد بیننده و شنونده داستان زندگی هموطناشون بشن چون نکته بزرگ و غریب این ماجرا اینه که کسایی که رو صندلی ماه عسل میشینن شماها خوب اگه دورو برتون و نگا کنین شبیهشون و پیدا میکنید.و این خودش نکته ایه که هم همزاد پنداری بیشتری و میطلبه و هم اینکه قصه ها قصه هایی نیست که مثلا بگیم ما همچین آدمی و تا به حال ندیدیم و اینا.امروزم سه تا مهمون داریم.خیلی حرف زدم شروع کنیم بهتره…

 

بعد از پخش تیتراژ ابتدایی برنامه با صدای مرتضی پاشاییاین نکته که بتونیم به این جا برسیم به این سر خطه برسیم که ما خیلی بخوایم خوش بینانه تلقی بکنیم اغلب اوقات قدرت تشخیص یک ماجرایی که برامون رقم میخوره اینکه آقا خیرمونه یا خوب نیست خوش نیست خجسته نیست برامون رو نداریم.چون اگه داشتیم دیگه زیر چترو دایره مخلوق نبودیم خودمون میشدیم خالق و اونوخت میشدیم خداوند…اینکه دارم میگم به لحاظ کلام و از دهن من خب هم یه چیز گنده ایه و هم اینکه شاید خود من هم تمام عمر درگیرش بودم  که فلان چیز برای من خوب نیست این برای من خوبه ولی هممون تجربه کردیم ویژه آدمایی که سن و سالی ازشون گذشته به مراتب بیشتر ماجرایی که سفت پاش وایسادن دعوا کردن با همه ادمای دور و برشون با اونی که اون بالاست من میخوامش چون دوسش دارم چون خیره چون خوبه چون خوشبختی یعنی همین شانس یعنی همین چون اقبال یعنی همین و چون از پشت پرده ی رمز آلود کائنات بی خبریم وقتی اتفاق میفته میبینیم که عین بدی بوده عین شر بوده برامون.آدمی که قاعده اصلی دنیا و کائنات و کشف کرده باشه میدونه که حتما من نمیتونم تشخیص بدم که این چیزی که من براش اصرار دارم درسته یا نه.و چقدر آدم در طول تاریخ بودن اصن ولش کنیم تاریخ و در دوران معاصر خودمون آدم زندگی کرده  که بعدش فهمیده چیزی که میخواسته چقدر بد بوده و خداروشکر نیمده برای خود من و توهم اتفاق افتاده دیگه سر یه چیزی صفت وایسادیم بعد میگیم خدایا شکرت نیمد نشد نداااادی.بعدم یه خصلتی هممون داریم،ما فقط خدای دهنده رو دوستداریم.خدا دو تا خصلت داره دیگه یا میده یا می گیره ماهم نگاهمون نگاه اقتصادیست نگاه تجاریست اگه دادی که چاکرتیم عبدتیم بندتیم نه کلامون میره تو همم…غیر اینه؟

 

