X بستن تبليغات
مطالب پيشنهادي
loading...

اس ام اس جدید خنده دار

دسته بندي : اس ام اس,سرگرمی
تاريخ : ۱۶ مهر
بازديد : 284

اس ام اس جدید خنده دار

196a44323301 اس ام اس جدید خنده دار

به راننده تاکسیه پول دادم برگشت گفت یه نفری ؟ گفتم خیلی وقته …

گفت بِبُر صداتو ، خرد بده پول خرد ندارم !

چرا ملت بی احساس شدن ؟ یکی نیست منو درک کنه

****************************

ﻓــﮏ ﮐﻨﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﮔﻤﺸـﺪﻩ ﯼ من ﺑﯿـﻦ ﻫﻤـــﻪ ﺗﻘﺴﯿـــﻢ شده !

به ﻫـــﺮﮐـﯽ ﻣﯿﺮﺳــﻢ ﯾـﻪ ﺣﺴــﯽ ﺑﻬــﺶ ﺩﺍﺭﻡ

****************************

یه روز یه خیاشور شورشو درمیاره میشه خیار

اصن بد وضی شده

************************

چرا میگن مثل مرغ پرکنده بیقرارم ؟

من هرچی مرغ پرکنده دیدم خیلی آروم تو فریزر خوابیده بوده !

**********************

ظهر تو تلویزیون دختره میگفت بابام گاواشو فروخته برا خواهرم جهاز خریده

بابام بهم گفت شانس آوردیم دختر نداریم وگرنه مجبور بودم بفروشمت !

ینی پدر واقعی من پیدا میشه !؟

*******************

من در حین کنکور ریاضی :

جوابی که من بدست آوردم ۲۳ هستش

گزینه ها : ۱۷ , ۱۹ , ۲۶ , ۳۶

من گزینه ۲۶ رو انتخاب میکنم چون به جواب من نزدیک تره

مطلب پیشنهادی :   سلفی های جالب حیوانات در حیات وحش

************************

یکی از دخترای همسایه اس ام اس داده : سلام من لپ تاپ خریدم صفحه کلیدش ژ نداره چیکار کنم؟

منم گفتم : جدی ی ی؟ اصلا خودتو نگران نکن

فقط سریعا زنگ بزن پلیس بگو لپ تاپ تقلبیه!!!

۱۵ دقیقه بعد تو کوچه صدای آژیر پلیس میومد =)))

هیچی دیگه مامانش زنگ زد صدتا فوش داد 😐

ولی کلا راضی ام از خودم :))

**************************

امروز از کناره یه پسره رد شدم داشت با مخاطب خاصش تلفنی حرف میزد

که یهو گفت: قهر نکن دیگه، مگه من میمون زشته احمقِ تو نیستم!

بعد انتظار دارین طوفان نیاد؟ زلزله نیاد؟

*************************

همسرم

همدلم

همزبونم

همپام

همدستم

همش درد میکنه

خداییش دکتر خوب سراغ ندارید ؟!

****************************

یه بار با رفیقم رفتیم تولد مخاطب خاصش،

خیلی باکلاس بودن، از اون خرمایه ها هم بودن.

بابا دختره همینجور تراول پنجایی می ریخت رو سر دخترش

هیشکیم به تراولا نگا نمی کرد فقط می زدن می رقصیدن

مطلب پیشنهادی :   کشورهای مودب جهان را بشناسید

منو رفیقمم پامونو میزاشتیم رو تراولا انقد فشار می دادیم تا کف پامون عرق می کرد

تراول می چسبید به پامون می رفتیم دسشویی میزاشتیم جیبمون!

اونجوری نگا نکنید پول لازم بودیم!

خلاصه یاد یکی از عروسی هامون افتاده بودم

ک داییم یه بسته ۱۰۰تومنی پاچید رو سر عروس ۴نفر دستشون شکست

۲نفر سرشون، بابابزرگمم انگشت دستش شکست، ۵نفرم رفتن تو کما

(V 47 , 1 today)
loading…


آخرين هاي اين بخش
ديگران چه مي خوانند
دیدگاه ها
برای ارسال دیدگاه مرتبط با این مطلب کلیک کنید
گـهـر در شبکه هاي اجتماعي