بعد از دیدن خلاصه قسمت قبل برنامهاحسان علیخانی دوتا نکته گفت.نکته اول درمورد شماره پیامک برنامه (۲۰۰۰۰۳۳۳)بود که شما میتونید بابرنامه ارتباط برقرار کنید و حرفاتون و بزنید.نکته دوم مربوط به ماجرای امسال ماه عسل بود که شما میتونید فیلم های دویا سه دقیقه ای بسازید و برای برنامه بفرستید…….یه تعدادی کاملا گرفتن قصه چیه،یه تعدادی تاالان اصن نگرفتن.که من باز حرف دیروزمو تکرار میکنم.اولا شما میخواین فیلم بفرستین که ما تو تلوزیون پخش کنیم،اون چیزی که شما واسه ما میفرستی تاحالا تو زندگیت دیدی تلویزیون پخش کنه اونو!!؟؟؟به نظرتون!!؟؟؟؟نه این شدنیه به نظر شما؟؟!!سربسته خیلی رکم میتونم بگم دیروزم گفتم که فیلم حنا بندون و پاتختی و اینارم گفتم فیلمای شخصیتون هیچ ربطی به ما نداره اصلا!!بعد وقتی شما با عمه محترمتون صحبت میکنید برای فیلم اون عمتون باید قابل پخش باشه،اون عمه ای که شما در خونه میبینی با عمه قابل پخش خیلی فرق داره!بنابراین نفرست اون فیلمو خب!؟و دو اینکه یه چندتا فیلم به دست ما رسیده یه سری آدم دست به آچاره دست به دوربین فوق العاده ما پیدا کردیم تو اقسا نقاط کشور که سوژه داشتن قصه داشتن سرو ته داشتی فیلمی که گرفتن که خیلی هم جذاب بوده.برای همین نه فرصت خودتونو بسوزونید نه ما فیلم حیات وحش و گربه داره اونیکی و قلقلک میده و اینا رو برای ما نفرستید ما جرا باید ربط به ماهیت و شاکله ماه عسل داشته باشه.دوربین مخفی الان براچی میفرستین؟؟!!!؟؟یارو صندوق پستی قایم شده نامه بندازی توش درشو وا کنه بزنه تو گوشش اون به چه درد ما میخوره؟ها؟!!!آرشیویم جایزه نمیدیم اصلا و الا شما فقط اینترنت نداری ما اونترنت داشته باشیم که ماهم اونارو میبینیم که شما میبینید برامون میفرستید.عید فطرم جایزه داره این فیلما.

 

وارد دکور برنامه شدن……….مهمونای امروز برنامه از آربایجان اومده بودن که برنده یه بنز شده بودن.پدر این مهمون بنای ساختمون بودن که قبل ازبردن اون جایزه یه مسجد و به طور رایگان بنایی کرده بودن و این اولین ماشین زندگیشون بوده.پسرشون برنده بنز شده بود و میگفت زن عموش گفته که تو واسه قرعه کشی شرکت کن و اونم اصرار داشته که من شانس ندارم و زن عموش هم گفته تو بده اگه برنده شدی ماشین مال من و الان هم میگن که باید ماشین و بدی به من….تصمیمی که برای این ماشین داشت  فروختنش بود که قیمت ماشین سیصد ملیونه.مهمون دیگه برنامه برادر برنده یه جایزه ۱۱۰ ملیون تومنی بودن که برادرشون به علت بیماری که داشتن نتونسته بودن بیان.ایشون سرطان داشتن و تمام پولی که برنده شده بودن رو خرج بیماری برادرشون کردن و میگفتن که اگر برنده نشده بودن خیلی سخت پول درمان برادرشون جور میشد.مهمونای پارت بعدی برنامه یه خونواده چهار نفری بودن که یه ماشین سی چهل ملیونی برنده شدن.پدر این خونواده سرایدار مدرسه بودن.اونا هم میخواستن این ماشین و بفروشن.قبل از بردن جایزه ایشون پراید داشتن و برای خرج عمل قلب مادرشون فروخته بودنش.این جایزه رو هم تو روز مادر گرفته بودن.ودر آخر آقای علیخانی از دکور برنامه خارج شدن و….من فکر میکنم زیادی حرف زدم واسه مظلومیت مهمونای پارت آخر بازم حرفمو تکرار میکنم این خیر و شررو ما تو خیلی مواقع متوجه نمیشیم برای اینکه اگه قرار بود متوجه شیم اونوخت ما میشد اسممون خدا و با نگاه کردن به زندگیمون از یه دریچه دیگه قطعا پی به این خواهیم برد چه اتفاقاتی بوده که ما مصرش بودیم و میخواستیم و نشده و عین خیر بوده واسمون.لج نکنیم واقعا.لججج نکنیم.ماهتون عسل…

 

***********

بسم الله
برگ سوم ازماه عسل۹۳هم ورق خورد.
دعای فرج توسط احسان خوانده میشود.کلیپ یارب طه حسین پخش میشود.درپارت بعدی حرف های ماه عسلی احسان که سرشارازدرس ونکات پندآموزاست به گوش میخورد که دراین قسمت به طور کل درموردایه ی شریفه ی (عسی ان تکرهوشییاوهوخیرلکم وعسی ان تحبوشییاوهوشرلکم)بود.تیترژبرنامه پخش میشود.درپارت اول ازمهمانان دوگروه حضورداشتندکه گروه اول۳نفره وازآذربایجان غربی و”روه دوم یک نفه وازآذربایجان شرقی بودند.موضوع برنامه امشب برندگان قرعه کشی بود.گروه اول که پسری باپدروپسرعمه اش به برنامه آمده بودندازطریق اس ام اس صاحب یک دستگاه خودروبنزشده بودند.درواقع همان پسرکه۱۸سال داشت این جایزه رابرده بود.نکته یجلب توجه این است که این خانواده تاپیش ازاین ماشین ازخودنداشته بودند!اماوقتی خدابه آدم نظرکنه….خلاصه مهمان دوم فردی ازآذربایجان شرقی بود.که دراصل برادر۱۷ساله اش این جایزه یعنی مبلغ ۱۱۰میلیون تومان راازطریق پیامک به یک شرکت برنج برده بوداما به دلیل کسالت برادربزرگش به نیابت ازاوآمده بودودرمورداینکه این پول رابرای خرج عمل های برادرش استفاده میکنددومسایلی دیگرسخن راند…
خلاصه پارت سوم برنامه بامحوریت همین موضوع راجع به فراش مدرسه ای بودکه باحقوقی اندک خانواده ی۴نفره ی خودرااداره میکردوپس ازدست وپنجه نرم کردن بامصایب گوناگون مالی خداوندبه اولطف کرده بودودریک قرعه کشی دارنده یک ماشین به ارزش تقریبی ۲۵۰میلیون تومان شده بود.
یادمون نره اونی که اون بالاست همه چیز روبه نفع ماهامیخوادپس فرمان دوچرخه ی زندگی رودست خودش بدیم وملفقط پابزنیم.
ماهتون عسل..یاعلی..امضا:فاطمه زهرا۶۱۸۱۵

 

****************

سلام قسمت سوم برنامه اقا  احسان مثه همیشه مودبانه جلوی دوربین حاظر میشن و با سلام و احوال پرسی و تشکر از مردم که برنامه رو میبینن مخصوصا اونایی که دقیق تر میبینندو تیتراژ با صدای مرتضی پاشایی عزیز قصه امروز ماه عسل درمورد موضوعیه که همه ما این روزا درگیرشیمگاهی اوقات ما چیزی رو میخوام که فک میکنیم برامون خوبه. فقط همون واسمون عالیه اما سرنوشتی که خدا برامون تعیین کرده به نفعمونه و بعد از زمان هایی میفهمیم که چقدر خوب شذ که این اتفاق نیفتاد(خلاصه و چکیده مطلب رو گفتم )و توضیحاتی درباره کلیپ هایی که مردم میفرستن و دوباره توضیح دادن که فیلم پاتختی یا فیلمی که با عمه مصاحبه میشه رو نمیشه پخش کرد  و از پشت صحنه گفتم فیلم ٩٠ دقیقه ای بوده که نمیشه دانلود کرد  و تعریف از بعضی ها که فیلم های خیلی خوبی که فرستادن . و خواهش کرد که فیلم کوتاه و مفید باشه که وقت هیچکس گرفته نشه و قسمت های خیلی کوتاهی از صحبت های دیروز و مهمانان.  

 

اقا احسان گفت نظرات خودتون رو برامون بفرستین   شماره پیامکی مال شماست نه مال ما. و منم بعضی هاشو دوستان بهم میدن و میخونم. و دوستانیی که نظرات رو میبینند خودشون دستشون به نقد میره چند تا ماجرا با یه عنوان  برنامه امروز ماس. از نقاط مختلف کسور ما هم اومدن اقا احسان سلام و أخوال پرسی رو قبلا کرده و اول میره سراغ اقایی که از استان اذربایجان شرقی اومدن و سه نفر دیگه از اذربایجان غربی اومدن.  که دایی و پسر دایی و یه اقا پسری که پسر عمه میشد به قول اقا احسان.  و قصه رو که توضیح میدن از این قراره :اقا پسر (مهدی) که میشه پسر دایی (احسان اقاهرو دایی صدا میکنه ) تو قرعه کشی  ماشین بنزمیبره و طبق گفته های ایشون پسر عمه زنگ میزنه میگه شمارتو  زیر نویس کردن شبکه ٣ و باورش نمیشه. تا اینکه از طرف خود أون شرکت زنگ میزنن میگن بنز بردی  و به پدرش(دایی ) زنگ میزنه و میگه و خوشحال میشن. احسان هم قیمت رو میپرسه که ٣٠٠ میلیونی هست. و میگن میخوایم بفروشیم تا سرمایع کار مهذی بزنیم.  

 

و شغل دایی بنایی و خونه از خودشون دارن. اقا احسان اسم ماشین وو نمیگه چون باید فاکتور بازرگانی  بدن. ولی در حین برنامه اسم از دهنشون در میره. پیمان(پسر عمه مهدی ) صحبت هایی میکنه که من دایی مو واسه بنز دوست ندارم ،واسه خودشون دوسشون دارم و احسان  میگه دوباره این حرفو بگو(به خنده )و دوباره حرف رو تکرار میکنه. و این پیشنهاد اس أم اس دادن رو زن عمو داده به مهدی و میگه حالا باید بدی به من و احسان باور نمیکنه میگه بعدن در موردش حرف میزنیم. واین خونواده تاحالا ماشین نداشتن و احسان باور نمیکنه. 
و قرار بوده هفته قبل ماشین بخرن (پژو )که قسمت نشدو پیمان میگه از این به بعد پسر دایی میشه داداش و احسان میگه خوراک فامیلاس ها و یه مثال میزنهمثل یه مهمونی که اول به پولدار رو زنگ میزنن دعوت میکنن. که از همه بی ادب تره و بد أخلاق تره. تا بیاد ولی به یع مهمون که ساده تره و خوش أخلاق تره و …ذیر زنگ میزنن. میگن باشه اول به اون بزنیم دعوت کنیم که پوزش بیشترهًو پیمان میخواست توضیحی بده در مورد دایی شاحسان به ساعتش نگاه کرد و پیمان گقت اگه وقتتون رو نگیرم بگمگفت داییم دوماه سر یه مسجد مجانی کار کرد و من اون دایی رو دوست دارم. نه دایی که بنز داره. و این همون حرفی بود که احسان گفت منو نکاه کن و یه بار دیگه این جمله سمبلیک رو تکرار کن

 

مهذی میکه من هیچوقت شانس نداشتم و پدرش(دایی) میگه لطف خدا و خواسته خدا بوده حالا داستان ایرج حیدری برادر ابالفضل.. که سرطان داشته نیومدهخیلی هم اروم حرف میزد که احسان گفت اندازه من بلند حرف بزنبرادرش ت قرعه کشی ١١٠میلیون برنده سده و تاالان صرف شیمی در مانیش شدهو روز قرعه کشی که تو تهران بوده فرداش عمل داشت  پسره ١٧سالهخوذش تو تلویزیون دیده بوده اما کسی زنگ نمیاد و برادرش که اقا ایرج بوده تو سایت رفته و دیده اسمش نیس. ولی فرداش بهش زنگ زدنو تو قرعه کشی ١١٠ میلیونی رو برده  و خواست خدا میدونه احسان رو میکنه به دایی میگه قضیه زن عمو چیهو دایی میکه به مهدی بکو اون میدونه و احسان میگه چیکار کردی مهدی هم میگه سعی کردم بپیچونماقا احسان هم ماشین کجاست   و تهرانه و قراره بفروشناحسان هم میگه مواظب باشین مفت ازتون بر ندارنو میرن اگهههه  رو ببینند. تا یکم وضعون خوب بشه(به قول احسان )

 

************

قسمت سوم ماه عسل ۹۳ باخواندن دعای فرج احسان علیخانی آغازشدوپس از پخش وله ای به زبان عربی صحبت های احسان علیخانی:بسم الله الرحمن الرحیم سلام به روی ماها همه ی شماها هموطنان نازنین ودوست داشتنی خودم خیلی مخلصیم خیلیم ممنونیم هرچقدرم هرروز که که میایم جلوی شما می ایستیم وازشماتشکرمی کنیم بخاطر خیل محبت های وانرژی های مثبت وحتی یه جاهای تیغ تندوتیز نقادیتون بازم کمه واقعا برای اینکه همین که تماشامیکنیدوانقدربراتون اهمیت داره وانقدر باوسواسی تماشاش میکنید ورصدش میکنیدیه دنیا برای ماارزش دارع واقعا سپاسگذارم.ازاین بابت ممنونم

ازکسای که مارو نقطه به نقطه وخیلی تیزبین تماشاکردن ویه جاهای رو که احساس کردن باشکل ماهیت وشاکله ی ماه عسل ممکن در تناقض باشه  یامیتونه بهتربشه رو یاداوری کردن ممنونیم واقعا خیلیم گارد عجیبه مابهترینیم وهمه چیو میفهمیم نداریم خداشاهده.به همین جهت وبرکته که هرسال به سال وروز به روز حال واتمسفرماه عسل ادمای بیشتریو برای خودش جذب کرده برای همین که ماهرروز شماهارو نگاهتونو نگاه میکنیم وسعی میکنیم خودمونوبهتر پیداکنیم برای اینکه شبیه بشیم وآرزوی من وهمه ی رفقام اینکه تعداد بیشتری شاهد وتماشاگرقصه های هموطنان شوندچون نکته ی بزگ

این ماجرااینکه کسای که رو صندلی ماه عسل میشینن شماها هامیتونید شبیهشون پیداکنید.امروز ۳ تاماجراداریم ودرواقع به تعبیری امروز روز اول قصه های جدیدمونه.خب زیاد حرف زدم زودتر برنامه رو شروع کنیم وسپس تیتراژانتهای ماه عسل با صدای مرتضی پاشای پخش شد. 

                                                                                                                                                                                                                               پس از پخش تیتراژ احسان علیخانی گفت این نکته که بتونیمبه اینجابرسیم به این سرخط برسیم که ماخیلیبخوایم خوش بینانه تلقی کنیم اغلب اوقات قدرت تشخیص خوبی وبدی رونداریم چون اگه داشتیم دیگه زیر چتر مخلوق قرار نمیگرفتیم وخودمون میشدیم یک خالق وخودمون میشدیم خدا.اینکه دارم میگم به لحاظ کلام ودهن من خب هم خیلی چیزه گنده ای  هم اینکه شاید خودمنم درتمام طول عمرم درگیرش بودم وهمیشه باش دعواداشتم ویقشو گرفتم که این برامن خوبه.ولی هممون اینوتجربه کردیم ویژه آدمای که ازشون سن وسال گذشته به مراتب بیشترماجرای که سفت پاش وایسادیم وبادعوا مرافعه بادیگران وبااونیکه اون بالاست که من میخوام چون دوستش دارم چون واسم خوبه چون واسم خوشبختی میاره وچون از پشت پرده ی راز آلود کاینات خبرینداریموآینده وآتیه رووقتی اتفاق میفته میبینیم که عین بدی وعین شر بوده .آدم باهوش حتی به هوش بستگی داره به نظرم ادمی که قائده اصلی کائنات رو کشف کرده باشه میدونه که حتما من نمی تونم تمیز بدم که آیا این چیزی که بهش اصرار کردم بدست بیارم درسته یانه!وچقدر آدم دور وبرمون زندگی کرده که بعدا فهمیده چیزی که پی اون بوده چقدربد بوده وخداروشکر که نیومده .براخودمونم اتفاق افتاده که پای چیزی صفت وایسادیم سور وایسادیم بعد فهمیدیم خدایاشکرت که ندادی ویه خصلتم که هممون داریم مافقط خدای دهنده رو دوست داریم.خدیه جای دهنده ست یه جای گیرنده.اگه دادی چاکریم عبدتیم نهکلامون میره توهم.وپس ازآن کلیپی ازپشت صحنهقسمت دوم پخش شدوپس از برگشت به لوکیشن ماه عسل احسان علیخانی درباره ی کلیپهای که باید برای برنامه فرستاده میشد حرف زد وواردد قلب وصدف ماه عسل شد.                                                                                                                                                                                                                               

درپارت اول ماه عسل ۴ مهمان از۲ نقطه ی کشور حضورداشتند با یک عنوان مشابه.اولین مهمان ماه عسل یک بنابود که با فرزند وخواهرزاده اش روی صندلی ماه عسل نشته بودنوزندگشونه رو روایت میکردند وازجایزه ای که برنده شدند حرف زدند.وبرندهشدن دراین جایزه ۳۰۰ میلیونی رو خواست خدا میدونستن ودلیل دیگرش بنای کردن بدون مواجب درمسجد.درهمون پارت اول مهمان دیگیری حضورداشت که به دلیل شمی درمان شدن برادرش بجای اون پادر دکور ماه عسل گذاشته بود ومیگفت حاضرم ۱۱۰ میلیون رو نمیبردیم فقط برادرم سالم بود واین پول خرج بیماری برادر مریضش شده.وسپس کلیپی  که مردم وبینندگان ماه عسل ضبط وتنظیم کرده بودند پخش شد.                                                                                                                                                                                                                         
درپارت دوم برنامه پدر سرایداری بادوفرزند وهمسرش

مهمان برنامه شد.این سرایدارزحمتکش برنده ی جایزه ۳۰۰ میلیونی شده بود وبه گفته اش ماشینی که قبلا داشته بخاطر بیماری مادرش فرخته ومیخواهد بافروختن این ماشیم ۳۰۰ میلیونی خانه ایبرای مادرش بخرد.اون تمام این اتفاقت راخواسته خدا ودعای خبر مادرش میدانست.ودرانتها صدف  ماه عسل روی  مهمانانی که دران مرواریدی بودند بسته شد.واحسان علیخانی گفت خیر وشر رو خیلی وقتا مامتوجه نمیشیم برای اینکه اگه  متوجه میشدیم مااسممون میشدخدا.بعضی وقتا از یه دریچه ی دیگه ای نگاه کردن به زندگیمون حتما پی به این خواهیم بردکه چه اتفاقاتی که مامرانه میخواستیمونشدهوعین خیر بوده.لج نکینم.ماهتون عسل.وسپس تیتراژ پایانی ماه عسل پخش شد

********

بسم الله الرحمن الرحیم…
برنامه طبق معمول همیشه،با صدای دعای فرج احسان شروع شد..
بعدم مثل همیشه صحبت های اولیه و حال و احوال و پخش تیتراژ..
بعد از پخش تیتراژ احسان صحبتای زیبایی کرد ک الان واستون مینویسم:
اول از هرچیز ٢نکته بگم..اول شماره پیامکمونه .نظرات خودتونو به ما پیامک بزنید..دومم اینکه یک سریا موضوع فیلمو فهمیدن،اما یک سریا هنوز واسشون مبهمه…ببینید دوست عزیز شما الان این فیلمی که فرستادی رو تاحالا دیدی تلوزیون پخش کنه؟؟ما میخوایم پخش کنیم این فیلمارو..مثلا شمایی که با عمت صحبت کردی فیلم گرفتی فرستادی،عمه ی شما با عمه ی قابل پخش فرق میکنه..ما نمیتونیم اونجوری پخشش کنیم..
بعد از این نکته ها گفت: میخوام یه حقیقتیو بگم،ما هممون خدای دهنده رو دوست داریم،خدای گیرنده رو نه..اصولات خدا یه چیزی میگیره یا یه چیزی میده..اگه داد،میگیم ما خیلی نوکریم،اگه نداد و گرفت کلاهامون میره توهم…اما باید بدونیم چیزایی که ما میخوایم همیشه به صلاحمون نیس…
بعد هم پشت صحنه ماه عسل دیروز پخش شد و دوباره برگشتیم به دنیای ماه عسلیای امروز..
٣نفر روی مبل سه نفره نشسته بوودن که نسبتشون دایی و پسر دایی و پسر عمه بود،یک نفرم تنها اومده بوود..
پسر دایی (اقا مهدی) برنده ی بنز شده بوود و قبل از برد این ماشینم ماشینی نداشتند و خونشون تو روستایی بوده…

اون یه نفرم اقای ایرج حیدری بودن که از تبریز اومده بودن و برادرشون یه جایزه ی ١١٠ میلیونی برده بودن و به علت توموری که تو پاشون داشتن نتونستن بیانو برادرشون اومده بوود..

در قسمت اخرم یه قاب ۴نفری رو میدیدم که یه اقایی همرا ٢تافرزند و همسرشون تشریف اورده بوودن…ایشون توی مدرسه کار میکردن و به قول خودمون بابای مدرسه بودن.. یه روز دخترشون یه ساندیس میخوره و شماره پشت ساندیسو پیامک میزنه ..یه پراید داشتن که واسه خرج درمان مادرشون میفروشن .. چند وقت بعد روز مادر بهشون زنگ زدنو گفتن توی قرعه کشی برنده ماسین شدین که قیمتش نزدیک ٣٠٠میلیون بوده 🙂

احسان پرسید: ماشینو چیکارش میکنی؟
-:میخوام بفروشمش یه پراید بخرم
بعدشم جفتشون میخندنو احسان از دنیای ماه عسلیامون خارج میشه و تیتراژ پایانی پخش میشه…
ماهتون عسل

 *******

به نام خالق فرصت های ناب
امروز ۱۰ تیر ۹۳ و باز پنجره ای به وسعت دلمون گشوده شد قابی که قراره ما رو به دنیای ادمهای ساده ای که در اطرافمون هستن اما نمی بینمشون یا نگاهمون بهشون خاصه.در این قاب قرار نگاه ما نگاهی ناب باشه به همه ی ادمها ،با هر ویژگی و خصلت خاص
احسان علیخانی برنامه رو شروع کرد و باز دعوت شدیم به همنفس شدن با ادمهایی مهربون در بهترین لحظه ای این ماه عزیز.
تیتراژ برنامه با صدای مرتضی پاشایی نه تنها بر زبانمون بلکه در تمام قلبمون زمزمه شد و شوری دیگه به لحظه های ما بخشید
 
بعد تیتراژ احسان علیخانی از حکمت خدا گفت از اینکه نباید برای رابطه مون با خدا دلالی کنیم رابطه مون اینجوری نباشه که بگیم خدا یا اگه اینو بهم دادی نوکرتم اگه نه دیگه….
از اینکه چیزی رو به زور نخواهیم چون خیلی چیزها هست که ما از ان بی خبریم
دلمون رو بار دیگه سپردیم به مهمونای سال پیش،روز پیش و دوست هایی همیشگی برای دفتر خاطرات ذهن و دلمون
و پشت صحنه ی مهمونای قسمت دوم رو دیدیم

.
بعد دیدن پشت صحنه احسان علیخانی باز از روند ساختن فیلمها گفت از اینکه قره فیلمها حال و هوای ماه عسل رو داشته باشه و در این قاب بگنجه و قراره فیلمی باشه که توی تلویزیون قابل پخش باشه
مهمونای بخش اول پیمان ،دایی ،مهدی از شهر سلماس بودند و مجید داداش ابوالفضل از روستای ثمین
اقا مهدی در قرهع کشی پیامکی یک بنز برنده شده بود این خانواده زحمت کش تاقبلش هیچ ماشینی نداشته بودند و اولین ماشینی که سوار شدن و مالکش بودن تبدیل شده بود به یک بنز چیزی شبیه یک ارزو.

.
لبخند روی لبامون نقش بسته بود حال و حس این برنده شدن حال خوبی بود که دوربین چرخید و روی داداش ابوالفضل متمرکز شد احسان علیخانی علت حضورش رو پرسید که گفت برنده شدن۱۱۰ میلیون پول داداشم در قرعه کشی  اما جای یکی یعنی همون برنده اصلی خالی بود ،جای ابوالفضل … وقتی احسان علیخانی علت را پرسید او جواب داد به دلیل بیماری اش نتونست بیاد و او مبتلا به سرطان بود ،از اون ۱۱۰ میلیون چیزی حدود ۸۰ میلیون هزینه ی بیماری ابوالفضل تا الان شده بود و برادرش با احساس عجیبی گفت نه بیماری اش را می تونم باور کنم نه برنده شدنش را …
و وقتی احسان پرسید کدوم رو میخواستی پول یا سلامتی ؟ گفت فقط میخواستم همه چیز مثل سابق باشه و برادرم مشکلی نداشته باشه. اقا ابوالفضلی که تو زندگیش فقط ۱۷ بهار رو دیده بود و به نقل از برادرش با امیدی وصف ناپذیر به زندگی اش ادامه میداد

.
کنار هم نشستن این ادمها حس خیلی عجیبی بود…
احسان علیخانی بعد از اگهی ها کمی دیگه با مهموناش گپ زد و بعد هم درباره ی جدال بین روزه خواران و روزه داران گفت و از کسی که عملا روبرو ی یک روزه دار مینشست و به نقل از خودش ساندویچ گاز می زد و بعد هم تازه پز میداد و او را به سخره میگرفت خواست که حداقل احترام این ادمها را نگه داره
بعد کلیپی از یکی از کلیپ های انتخاب شده پخش شد کلیپی که از هر سن و قشر و تباری میخواست از امید بگن و هرکی امید رو یک جور معنا میکرد …یکی از ارزوها و توان وسلامتی اش میگفت یکی از توکلش به خدا…
بعد از پخش کلیپ مهمونای دیگه ای بر صندلی صمیمی ماه عسل تکیه زدن .یک خانواده ی چهار نفره که مرد خونه بابای مدرسه بود و تمام تلاششو میکرد که به اندازه توانش دینشو به مدرسه ادا کنه و اگه مدرسه نمی سازه مدرسه ای رو اباد کنه

.
لحن صمیمی این مرد به قدری بود که همش نگران ساعت بودیم و  اینکه این قاب بسته بشه …این مردهم در قرعه کشی برنده شده بود و یک ماشین حدودا ۲۰۰ میلیونی برده بود میگفت تا قبلش یک پراید داشته که بنا به مسائلی که بعدها به اصرار احسان معلوم شد بیماری مادرش بوده اون رو فروخته بوده و از روزی گفت که مثل همیشه با خدا درد دل کرده بود خدا رو به امام حسین (ع)قسم داده بوده که کارش جور بشه و مشکلش برطرف و از حس پشیمونی برای قسم دادن .و از اجابت دعاش بعد از چند ساعت درست در شب میلاد حضرت زهرا (س) و روز مادر .
میگفت هرچی پیش بیاد و پیش اومده هر سختی و اسونی فقط توکلش به خداست …
حالا میگفت میخواد ماشینش رو بفروشه تا شرمنده ی مادرش نشه و بتونه به چند خانواده کمک کنه تا سختی نکشند…
امشب هم تموم شد و قاب ماه عسل بسته شد دلم میگفت با خودت زمزمه کن: خدایا راضیم به رضای تو … فقط خودت
 
ماهتون به شیرینی عسل …

منبع:جمعی از نویسندگان سایت ehsanalikhanighabile

(V 183 , 1 today)
مطلب پیشنهادی :   اکران فیلم زادبوم پس از 9 سال
loading…


آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
گـهـر در شبکه هاي اجتماعي